بایگانی برچسب: s

تروریسم اخلاقی علیه سوریه؛ در آرزوی امپراطوری سنی-آمریکایی

گمان می‌شود سوریه حدود ۲۵ میلیارد دلار بدهی بابت خرید تسلیحات نظامی از روسیه داشته باشد. اگر رژیم اسد سقوط کند تضمینی در بازگشت این سرمایه وجود نخواهد داشت. باز پرداخت این بدهی کمترین دلیلی است که روس‌ها مانع تصویب قطعنامه‌ای ذیل بند هفت منشور سازمان ملل علیه سوریه شوند. نظام سوسیالیستی سوریه نیز به نوعی عمق استراتژیک روس‌ها به حساب می‌آید، تنها پایگاه دریایی روس‌ها در خاورمیانه در بندر طرطوس سوریه قرار دارد. جایگزین شدن یک نظام متفاوت به معنای یکی شدن خط اسرائیل، سوریه، ترکیه در حاشیه دریای مدیترانه به نفع آمریکا و به زیان روس‌ها خواهد بود. نزاع بر سر سوریه بخشی از جنگ ناتمام سرد است که آمریکا در یک طرف و روسیه و چین در طرف دیگر منافع و حوزه نفوذ خودشان را دنبال می‌کنند.

ایران نیز نمی‌خواهد جا به جایی در نظام سوریه اتفاق بیافتد، تضمینی در مواضع نظام آینده سوریه وجود ندارد. در لیبی لیبرال‌ها نشانه‌هایی از به دست آوردن قدرت را پیدا کرده‌اند و در سایر کشورهای عربی نیز شواهد روشنی حاکی است که ترس اعراب از ایران نهادیده شده است. رئیس جمهور جدید مصر در اندک زمانی ثابت کرده که حتی مصری‌ها هم از ایران می‌ترسند! براندازی اسد احتمالا شروع دومینوی جنگ و کشتار در منطقه خواهد بود، اولی در خود سوریه اتفاق خواهد افتاد، دومی در فلسطین، و سومی در لبنان. معلوم نیست تلفات این دومینوی خونبار چقدر باشد اما اسرائیل برای از بین بردن دشمنان نزدیکش به این درگیری‌ها و کشتار‌ها نیاز مبرمی دارد. نبود اسد نیز بهترین دلیل برای آمریکا و اسرائیل برای از سر گیری پروژه ناتمام (خاورمیانه جدید) است.

نظامیان سوریه از ابتدا عملکرد نامطلوبی در مقابل اعتراض‌ها داشته‌اند، آن‌ها بسیار بد و خشن با تظاهرات برخورد کردند و بهترین بهانه را برای شروع مقابله مسلحانه به تروریست‌ها داده‌اند. در مراحل بعدی نیز ارتش سوریه موفقیت‌های کاملی به دست نیاورده است. با اینحال، تردیدی در ماهیت شورشیانی که انفجارهای شبیه بغداد را رقم می‌زنند یا مخالفان خود را سر می‌برند وجود ندارد. ترکیه، عربستان و قطر برای طرح آزادی سوریه (پیوستن به حلقه وابستگان به آمریکا) ‌‌نهایت تلاش و هزینه ممکن را انجام داده‌اند. با اینحال، یکی نماد سرکوب اقلیت‌ها (کردها و ارمنی‌ها)، در آرزوی احیاء امپراطوری سنی، و بزرگ‌ترین زندان روزنامه نگاران جهان است، و دو دیگر حکومت‌های طایفی و استبدادی که باج حمایت نظامی آمریکا را با چاه‌های نفت و گاز خلیج فارس می‌پردازند.

تروریست‌ها در مناطق حمص، درعا و جسرالشغور موفقیتی به دست نیاورده و درگیری‌ها را به پایتخت کشانده‌اند. طرح کوفی عنان نیز در عمل به زیان رژیم اسد تمام شده است. تروریست‌های برای نفوذ بیشتر و تمهید عملیاتشان در دمشق به زمان احتیاج داشتند و اتلاف وقت در آتش بس ناموفق طرح عنان کاملا به سود آن‌ها تمام شد. کشته شدن وزیر دفاع و معاونش سنگین‌ترین ضربه حیثیتی را به رژیم اسد وارد کرد. اکنون دمشق پر از تک تیراندازانی است که با سلاح‌های فرانسوی آماده هدف قرار دادن نظامیان هستند. سوریه این فرصت را داشت تا ناامنی را به خارج از مرز‌هایش بکشاند و نمونه‌ای از هزینه‌ای را که ممکن است ترکیه، عربستان، قطر، امارات و اسرائیل در اثر سقوط رژیم بپردازند به آن‌ها نشان بدهد، اما تهدیدهای سوریه در حد شعار باقی مانده است.

