بایگانی برچسب: s

خاطره موسوی درباره مشارکت سیاسی

میرحسین موسوی مهرماه ۱۳۷۰ در سیمنار «بررسی مشارکت سیاسی مردم در حکومت اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)» در جمع فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق (ع) سخنرانی کرده که مرور آن برای دریافت تصورات یکی از مهم‌ترین مسئولان جمهوری اسلامی درباره مشارکت سیاسی مفید است. آخرین نکته از نظر موسوی «توجه خاص حضرت امام (ره) به مسائل محرومین و مستضعفین» بوده که سخنانش را اینطور به پایان می‌رساند:

«من به جای آنکه بحث نظری بکنم، دو خاطره خدمت دوستان می‌گویم تا در اینجا توجه امام (ره) را نسبت به توده‌های مشتضعف بیان کرده باشم. تابستان سال ۶۱ بود که کم کم مسائل بودجه مطرح شد. ما روزی خدمت حضرت امام (ره) رفته بودیم و بحث مسائل عمده و مهم کشور را خدمتشان مطرح می‌کردیم که یکباره ایشان صحبت مرا قطع کرده و فرمودند: «شنیدم که می‌خواهید سیگار را گران کنید».

معلوم بود که ایشان می‌خواهند مسئله بسیار مهمی را مطرح کنند و‌‌ همان گونه که قبلا اشاره کردم، امام (ره) یکی از استثنائی‌ترین چهره‌ها بودند که می‌توانستند مسائل مهم و عمده را از مسائل فرعی جدا سازند. ایشان هیچ‌گاه به همه مسائل نمی‌پرداختند بلکه کاملا مسائل را انتخاب می‌کردند. بنابراین گران شدن قیمت‌ها برای ایشان مسئله عمده و استراتژیک تلقی می‌شد.

ایشان فرمودند: شما می‌خواهید سیگار را گران بکنید؟ من گفتم: بنده هم مخالف گران کردن سیگار و همچنین چیزهای دیگر هستم و آثارش را در جبهه و جامعه می‌دانم. مجددا ایشان گفتند: به من اطلاع دادند که دولت به دنبال گران کردن سیگار است. من گفتم: یک بحثی مطرح است برای اضافه کردن درآمد دولت با توجه به اینکه بودجه ما کم شده است. و ادامه دادم که هنوز تصویب نشده و نظر خود من هم مخالف است.

ایشان فرمودند: نخیر، مسئله قیمت‌ها مسئله‌ای مربوط به رهبری است.

این جمله‌ای است که من از ایشان نقل قول می‌کنم و گفتند: شما این مسئله را برود بگویید که هیچ چیزی نباید قیمتش بالا برود مگر آنکه از من اجازه بگیرید. من هم آمدم به دوستان و مجلس پیغام دادم و بعدا هم با حضرت امام (ره) صحبت کردم و قرار شد سیگارهایی همانند اشنو ویژه، هما، زر و زرین و امثال آن‌ها که مردم مستضعف می‌کشند گران نشود، ولی آنهایی که اعیان‌ها می‌کشند کمی گران شود تا درآمد دولت کمی بیشتر شود.

این خاطره‌ای از ایشان بود که به بالارفتن پنج ریال یا یک تومان قیمت سیگار این همه اهمیت می‌داند که حتی بنده گزارش فلان مسئله مهم کشور یا گزارش جنگ را می‌بایست قطع می‌کردم. معلوم بود که برای ایشان این مسئله جنبه استراتژیک داشت.

مورد دیگری به یادم است که با آن بحثم را به پایان می‌برم. روزی به خدمت امام (ره) رسیدم. در‌‌ همان زمان بود که بحث فشار قیمت‌ها و تنگی معیشت برای مردم، مخصوصا قشر کارمند مطرح بود. ایشان فرمودند که تعاونی‌ها اجناس را ارزان می‌دهند، چرا شما از تعاونی‌ها برای کارمند‌ها استفاده نمی‌کنید.

البته این گونه توجهات را همه ما دیده و شنیده‌ایم که من دو مورد آن را به طور خاص انتخاب کردم و در اینجا مطرح ساختم. مثالهای فوق یکی از حساسیت‌های قوی امام (رحمةالله تعالی علیه) را که نقشی عظیم در بسیج مردم و حضور آن‌ها در صحنه‌ها داشت به خوبی نشان می‌دهد.

و در هر نظامی مردم مستضعف اگر احساس کنند رهبران آن جامعه به سرنوشت آن‌ها و رنج و درد آنان اهمیت می‌دهند بیشتر در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی حضور خواهند یافت و در مورد دیدگاه امام راحل و روشهای ایشان برای کشاندن مردم به مشارکت در سرنوشت سیاسی خود، موارد دیگری نیز می‌توان ذکر کرد که با توجه به کمبود وقت، از آن‌ها صرف نظر می‌شود.»

