بایگانی برچسب: s

چرا احمدی‌نژاد در دادگاه شرکت نکرد؟

احمدی‌نژاد برای ۵ آذر به دادگاه فراخوانده شد اما در دادگاه شرکت نکرد و ظاهرا فقط شکایت شکّات دریافت شده. نمی‌دانم احمدی‌نژاد عذری برای حاضر شدن در دادگاه داشته یا نه، اما اگر هم عذری داشته باید خبر رسانی می‌شد. اگر هم اصلا دادستانی و دادگاه و قوه قضائیه را فاقد صلاحیت می‌داند، باز هم باید اطلاع رسانی می‌شد. اینطور سکوت کردن او را پیش خیلی‌ها ترسو و اهل فرار کردن از قانون و دادرسی نشان می‌دهد.

نوع برخورد احمدی‌نژاد با مدیریت آملی لاریجانی از اول هم نادرست بود. وقتی برخورد‌ها شروع شد و به اطرافیان احمدی‌نژاد رسید مسئله «خط قرمز» را در مورد اعضای کابینه مطرح کرد که اساسا چیز بی‌معنایی به نظر می‌رسید. حالا هم که کار به خودش رسیده باز سیاستش مبهم است و فقط می‌دانیم که نه خودش و نه وکیلش در دادگاه شرکت نکرده اند، دیگر چرایی و هدفش، و اینکه چه چیزی در سر دارد و چه خواهد کرد معلوم نیست.

هنوز هم نمی‌دانیم که رئیس جمهور در مقابل قوه قضائیه چه کار می‌توانست بکند؟ مثلا وقتی با خشونت و تخریب وارد روزنامه دولت شدند چه واکنشی نشان داد؟ آخرش هم جوانفکر را به زندان انداختند و احمدی‌نژاد تلاش کرد اوین را بعد از زندانی شدنش بازدید کند، اما حتی آن را هم نتوانست. سقف اقدام متقابل او رو کردن اتهامات خاص با افشای فیلم فاضل لاریجانی بود که از منابع مختلف ـ و مخصوصا با عتاب از سمت رهبری ـ محکوم شد.

اگر متهم بدون عذر غیبت کند قاضی می‌تواند حکم جلب بدهد. اگر قصد احمدی‌نژاد از نرفتن به دادگاه بازداشت شدن باشد باید همین را هم به زبان بیاورد، که مثلا در چنین دادگاهی شرکت نمی‌کند و اگر دلشان می‌خواهد می‌توانند بازداشتش کنند. بهتر است احمدی‌نژاد رو بازی کند تا اینکه سکوت کند و در موقعیتی قرار بگیرد که انگ بخورد، یا دیگران در موردش اظهارنظر کنند و آخر سر هم چوب را بخورد و هم پیاز را.

احمدی‌نژاد با شرکت نکردن در دادگاه خودش را کوچک کرده؟ یا عملا قوه قضائیه را ندید گرفته؟ در هر دو صورت، دادگاه تجدید وقت شده و تا تصمیم بعدی یک هفته باید بگذرد. اما اگر غیبت تکرار شد آیا اینقدر در کارشان مصمم هستند که سراغ بازداشت بروند؟ یعنی سد محاکمه سرانِ سابق قوا را با احمدی‌نژاد خواهند شکست؟ یا پرونده‌اش را مسکوت نگه می‌دارند و برخورد نشدن با او را هم به مصلحت ارجاع خواهند داد؟

احمدی‌نژاد بخواهد یا نخواهد، قضیه دادگاه برایش چماق شده و اگر کوچک‌ترین قصدی برای بازگشت به سیاست دارد این شرکت نکردن برایش گران تمام خواهد شد. در صورتی که می‌توانست با ژست قانونمداری و حتی مظلومیت از آن استفاده کند، و دادگاه و رسانه را به جایی برای محاکمه کسانی که از او شکایت کرده‌اند تبدیل کند. حتی اگر دادگاه نهایتا او را مجرم تشخیص می‌داد محکومیتش هم می‌توانست سندی برای صحت انتقاداتش باشد.

پاسخگویی درباره پرونده وبلاگ نویسان ارزشی

در این فاصله‌ای که از وبلاگ نویسی دور افتاده بودم حسن روزی طلب به چهار ماه زندان قطعی محکوم شده است. چهره‌هایی مثل روزی طلب زیاد نیستند و اگر با این معدود هم به همین ترتیب فعلی برخورد شود معلوم نیست چه اثرات سوئی به دنبال خواهد داشت. ممکن است امثال روزی طلب ککشان هم نگزد که در جمهوری اسلامی زندان هم بروند اما این اتفاقات برای دیگران و آنهایی که ناظر ماجرا هستند تبعات خوشایندی ندارد. کمترینش اینست که تصورات آرمانگرایانه بعضی‌ها که روحیه حساس تری دارند از نظام و شعارهایی مثل آزادی و عدالت را در معرض خدشه قرار می‌دهد. در واقع درست هم نیست که وقتی تعهدِ شخص منتقد و معترض بیش از برخورد کننده هاست حساسیت و سخت گیری به کار گرفته شود. مثلا اگر خطابی مستقیم و صریح به کار نرفته، همانطور که قواعد حقوقی می‌گویند، نباید فورا از آن «توهین» برداشت شود و نباید با «ما نحن فیه» برای کسی که تحلیل شخصی‌اش را عنوان می‌کند حکم صادر شود.