درگیری‌ها در سوریه از نظر بسیاری از تحلیلگران سه طرف دارد؛ نظامی فاقد دمکراسی که از قدرت ارتش برای بقای خودش استفاده می‌کند، شورشیانی که به دنبال درگیری‌های طایفه‌ای هستند و از خارج حمایت می‌شوند، و اکثریتی که تمایلی به هیچ کدام از دو طرف درگیر ندارند، و بیش از هر چیز با خطر ناامنی مواجه شده‌اند. اما در نسبت با درگیری‌ها دو طرف بیشتر وجود ندارد؛ طرفی که پیروزی‌اش به معنای پایان درگیری هاست، و طرفی که پیروزی‌اش به معنای آغاز دور جدید ترور و کشتار است! از این رو اکثریت مردم از بقای اسد حمایت می‌کنند. اختلافات سرزمینی با ترکیه و اسرائیل نیز خود به خود سوری‌ها را به سمت حفاظت از رژیم اسد می‌برد. اما شورشیان و حامیان خارجیشان اهمیتی به نظر اکثریت یا شکل تغییر قدرت نمی‌دهند. تروریسم در سوریه، تروریسم اخلاقی است!

هر چند ترورهای اخیر باعث عصبانیت نظامیان و برخورد شدید‌تر آن‌ها با شورشیان و تلفات بیشتر شود اما ناآرامی‌ها در سوریه ادامه پیدا خواهد کرد. حامیان تروریسم نیز همواره استدلال خواهند کرد که چون «خشونت‌ها در سوریه در حال خارج شدن از حد کنترل است» اقدام نظامی شبیه آنچه در لیبی افتاق افتاد لازم است! اما تنها راه پایان دادن به ناآرامی‌ها متوقف کردن کمک‌های اطلاعاتی و ارسال سلاح به سوریه است. وقتی نارنجک‌هایی سوئیسی که سال ۲۰۰۳ به امارات فروخته شده بود در سوریه پیدا شد دولت سوئیس بلافاصله در بیانیه‌ای همه قراردادهای در حال اجرای فروش سلاح را متوقف کرد. تنها چنین واکنشی و عزم جدی برای توقف تروریسم و تنها گذاشتن مخالفان سلفی است که می‌تواند امنیت را به سوریه بازگرداند، و زمینه تغییر مسالمت آمیز قدرت را مهیا کند.

تتمه: نوشته و منتشر شده در پایگاه عدالتخواهی تریبون مستضعفین

در ایران اراده‌ای برای نابودی آل سعود وجود ندارد

آل سعود هر کاری از دستش بر بیاید برای راه انداختن جنگ بین آمریکا و ایران انجام می‌دهد. جنگ بین آمریکا و ایران منافع اقتصادی و سیاسی بسیاری برای آل سعود دارد، به حدی که آن‌ها حاضرند چندین میلیارد دلار هم برای تحقق این آرزو خرج کنند. اما در ایران بیشتر به تداوم سفر زیارتی عمره و ادامه روابط نیم بند و کم تنش با آل سعود فکر می‌کنند. در جمهوری اسلامی اراده‌ای برای نابودی آل سعود وجود ندارد، اما عربستان سعودی توان زیادی را برای آغاز جنگ و رسیدن به هدف تضعیف و تجزیه ایران به کار می‌بندد. در ایران حمایت از مردم بحرین هم بیشتر شعار است تا واقعیت. ایران هیچ دخالتی در بحرین ندارد ـ که اگر می‌داشت شیعیان بحرین باید درصدی از قدرت حزب الله لبنان را دارا بودند ـ اما عربستان مستقیما در بحرین دخالت می‌کند، و ابایی هم از ارسال نیروی نظامی و اشغال و الحاق این جزیره کوچک ندارد.

اخبار نهادهای رسمی در ایران آلوده به تناقض شده است؛ خبر ۲۱ جمعه با ادمه سرکوب در بحرین و تظاهرات مردم ایران ـ راهپیمایی معمول پس از نماز جمعه ـ در مخالفت با الحاق سیاسی بحرین به عربستان شروع می‌شود و در میانه از افتخاری دیگر، توسعه فرودگاه زنجان و شروع پروازهای خارجی (پرواز عمره به عربستان)، خبر می‌دهند! کیهان تیتر جنگی کار می‌کند و بحرین را پاره تن ایران می‌خواند، اما انتقاد و اعتراضی به این تندی به جریان هنگفت خروج ارز به سعودی ندارد (تکلیف کیهان با سیاست‌های رسمی حاکمیت مشخص نیست و برای یک بام، دو هوا، و بلکه بیشتر می‌خواهد). بحرین، البته پاره تن ایران است، از نظر واقع گرایی تاریخی و سیاسی حاشیه جنوبی خلیج فارس ایالت‌های خودمختاری هستند که با دخالت و اعمال زور انگلیسی‌ها نام کشور به خودشان گرفته‌اند، و اکنون هم آمریکا نگهبانیشان را می‌کند.