تتمه: این متن از کتاب پنج گفتار صفحه ۵۱ تا ۵۳ انتخاب شده که مشتمل بر پنج سخنرانی از میرحسین موسوی است. اولی هنگام تقدیم لایجه بودجه ۶۸ ایراد شده، دومی درباره مشارکت سیاسی است، سومی درباره احیای تفکر دینی، چهارمی درباره دستاوردهای دفاع مقدس، و پنجمی درباره توطئه یا توهم توطئه. مجموعه جالبی است از شعار‌ها و انشاهای کسانی که دهه شصت را دوران طلایی جمهوری اسلامی می‌دانند.

دو طرف متعهد شدند که متوقف شوند

اوباما چند سال حرف از «تغییر» زد اما در ایران بدون اصرار بیش از حد بر شعار، ظرف سه ماه تغییرات مهمی در سیاست خارجی اتفاق افتاد. این تفاوت در عمل نشان می‌دهد که دمکراسی در ایران مزایایی (مثل سرعت و قابلیت نوسان) دارد که آمریکا فاقد آن است. شبیه این تغییرِ یکباره پیش‌تر با آمدن احمدی‌نژاد نیز تجربه شده بود. در مقابل، سیاست خارجی آمریکا بسیار محافظه کار و بسته عمل می‌کند. علیرغم شعارهای فراوان وضعیت منطقه در دوره بوش و اوباما تفاوت چشمگیری نکرد، و وضعیت ایران به دلیل تحریم‌ها سخت‌تر هم شد.

توافقنامه ژنو صرف نظر از اختلاف نظرها نتایج مشخصی دارد. دو طرف متعهد شدند در مسائل مورد اختلاف متوقف شوند؛ ایران پیشرفت هسته ای را متوقف و آن را رو به کاهش می‌برد، تا غرب هم پیشرفت تحریم‌ها را متوقف و قسمتی از آن‌ها را لغو کند. همانطور که عنوان شده توافقنامه یک «برنامه عمل» است و با فضاسازی‌های رسانه‌ای، که بیشتر هم مصرف داخلی دارند، مفاد آن تغییری نمی‌کند. تا شش ماه دیگر معلوم خواهد شد که دستاورد کاهش تحریم‌ها روی اقتصاد ایران چقدر بوده و آیا ارزش عقب گرد هسته‌ای را داشته است یا خیر؟

آمریکا هرگز حقی برای غنی سازی ایران به رسمیت نخواهد شناخت. آن‌ها فقط می‌توانند یک برنامه رو به کاهش را در عمل تحمل کنند. بنابراین اصرار بیش از حد بر اینکه آیا آمریکا در این توافقنامه حق غنی سازی ایران را به رسمیت شناخته یا نه نزاع بی‌حاصلی است. چه اینکه در مواقع ضرورت این توافقنامه‌ها به کلی ارزش خود را از دست می‌دهند. در واقعیت هم نظرات آمریکایی‌ها تعیین کننده است چون آن‌ها دست بالا را دارند و تهدید نظامی می‌کنند، آن‌ها هستند که فشار وارد می‌کنند و این ایران است که باید فشار‌ها را مهار کند.

تا به حال موفقیتی برای ایران حاصل نشده و تنها زمانی امتیازی به دست می‌آید که ایران بتواند بدون پائین‌تر آوردن سطح و حجم غنی سازی تحریم‌های اصلی مثل نفت را کنار بزند. اما شش ماه بعد این استدلال که فعالیت‌های هسته‌ای ایران اطمینان بخش شده و دیگر نیازی به کاهش بیشتر نیست برای آمریکا رضایت بخش نخواهد بود. اگر آمریکایی‌ها درخواست تعطیلی بیشتری بدهند محتمل‌ترین اتفاق، متوقف شدن طرفین در وضعیت مورد توافق و بار دیگر آغاز «مذاکرات دامنه دار و زمان بر» برای وارد شدن به مرحله بعدی است.

توقف برای هر دو طرف قابل بازگشت است. علیرغم هزینه‌ها و خسارت‌ها، هم ایران می‌تواند به سطح فعلی غنی سازی بازگردد و هم آمریکا می‌تواند حلقه تحریم‌ها را تنگ‌تر کند. توافقنامه ژنو تنها یک «تایم اوت» یا فرصت تنفس است تا دو طرف در پایان شش ماه منافع و مضارشان را سبک سنگین کنند، که آیا می‌خواهند توافق‌های بیشتری را تجربه کنند؟ یا می‌خواهند نزاع بی‌حاصل را ادامه بدهند؟ یا آمریکا در فکر این است که کار را با اقدام نظامی یکسره کند؟ غیر از پایبندی دو طرف اتفاقات منطقه نیز در آینده تأثیر گذار خواهد بود.

