بایگانی برچسب: s

وقتی با نیروهای ارزشی برخورد می‌شود…

متأسفانه امیرحسین ثابتی هم به سه ماه حبس تعلیقی محکوم شده و اتهامش ظاهرا مسائلی مثل «جاسبی گرا» خواندن رئیس مجلس هشتم بوده است. بنده از نزدیک ثابتی را نمی‌شناسم و خیلی کم نوشته‌های وبلاگش را می‌خواندم، اما فکر می‌کنم حکم ناراحت کنندۀ او به نوعی ادامه خاطرات خاص مجلس هشتم است. ثابتی دستکم این بخت را دارد که باقری لنکرانی یـا دوستان رسانه ای‌اش از او حمایت کنند، اما متأسفانه چنین بختی در مورد همه وجود نداشته است:

وقتی با نیروهای ارزشی یا طرفداران نظام برخوردهایی می‌شود اولین نوع واکنشی که خیلی هم رایج است گرفتن ژست محافظه کاری و دفاع از عملکرد نظام است. «دفاع از عملکرد نظام» اگر بی‌مبنا و محافظه کارانه باشد ممکن است به یک بیماری تبدیل شود، به صورتی که هر اشتباهی از اجزای نظام هم در یک روند ماستمالی، سرهم کردن استدلال، اشاره به خوشحالی دشمن برای ممانعت از اعتراض به احکام، و دستاویزهای مشابه، قابل توجیه یا نادیده گرفتن باشد.

بیماری دیگری که چنین مواقعی عود می‌کند «حسادت» است. آنهایی که با متهمین و محکومین احساس رقابت می‌کنند واکنش‌هایی نشان می‌دهند که ناخواسته رضایت پنهانی‌شان را لو می‌دهد. بعضی برخوردهایی که با حکم شلاق کاوه اشتهاردی یا حمله به دفتر روزنامه ایران از طرف رسانه‌های مثلا اصولگرا (مثل الف) شد از این جنس است. این نوع واکنش‌ها بیشتر از آنکه مبنایی و دوراندیشانه باشد زیر سایه رقابت و اختلافات حزبی و سیاسی انجام می‌شود.

نوع سوم از واکنش «حمایت قبیله گرایانه» است. یعنی کسانی برخورد با فعالان ارزشی را بد می‌دانند و آماده اعتراض هم هستند، اما تا آسیاب به نوبت خودشان نرسد سکوت می‌کنند، و وقتی نوبت به خودشان برسد آسمان و زمین را به هم می‌دوزند! این نوع واکنش هم تقریبا شایع است اما وقتی مثلا اسم رجانیوز پای بیانیه اعتراض به فیلتر شدن الف دیده می‌شود می‌توان امیدوار بود که این آگاهی دستکم در بخشی از اصولگرایان به وجود آمده که «سکوت» ترجیح و منفعتی ندارد.

واکنش نوع چهارم «حمایت اصولی» است. مثلا اگر در روندی احساس شد که با هر منتقد ارزشی که صدای اعتراضش را نسبت به چند شخص خاص بلند می‌کند برخورد می‌شود، و نشانه‌های آشکارش هم مورد سوء استفاده رسانه‌های «دشمن» قرار می‌گیرد، و آبرو و اعتبار نظام را حتی بین وفادارانش تهدید می‌کند، هر منتقد دلسوزی باید نسبت به این روند فرضی اعتراض کند، و حتی به نفع خودش هم هست که موضوع را به سکوت یا مداهنه برگزار نکند.

محاکمه و محکوم شدن مدافعان و طرفداران نظام مخصوصا اگر با معیارهای دوگانه باشد هیچ تبعات خوشایندی ندارد. شاید یکی از برکات(!) متعدد شدن برخوردهای قضایی همین باشد که عده بیشتری احساس خطر می‌کنند و بیشتر رو به واکنش اصولی و بدون ملاحظه رقابت‌، حسادت و سیاسی کاری می‌آورند، یا وقتی دفاع می‌کنند با نگرانی و صادقانه دفاع می‌کنند، یعنی ادای دفاع در نمی‌آورند و به جای حمایت واقعی از ژست تصنعی خودشان دفاع نمی‌کنند.

تتمه: توکلی بعد از فیلتر شدن الف کارهای دادستان فعلی را یادآور کارهای دادستان قبلی (مرتضوی) دانسته است! اما اگر برخوردهای مشابه سابقه داشته‌اند چرا توکلی قبلا چنین حرفی نزده؟ همین آقای توکلی در رادیو گفتگو به صراحت از مبارزه با «استبداد قوه مجریه»! حرف می‌زند، که می‌شود این ادعا‌ را کنار مطالب و کامنتهایی که سایت الف علیه رئیس جمهور منتشر کرده (و فیلتر نشده) گذاشت، و به هوای کثیف سیاست تأسف خورد!

