بایگانی برچسب: s

قالیباف مانع گل به خودی اصلاح‌طلبان شد

در ماجرای رقابت بین قالیباف با محسن هاشمی بخت بزرگی برای اصولگرایان از دست رفت و آنهم علامت دادن به مردم برای تشخیص ماهیت تغییرات جدید بود. قالیباف می‌توانست با سیاستمداری میدان را به رقیب واگذار کند و پایه‌ای برای پیروزی اصولگرایان در انتخابات آینده مهیا بسازد. اگر پسر هاشمی شهرداری تهران را تصاحب می‌کرد این می‌توانست در حد یک شوک برای اکثریت مردم باشد که نظر خوشی نسبت به هاشمی و خانواده‌اش ندارند.

حسن روحانی دوست و پیرو هاشمی است، هاشمی بعد از رد صلاحیتش از او حمایت کرده، و کارگزاران کلیدی هاشمی هم به دولت روحانی راه پیدا کردند. عموم مردم شاید زنگنه و آخوندی و ترکان را خیلی خوب نشناسند و ندانند که این‌ها از چه تیره و طایفه‌ای هستند، اما برای تشخیص هویت محسن هاشمی با مشکلی مواجه نمی‌شدند. آمدن هاشمی به شهرداری مساوی بود با فرصت یک حمله متقابل درباره نفوذ هاشمی‌ها که حتی به شهرداری هم سرایت کرده است.

متأسفانه بسیاری از مدیران ما نگاه عاقبت اندیش ندارند و عقب نشینی و فرصت دادن به رقیب جایی در مخیله‌شان پیدا نمی‌کند، رقابت تنها مساوی با حذف رقیب است و همین هم سیاستمان را پر از تنش کرده است، و وقتی به خیابان کشیده می‌شود هم بسیار خشن ظهور می‌کند. مثلا آدمی مثل قالیباف اساسا نظامی است، مرتب حرف از جهاد می‌زند و خاطرات جنگش را مرور می‌کند. با این تفکرات واضح است که نمی‌شود در میدان سیاست بازیگر موفقی بود.

بعضی اوقات یک عقب نشینی کوچک و تسلیم یک مهره می‌تواند بخت مات کردن رقیب را فراهم بیاورد. منتها عقب نشینی احتیاج به روحیه فداکاری و آمادگی برای تقبل هزینه دارد که در میان بسیاری از سیاستمدارانمان یافت نمی‌شود. مخصوصا بعضی از آن‌ها که خیلی شعار ارزشی می‌دهند گاهی ارزش‌ها را مساوی با بودن خودشان می‌گیرند و فاقد نگاه سیاسی و آینده‌نگر هستند. دوستداران و اطرافیان قالیباف هم متأسفانه بیشتر اهل خرابکاری و تفرقه هستند تا تدبر و همگرایی سیاسی.

قالیباف با باقی ماندن در رقابت با هاشمی کاملا شخصی عمل کرد و اگر می‌خواست به نفع اصولگرایی عمل کند می‌توانست با یک ترفند زیرکانه و با این استدلال که جو را مناسب خدمت نمی‌داند، و نمی‌تواند با شورای شهری که محسن هاشمی را در رقابت با او قرار می‌دهد کار کند، میدان را به رقیب واگذار نماید. این کار البته برای شخص قالیباف هزینه داشت و هاشمی امکانات رسانه‌ای شهرداری را در‌‌ همان راهی مصرف می‌کرد که قالیباف علیه احمدی‌نژاد به کار گرفته بود. همانطور که رسانه‌های طرفدار روحانی اکنون چنین مشی‌ای را انتخاب کرده‌اند.

اما با نبودن قالیباف هیچ اتفاق خاصی در شهرداری نمی‌افتاد.‌‌ همان کارهایی که قالیباف برای تهران می‌کند را محسن هاشمی هم می‌توانست انجام بدهد، چه بسا ساخت و ساز هاشمی‌ها از قالیباف بهتر هم باشد. اما موضوع شهرداری به یک رقابت سیاسی تبدیل شده بود و قالیباف حاضر نشد در این میان هزینه‌ای متحمل شود. قالیباف ماند تا مورد حمله قرار بگیرد و این بخت را برای رقیب باقی بگذارد که با تلاش رسانه‌ای او را برکنار کنند و گزینه‌ای غیرسیاسی‌تر از محسن هاشمی را بر سر کار بیاورند.

عمده حیات سیاسی قالیباف را می‌توان با اشتباهاتش توضیح داد؛ زمانی که بدون هیچ تخصص و تجربه مرتبطی شهرداری تهران را قبول کرد، یا وقتی که بدون تحمل سیاسی در رقابت با احمدی‌نژاد قرار گرفت، و اجازه داد رسانه‌هایش او را تخریب کنند، یا آنجا که سعی کرد انتخابات را دوقطبی کند و عاقبت آن پاس گل زیبا را به حسن روحانی تقدیم کرد، و همانطور که سعی کرد در رقابت با هاشمی شهردار تهران باقی بماند و جلوی بزرگ‌ترین گل به خودی اصلاح‌طلبان را سد کرد.