دشمنان منطقه‌ای بعد از این توافق تلاش‌هایشان را مضاعف خواهند کرد تا ایران را به سمت خشونت بکشانند. با هر توافقنامه و هر تعهدی چهره ایران رو به تلطیف خواهد رفت اما رقبا وضعیتی را ترجیح می‌دهند که ایران، به جای تأثیر گذاریِ آرام و پیوسته، وارد تقابل‌های صریح و تنش زا بشود. هر جریان پیش بینی نشده ای بهانه‌هایی برای آمریکا و هم پیمانان سنتی‌اش مهیا خواهد کرد که اعلام کنند ایران مذاکرات را فقط برای کاهش فشارهای اقتصادی می‌خواسته و تمایل واقعی برای صلح و همراهی با جامعه جهانی ندارد.

با اینکه زمان استراحت نسبی برای کارکنان هسته‌ای فرا رسیده اما کارِ سخت در دستگاه سیاست خارجی ادامه خواهد داشت. علاوه بر شکل دادن ارتباطات پایش شده و هدفمند با آمریکا، آرام نگه داشتن منطقه‌ با علامت‌های مثبت وظایف پیچیده‌تری را به دنبال می‌آورد. بازی سخت اصلی اما در اقتصاد داخلی آغاز شده است؛ بزرگنمایی مذاکرات هسته‌ای و تأویل آن به «موفقیت» امیدواری‌های جدی مردم را در پی داشته و اگر بهبود واقعی در وضع معیشت اتفاق نیافتد آنگاه همه تلاش‌های انجام شده بی‌ معنا و ارزش خواهد بود.

 تتمه: شخصا امیدوار بودم قیمت عقب گرد هسته‌ای بیش از این‌ها باشد. آنطور که گفته می‌شود همه تعهدات طرف مقابل، در مجموع بیشتر از هفت میلیارد دلار نیست. | لغو تحریم طلا و خودرو در صورت تأثیر مستقیم در بازار، بُرد رسانه‌ای برای دولت خواهد داشت. در رسانه‌های ایران اهمیت خودرو از مایحتاج عمومی هم بیشتر است. | عده‌ای به کنایه می‌گویند: «ایران متعهد شده است که لذت ببرد»! که در شمای کلی چندان بیراه نیست، سرنوشت کشور صلح طلبی که فاقد قدرت مقابله نظامی و اقتصادی باشد دور از این نخواهد بود.

در ایران اراده‌ای برای نابودی آل سعود وجود ندارد

آل سعود هر کاری از دستش بر بیاید برای راه انداختن جنگ بین آمریکا و ایران انجام می‌دهد. جنگ بین آمریکا و ایران منافع اقتصادی و سیاسی بسیاری برای آل سعود دارد، به حدی که آن‌ها حاضرند چندین میلیارد دلار هم برای تحقق این آرزو خرج کنند. اما در ایران بیشتر به تداوم سفر زیارتی عمره و ادامه روابط نیم بند و کم تنش با آل سعود فکر می‌کنند. در جمهوری اسلامی اراده‌ای برای نابودی آل سعود وجود ندارد، اما عربستان سعودی توان زیادی را برای آغاز جنگ و رسیدن به هدف تضعیف و تجزیه ایران به کار می‌بندد. در ایران حمایت از مردم بحرین هم بیشتر شعار است تا واقعیت. ایران هیچ دخالتی در بحرین ندارد ـ که اگر می‌داشت شیعیان بحرین باید درصدی از قدرت حزب الله لبنان را دارا بودند ـ اما عربستان مستقیما در بحرین دخالت می‌کند، و ابایی هم از ارسال نیروی نظامی و اشغال و الحاق این جزیره کوچک ندارد.

اخبار نهادهای رسمی در ایران آلوده به تناقض شده است؛ خبر ۲۱ جمعه با ادمه سرکوب در بحرین و تظاهرات مردم ایران ـ راهپیمایی معمول پس از نماز جمعه ـ در مخالفت با الحاق سیاسی بحرین به عربستان شروع می‌شود و در میانه از افتخاری دیگر، توسعه فرودگاه زنجان و شروع پروازهای خارجی (پرواز عمره به عربستان)، خبر می‌دهند! کیهان تیتر جنگی کار می‌کند و بحرین را پاره تن ایران می‌خواند، اما انتقاد و اعتراضی به این تندی به جریان هنگفت خروج ارز به سعودی ندارد (تکلیف کیهان با سیاست‌های رسمی حاکمیت مشخص نیست و برای یک بام، دو هوا، و بلکه بیشتر می‌خواهد). بحرین، البته پاره تن ایران است، از نظر واقع گرایی تاریخی و سیاسی حاشیه جنوبی خلیج فارس ایالت‌های خودمختاری هستند که با دخالت و اعمال زور انگلیسی‌ها نام کشور به خودشان گرفته‌اند، و اکنون هم آمریکا نگهبانیشان را می‌کند.