خوشبختانه رهبری در دیدار با دانشجویان صریح تر از قبل حرف زده اند. ایشان قبلا در مشهد اشاره داشتند که: «حرف من بهانه‌اى نشود براى اینکه یک عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند»، هرچند بعضی از ولایت نمایان خودپسند در اینترنت زیر بار معنای این حرفها نمی‌رفتند! اما ایشان در دیدار اخیر به صراحت گفته‌اند: «در قبال اظهارنظرِ احیاناً قدرى تند یک جوان دانشجو خیلى نباید حساسیت وجود داشته باشد»، و البته این احتمال را مطرح کرده‌اند که: «قوه‌ى قضائیه قاعدتاً استدلالهائى دارد؛ که اگر چنانچه بیایند در جلسات جوان‌ها و دانشجو‌ها شرکت کنند و بشنوند و بگویند، احتمالاً بعضى از سؤال‌ها پاسخ داده خواهد شد» هر چند موضوع برای ما روشن و معلوم باشد، اما به احترام حرف رهبری جا دارد به اندازه یک درصد هم احتمالِ مخالف در نظر بگیریم، شواهد و نشانه‌هایی را که سراغ داریم [مثلا و مثلا] موقتا کنار بگذاریم، و منتظر توضیحات قوه قضائیه بمانیم.

رئیس قوه قضائیه واقعا باید نسبت به روند برخورد‌ها پاسخگو باشد، و علی الخصوص نسبت به رویه دادستانی و نحوه تشکیل پرونده‌ها جواب‌های روشنی را بیان کند. حالا که رهبری علنا نسبت به حضور مسئولین و سران قوا در دانشگاه‌ها توصیه کرده‌اند، به نظر بنده وقتش رسیده است که آملی لاریجانی ـ که اتفاقا پس از سخنان رهبری از حضور در دانشگاه‌ها و تمایل شخصی‌اش در اینباره حرف زده است ـ در یک دیدار مردمی و در جمع وبلاگ نویسان حاضر شود تا کسانی که برایشان پرونده‌هایی مشابه تشکیل شده و آنهایی که محکوم شده‌اند بتوانند حرف‌هایشان را صریح و بدون نگرانی به ایشان بزنند و ببینند قوه قضائیه چه استدلال و چه توجیهی برای این رویه دارد؟ (البته بعید است ایشان قارچ‌هایی مثل بنده را اصلا آدم به حساب بیاورند و امثال بنده هم البته رغبتی به دیدار ایشان نداریم، اما شاید دیگرانی حاضر باشند که حضورا سوالهایی را از ایشان بپرسند تا شاید ابهامات و اشکالاتشان برطرف شود).

تا حالا دو سه نفر از وبلاگنویسان از اتهامات گزافی که بهشان وارد شده تبرئه شده‌اند و اگر برای مفتاح هم سختگیری نشود إن شاء الله او هم تبرئه خواهد شد، همانطور که اگر برای ثابتی و روزی طلب سختگیری نمی‌شد حقشان تبرئه بود. گاهی حرفهایی زده می‌شود که انگار ارزشی‌ها و حزب اللهی‌ها انتظار دارند با آنها فرا‌تر از قانون رفتار شود! (متأسفانه بعضی‌ دفاع ها هم که روی مسائل خانوادگی و سابقه و غیره دست می‌گذارند طنین نامربوطی دارد) در صورتی که تنها انتظار معقول اینست که مُر قانون رعایت شود، و دادستانی و دادگاه‌ها از تفسیر موسع از توهین و نشر اکاذیب فاصله بگیرند. هر مخالفتی توهین و هر تحلیل منتقدانه‌ای نشر اکاذیب نیست. مثلا هر کس با رئیس مجلس مخالف باشد یا عملکرد سیاسی او را افتضاح بداند توهینی نکرده و کذبی هم منتشر نکرده است، چه رئیس مجلس حجة الاسلام! کروبی باشد، چه آقای حداد عادل، و چه علی لاریجانی.

آملی لاریجانی بعد از سخنان رهبری حرف از مدارا زده اما حرفهای قبلی درباره برخورد با قارچ‌ها، و برخورد با اعتراض کنندگان به برخورد، و تأکید بر حفظ حرمت اشخاص چندان جای خوش بینی نسبت به آینده نمی‌گذارد. چه اینکه در همین سخنان هم گفته‌ شده: «برخی اظهارنظر‌ها و توهین‌ها و تخریب‌ها بوی خیانت می‌دهد و شبیه اقدامات تخریبی منافقان در ابتدای انقلاب راجع به مسئولان است و باید بساط این‌چنین روندی برچیده شود» دستکم وبلاگنویسان ارزشی ربطی به منافقین ندارند و این تعبیر‌ها در موردشان روا نیست (که مسئولیت شرعی هم دارد). خود رهبری هم تأکید کرده‌اند: «فرق است بین آن کسى که با نظام مخالف است، با نظام معارض است، قصد دشمنى دارد، قصد عناد دارد، با آن کسى که نه، از روى احساسات یک مطلبى را بیان می‌کند؛ ولو ممکن است آن مطلب درست نباشد، یا آن نحوه‌ى بیان کردن را هم من نپسندم». بنابراین مخالفت و اعتراض از طرف کسانی که دشمنی ندارند (حتی اگر نادرست باشد) نمی‌تواند بهانه‌ای برای‌ برخورد باشد.