دیپلماسی عمومی از کانال الف، و دفاعیات محکوم شده

با حساسیت‌های موجود پهن کردن قالی مجانی برای «دیپلماسی عمومی» آمریکایی‌ها کاری است که از هر شخص و قدرتی بر نمی‌آید. گمان می‌کنم خود آمریکایی‌ها هم تنها یک بار در دانشگاه کلمبیا ـ آنهم با مقدمه فحاشی و زمینه سازی برای هو کردن رئیس جمهور ـ چنین ریسکی انجام داده‌اند (و نتیجه‌‌ همان شد که هنوز بر سرش اختلاف است!). شاید اهالی کاخ سفید هم ترجیح می‌دهند مقامات ایرانی بدون واسطه با مردمشان گفتگو نکنند، و گزینه بهتر‌‌ همان است که رسانه‌های اصلی و مجری‌های حرفه‌ای مقام مخالف را در موقعیت بازجویی (مصاحبه) قرار بدهند.

حتی اگر آمریکایی‌ها هم آمادگی چنین ریسکی را داشته باشند باز می‌توان این سوال را پرسید که؛ اگر یکی از سایت‌های طرفدار یا وابسته به دولت به یک مقامِ رسانه ایِ آمریکایی تریبون مستقیم می‌داد و دلال رابطه آن‌ها با مخاطبانش می‌شد، سایت‌هایی مثل «الف» چه واکنشی از خودشان نشان می‌دادند؟ جوابی که به بیشتر اذهان خطور می‌کند روشن است؛ تقریبا امکان ندارد از چنین فرصتی برای محکوم کردن و قراردادن دولت در موضع ضعف و طلب پاسخ، یا حتی مطرح کردن استعفا و محاکمه به بهانه نفوذ جریان انحرافی و توطئه اجنه و… صرف نظر کنند.

حال اگر سایت شما چنین می‌کرد و بدون فیلترینگ و احضار و بازداشت کارمندانتان، تنها متحمل حذف مطلب می‌شد چطور با انتقادات مواجه می‌شدید؟ اگر به حد کافی زرنگ می‌بودید لابد سعی می‌کردید فرار به جلو کنید. یعنی اولا؛ با محکوم کردن توصیه به حذف و اصرار به غلط بودن آن اشتباه خودتان را بپوشانید، و ثانیا با مصرف بیش از اندازه تعهد به قانون و پافشاری بر اینکه با اختیار خودتان مطلب را حذف کرده‌اید اعتبار اضافه‌ای هم دشت کنید. مثلا؛ ما تشخیص دادیم آن‌ها از موضع قانونی توصیه می‌کنند، بنابراین مطلبی را که به آن «افتخار» می‌کنیم با «افتخار» حذف کردیم.

اما اگر بخواهید زیادی کارتان را موجه جلوه بدهید ممکن است از آنطرف بام بیافتید و روی شعور مخاطبان خودتان هم پا بگذارید. مثلا: «از بین سؤالات کاربران ۳۰ سؤال حساب شده انتخاب کردیم و سؤالات هم طوری طراحی شده بود که او هر طور که جواب می‌داد، در هچل بود»!! یا با ادعاهایی که مستند و ملاکش معلوم نیست قاطعانه به خودتان ببالید: «من به این کار سایت الف افتخار می‌کنم چرا که توانستیم دشمن را از زبان خودش محکوم کنیم» که ممکن است اثر معکوس هم داشته باشد. هر چه نباشد، تفاوت گفتگو (یا کسب پاسخ) با چیزهای دیگر بسیار است.

 «من به مسئولین الف گفتم هر موقع که به شما در این مورد چیزی گفتند، با من تماس بگیرید؛ بعد از تماس، من بررسی کردم و دیدم این کمیته از موضع قانون حرف زده و به همین دلیل گفتم که مطلب را بردارید»، «من به دبیر شورای عالی امنیت ملی هم نامه نوشتم و گفتم که تصمیم این کمیته اشتباه بود و این مطلب باید منتشر شود»، «به نظر من تصمیم کمیته ذیربط تصمیم غلطی بود و از موضع قانونی حق با آن‌ها بود و من با وجودی که تصمیم کمیته مذکور را اشتباه می‌دانستم و می‌دانم ولی تسلیم قانون شدم». این‌ها جملاتی است که می‌توانید در دفاع از خودتان به کار ببرید.

اما؛ اگر رقیب شما به حکم سنگینی (فرا‌تر از حذف مطلب) محکوم شود و با ناراحتی بپذیردش، اما همفکرانش به رأی دادگاه انتقاد کنند چه واکنشی نشان می‌دهید؟ بد‌ترین حالتی که می‌توانید عقیده به نادرستی حکمی را لجن مال کنید چیست؟ مثلا؛ می‌توانید به قلم فردی به نام کوشکی نوشته تندی را منتشر و با شگردی قدیمی اول مخالف را در مقابل امام و رهبری قرار بدهید، و سپس انتقاد به نحوه اجرای قانون را «ایستادن جلوی قانون»، «تضعیف قوه قضائیه»، «جر زنی در برابر قانون» و حتی «سنگر گرفتن پشت خون پدر» و … توصیف کنید. (آنقدر که صدای کاربران خودتان را هم دربیاورد).