اگر بحرین کشوری با اکثریت شیعه نبود و اگر عربستان حکومتی شیعی داشت و بحرین را می‌بلعید بعضی از اجزای حاکمیت انتقادی به این جریان نمی‌کردند. در آنصورت اگر کسی حرفی از تعلق تاریخی بحرین به ایران می‌زد متهم به خاک بازی و باستانگرایی و توسعه طلبی و جریان انحرافی و… می‌شد، اما اکنون اوضاع فرق می‌کند! با اینحال، احساسات تخیلی اهمیتی ندارند، اگر موضوع خاک است (که هست) این هیچ ربطی به دین مردم بحرین ندارد، حتی ربط وثیقی به خود مردم بحرین هم ندارد؛ اگر قرار باشد مردم هر جزیره‌ای در سیاست خارجیشان مختار باشند هر روز باید در دهات‌های ایران رفراندوم استقلال برگزار شود. در فلات ایران و حاشیه آن یک قدرت سیاسی بیشتر نمی‌تواند حکومت کند، و اگر به مقتضای عقل (و امضای شرع) بر‌ترین سلاح‌های نظامی در اختیار ایران باشد چنین واقعیتی دور از تحقق نیست.

وفاداران به احساسات تخیلی وقتی مخالفت با امارات در جعل واژه خلیج ع/ربی و طرح آرزوهایی درباره جزایر ایرانی بالا می‌گیرد در انتقاد به تندروی‌ها می‌گویند: آنهایی که احساسات ضدعربی دارند خودشان سرمایه‌شان را در امارات تلبنار کرده‌اند، و مسیر مسافرت و تفریحشان دبی است، و این استدلال بسیار درستی است. اما وقتی نوبت به خودشان می‌رسد که ادای حمایت از مردم مظلوم بحرین را در می‌آورند اما از خروج سالانه چندین میلیارد دلار به کشور سعودی یادی نمی‌کنند جای سوال باقی می‌ماند. اگر می‌شود به خروج ارز به وسیله تجارت (که حلال است) به یک کشور دشمن و ضعیف انتقاد کرد، چرا نتوان به خروج ارز به وسیله زیارت به یک کشور دشمن و بسیار خطرناک انتقاد کرد؟ مستحبات در اسلام اینقدر اهمیت دارند؟ و آیا این‌‌ همان شرعی نیست که عندالاقتضاء به اکتفای به واجبات توصیه می‌کند؟

مردم ایران عموما اهمیتی به اوضاع در جنوب خلیج فارس نمی‌دهند. آنهایی که ثروتمند‌تر هستند می‌خواهند سفرشان به امارات و تفریحشان در دبی برقرار باشد، و آنهایی که مذهبی ترند ترجیح می‌دهند از فیوضات سفر مستحبی عمره محروم نمانند. دیگرانی که آنقدر‌ها پول ندارند، اصلا به دبی یا جده فکر نمی‌کنند، یا آنقدر فقیرند که درگیر معیشت‌اند و تقریبا هیچ کس حوصله جنگ را (آنهم به خاطر نام خلیج ع/ربی یا الحاق بحرین) ندارد. با این وضعیت رفتار عاقلانه همین است که ایران در وضعیت پیش از جنگ تنها ماجرا را تماشا کند و امیدوار باشد سعودی‌ها اشتباهات بیشتری انجام بدهند. ایران به هیچ وجه نمی‌تواند به نحو فعال وارد موضوع حساسی مثل بحرین شود. آرزوی آمریکا هم همین است که ایران بهانه‌ای دست بدهد که بتواند پیش دستی در جنگ را به گردن ایران بیاندازد، و مثلا حمله صدام به کویت را در رسانه‌ها تداعی کند.

تتمه: ایران هراسی و نیست‌های معنادار در بحرین، که فقط سانسور شده‌اش در گرداب پیدا می‌شود | چرا جمهوری اسلامی عمره را تعطیل نمی‌کند؟ | منابع خلیج فارس به طور کلی متعلق به کشور ایران است، از غارت قطری‌ها با حمایت نظامی غرب که بگذریم به تازگی خبری منتشر شده که شرکت توتال به مدت ۱۰ سال ایران را از بزرگترین لایه میدان پارس جنوبی بی‌خبر گذاشته است! و همین اخبار است که ثابت می‌کند غربی‌ها انسان هایی بسیار راستگو و درست‌‌کار ا‌ند، مخصوصا وقتی که پای پول در میان باشد. (قابل توجه آنهایی که می‌خواهند از دروغگویی ایرانی‌ها فرار کنند).