اگر بحرین کشوری با اکثریت شیعه نبود و اگر عربستان حکومتی شیعی داشت و بحرین را می‌بلعید بعضی از اجزای حاکمیت انتقادی به این جریان نمی‌کردند. در آنصورت اگر کسی حرفی از تعلق تاریخی بحرین به ایران می‌زد متهم به خاک بازی و باستانگرایی و توسعه طلبی و جریان انحرافی و… می‌شد، اما اکنون اوضاع فرق می‌کند! با اینحال، احساسات تخیلی اهمیتی ندارند، اگر موضوع خاک است (که هست) این هیچ ربطی به دین مردم بحرین ندارد، حتی ربط وثیقی به خود مردم بحرین هم ندارد؛ اگر قرار باشد مردم هر جزیره‌ای در سیاست خارجیشان مختار باشند هر روز باید در دهات‌های ایران رفراندوم استقلال برگزار شود. در فلات ایران و حاشیه آن یک قدرت سیاسی بیشتر نمی‌تواند حکومت کند، و اگر به مقتضای عقل (و امضای شرع) بر‌ترین سلاح‌های نظامی در اختیار ایران باشد چنین واقعیتی دور از تحقق نیست.

وفاداران به احساسات تخیلی وقتی مخالفت با امارات در جعل واژه خلیج ع/ربی و طرح آرزوهایی درباره جزایر ایرانی بالا می‌گیرد در انتقاد به تندروی‌ها می‌گویند: آنهایی که احساسات ضدعربی دارند خودشان سرمایه‌شان را در امارات تلبنار کرده‌اند، و مسیر مسافرت و تفریحشان دبی است، و این استدلال بسیار درستی است. اما وقتی نوبت به خودشان می‌رسد که ادای حمایت از مردم مظلوم بحرین را در می‌آورند اما از خروج سالانه چندین میلیارد دلار به کشور سعودی یادی نمی‌کنند جای سوال باقی می‌ماند. اگر می‌شود به خروج ارز به وسیله تجارت (که حلال است) به یک کشور دشمن و ضعیف انتقاد کرد، چرا نتوان به خروج ارز به وسیله زیارت به یک کشور دشمن و بسیار خطرناک انتقاد کرد؟ مستحبات در اسلام اینقدر اهمیت دارند؟ و آیا این‌‌ همان شرعی نیست که عندالاقتضاء به اکتفای به واجبات توصیه می‌کند؟

مردم ایران عموما اهمیتی به اوضاع در جنوب خلیج فارس نمی‌دهند. آنهایی که ثروتمند‌تر هستند می‌خواهند سفرشان به امارات و تفریحشان در دبی برقرار باشد، و آنهایی که مذهبی ترند ترجیح می‌دهند از فیوضات سفر مستحبی عمره محروم نمانند. دیگرانی که آنقدر‌ها پول ندارند، اصلا به دبی یا جده فکر نمی‌کنند، یا آنقدر فقیرند که درگیر معیشت‌اند و تقریبا هیچ کس حوصله جنگ را (آنهم به خاطر نام خلیج ع/ربی یا الحاق بحرین) ندارد. با این وضعیت رفتار عاقلانه همین است که ایران در وضعیت پیش از جنگ تنها ماجرا را تماشا کند و امیدوار باشد سعودی‌ها اشتباهات بیشتری انجام بدهند. ایران به هیچ وجه نمی‌تواند به نحو فعال وارد موضوع حساسی مثل بحرین شود. آرزوی آمریکا هم همین است که ایران بهانه‌ای دست بدهد که بتواند پیش دستی در جنگ را به گردن ایران بیاندازد، و مثلا حمله صدام به کویت را در رسانه‌ها تداعی کند.

تتمه: ایران هراسی و نیست‌های معنادار در بحرین، که فقط سانسور شده‌اش در گرداب پیدا می‌شود | چرا جمهوری اسلامی عمره را تعطیل نمی‌کند؟ | منابع خلیج فارس به طور کلی متعلق به کشور ایران است، از غارت قطری‌ها با حمایت نظامی غرب که بگذریم به تازگی خبری منتشر شده که شرکت توتال به مدت ۱۰ سال ایران را از بزرگترین لایه میدان پارس جنوبی بی‌خبر گذاشته است! و همین اخبار است که ثابت می‌کند غربی‌ها انسان هایی بسیار راستگو و درست‌‌کار ا‌ند، مخصوصا وقتی که پای پول در میان باشد. (قابل توجه آنهایی که می‌خواهند از دروغگویی ایرانی‌ها فرار کنند).