گزارش مهار «جریان انحرافی» سیلاب با فرماندهی مستقیم شهردار تهران

طی دو هفته گذشته گزارش‌های غرورآمیز رسانه‌های غیرجناحی از عملیات معجزه آسای «کن» به فرماندهی مستقیم شهردار تهران که به مهار حیرت انگیز بی‌سابقه‌ترین طغیان بارش بهاری در تهران منجر شد و تلاش خالصانه آنها برای ثبت این افتخار ملی از زوایای مختلف من حیث المجموع باعث شد تا از مشاهده این شاهکار تاریخی و گزارش‌های مربوطه ـ که عمیقا از هرگونه اتهام «فرار به جلو» و «افتخارسازی زورکی» مبرا بود ـ احساسات غیرجناحی ما هم تحت تأثیر قرار گرفته و چنان که مشاهده می کنید به شکوفایی برسد:

مدیریت جهادی

همانطور که از مشاهده تصاویر اینچنینی می‌توان حدس زد حق با پیمانکار محترم پروژۀ سریع سازی مترو بوده که احتمال بالا آمدن آب رودخانه ـ آنهم در فصل بهار که طبیعتا فصل خشک و بی‌آبی است ـ را نداده و به همین دلیل هم آب یکباره و بدون اطلاع قبلی دیواره بسیار مستحکم رودخانه را شکسته و به داخل کارگاه و ایستگاه‌های مترو سرازیر شده و در وضعیتی کاملا طبیعی باعث تبدیل تونل مترو به بزرگ‌ترین قنات قابل تقدیر جهان شده است. همانطور که همگان مطلع هستند این حادثه غافلگیرانه‌ترین و بی‌خبرانه‌ترین حادثه در همه سال اخیر و حتی ساهالهای آینده گزارش شده و حتی در مترو بارسلون هم به این شدت اتفاق نیافتاده است.

پس از حادثه شکل گرفتن رودخانه غربی شرقی مترو در تهران، پرسنل خدوم آتش نشانی با تمام قوا وارد عملیات شدند و طبق وظیفه‌شان سعی کردند به وسیله لوله و پمپاژ آب با شلنگ سیلاب وارده را از ایستگاه‌های مترو به خارج هدایت کنند، که با مشاهده اساسی بودن سیلاب و انحراف جدی در مبدأ ورودی، بی‌نتیجه بودن این اقدامات و نیاز به حضور یک مدیریت خاص برای برطرف کردن این حادثه کاملا طبیعی (و نه اساسا انسانی) احساس شد. خوشبختانه این احساس نیاز ملی برای نجات پایتخت چند ده میلیونی بسیار مدرن و فوق العاده زیبای ایران ـ که تنها در سالهای اخیر اینقدر مدرن و زیبا شده است ـ در مدت زمان اندکی محقق شد.

با اینکه در هندوستان هم چنین بارانهای سیل آسا و خطرناکی نمی‌آید اما وقتی بحران شروع شد جناب شهردار خودشان شخصا به یاد دوران جوانی افتادند و خاطرات زمان فرماندهی در دوران پر افتخار دفاع مقدس را زنده کرده و با حضور در موقعیت و استفاده از چفیه و صدور دستورات بسیار حساس سعی کردند این بحران واقعا بی‌سابقه را مدیریت کنند. همانطور که منابع موثق گزارش کرده و چندین بار هم تأکید نموده‌اند در تهران عمرا چنین بارانی نیامده و تهرانی‌ها اصلا در زندگیشان رگبار و تگرگ بهاری ندیده بودند. (که این بارش نیز می‌تواند از برکات حضور نیروهای خدوم و شایسته در پست‌های مدیریتی و تخصصی باشد).

شهردار تهران که به فرماندهی علاقه خالصانه‌ای دارند و خیلی هم موفقیت‌های زیاد و پشت سر هم و البته «سریع» به دست می‌آورند سعی کردند با حضور شخصی، نظارت بر مهار سیلاب، و جلوگیری از جریان انحرافی آب به داخل کارگاه را، مدیریت کنند. این عملیات که شامل بلوک گذاری و مستلزم گرفتن سر طناب، پریدن از بلوک‌های سیمانی، اشاره به نقاط بحرانی و اخطار و دستور مستمر و… بود به شکل معجزه آسایی با موفقیت قرین شد و در ‌‌نهایت این بحران که می‌رفت موجودیت کلان شهر تهران را تهدید کند مهار نموده شد. (جزئیات این عملیات معجزه آسا در این و این گزارش تصویری منعکس شده است).

در این تصویر خاطره انگیز هم عوامل مربوطه به میمنت این موفقیت گوسفندی را قربانی می‌کنند که می‌تواند معانی فرامتنی بسیاری داشته باشد. متأسفانه عکس با چفیه از شهردار محترم در این گزارش‌های تصویری مشاهده نشد اما جای خوشوقتی است که در گزارش‌های خبری صدا و سیما که خبر پیروزی این عملیات منتشر می‌شد به حد کافی مطلب مورد نظر مورد مشاهده ملت قهرمان ایران قرار گرفته است. این گزارش تصویری نیز از روند پنهان کردن و پاکسازی افتخارات منتشر شده که البته چون شهردار وقت نداشتند و باید به کارهای مهم تری می‌رسیدند در این تصاویر دیده نمی‌شوند.

به هر حال، مردم آگاه و هفتاد و پنج میلیونی ایران به خوبی می‌دانند که اگر واگن‌های مترو در گمرک نمی‌ماند و اگر در کار شهرداری کارشکنی‌های آشکار نمی‌شد شاید چنین اتفاقی هم نمی‌افتاد و اساسا احتیاجی به مدیریت خاص و اثبات توانمندی‌های شایسته سالارانه در شهرداری تهران نمی‌بود. بنابراین در خوشحالی پیروزی این عملیات جا دارد یک بار دیگر نمایندگان واقعی ملت، رئیس به اصطلاح جمهور را ـ که با دستور اخیر خود باعث تشکیک در گزارش خسارت ۲۱ میلیاردی شهرداری شده است ـ به خانه ملت بکشانند و اینبار صراحتا و بی‌تعارف شش بار متوالی از او سوال بپرسند که چرا دولت آن دو میلیارد دلار مصوب مجمع تشخیص را به شهرداری پرداخت نکرده است؟!