کشور را نباید با دیپلماسی اداره کرد

مساوی گرفتن تجربه با برتری عادت محافظه کار‌ها است. فی المثل کسانی که زیاد در وادی دیپلماسی و حقوق کار کرده‌اند گاهی صرفا به خاطر تجربه دچار حس خودبرتربینی می‌شوند، از هر نوع ابتکار و ابداع گریزان می‌شوند و دیگران را هم نابلد، بیسواد و خارج از گود تصور می‌کنند. عموما تجربه را مساوی با برتری می‌گیرند در صورتی که ممکن است تجربه‌ها قابل دفاع نباشند یا محصول مسئولیت‌های انتصابی باشند. سندرُم ادعا اما در محافظه کاری فزاینده است و «ادعای» دیپلماسی و «ادعای» حقوقدان بودن از افراد صاحب تجربه در این وادی زیاد شنیده می‌شود.

فرمول دیپلمات‌های مجرب علیرغم ادعا‌هایشان بسیار ساده است؛ «روابط‌‌‌مان را با غرب اصلاح می‌کنیم، منافعمان بیشتر خواهد شد». خلاصۀ این روش ـ که سایه آن تقریبا بر تمامی محافل آکادمیک و دانشگاهی احساس می‌شود ـ کنار آمدن با زورمند و گِرد دردسر نگشتن است. طبیعی است که در رابطه با غرب حتی اگر قیمت‌های بالاتری بپردازید وضعتان بهتر خواهد شد، چون دستکم برایتان موانع کمتری ایجاد خواهند کرد. اما اگر راه خودتان را بروید تا آنجا که بتوانند محدودتان می‌کنند، به این ترتیب هم پیمودن راه‌تان سخت می‌شود و هم هزینه‌هایتان گزاف‌تر.

اما با اتکای صرف به دیپلماسی امکان استقلال به تاخیر می‌افتد، ژست انقلابی و تاثیرگذار را از دست می‌دهید، و به تعبیر ایدئولوژیک‌تر پیام انقلاب (دگرگونی) را مستحیل می‌کنید. دیپلماسی بیشتر منافع نزدیک و عمدتا اقتصادی را در نظر می‌گیرد، و اصلا واژه «منافع» را از بار سیاسی و فرهنگی‌اش تهی می‌کند. در نوع وطنی، افراد با تجربه گاه امتیازهایی را که باعث نفوذ و تاثیر گذاری می‌شود در قبال گشایش‌های اقتصادی می‌دهند، آنقدر که چیزی هم برای معامله باقی نمی‌ماند. در چشم انداز نیز یک کشور معمولی، بدون نفوذ، بدون آرمان و حتی وابسته باقی خواهد ماند.

تحریم‌های ناشی از پیشرفت هسته‌ای تا جایی سخت شد که چاره‌ای جز توقف نبود. بخت توافق البته به دولت جدید و دیپلمات‌های مجرب‌اش رسید اما مشکل این است که گاهی توافقنامه ژنو را به صورت یک پیروزی و حتی افتخار جلوه می‌دهند، گویی که تیم ایرانی امتیاز مهمی گرفته‌اند که دیگران از آن خبر ندارند، و عجیب اینکه گاهی فشرده بودن مذاکرات، مفصل بودن بحث‌ها یا کار شبانه را به عنوان دفاع از خود ذکر می‌کنند. اما مسئله این مذاکرات تنها گرفتن قیمت مناسب بود که در آن هم توفیقی به دست نیامد و صرف توافق تنها نکته مثبت باقیمانده از ژنو است.

شاید در دو جا تیم ایرانی از طرف مقابل بازی خورد. یکی در به رسمیت شناختن حق غنی سازی که نمایندگان ایران تصور می‌کردند آمریکایی‌ها زیر بارش می‌روند و یکی هم توقف تحریم‌ها، یا به تعبیری ترک انداختن بر نظام تحریم. جان کری بعد از توافق فورا اعلام کرد که حق غنی سازی را به رسمیت نمی‌شناسند و ظریف هم برای اینکه این غافلگیری را پنهان کند به ان.پی.تی عقب نشست که اصلا نیازی نیست کسی حق ما را به رسمیت بشناسد. در صورتی که اینطور گفته می‌شد که امریکایی‌ها در توافقنامه ژنو حق غنی سازی را به رسمیت خواهند شناخت.

نکته دیگر اینکه در توافقنامه تحریم‌ها را با قید هسته‌ای آورده‌اند یعنی هر وقت لازم بدانند می‌توانند تحریم‌های غیر هسته‌ای را افزایش بدهد. در روزهای گذشته اخباری از وضع تحریم‌های جدید به بهانه نقض حقوق بشر شنیده شده است. مستند به مفاد توافق شاید نتوان ایرادی به وضع تحریم‌های جدید وارد کرد، و فقط می‌توان آن را خلاف روح توافق تعبیر کرد. این زمزمه‌ها از طرفی می‌تواند حامل یک پیام باشد که گمان نکنید با توافقنامه ژنو اصل تحریم ها منتفی خواهد شد، یا ترکی بر آن خواهد افتاد. تحریم همچنان یکی از مهم‌ترین ابزارهای مهار ایران باقی خواهد ماند.

توجیه کننده این وضع افکار عمومی است، به طوری که دیپلماسی حتی اگر عقب‌تر از این هم بنشیند در میان عموم مردم حساسیتی برنخواهد انگیخت، الا اینکه عده‌ای به کنایه خواهند گفت چرا باید تاوان داد و سپس توافق کرد؟! تغییر ارزش‌ها و فشار معیشتی اقتصاد را در اولویت قرار داده و فرهنگ انقلابی و حتی چپ گرایی در رسانه‌ها عقب نشسته است، درک چندانی از تعارض غرب و شرق وجود ندارد و حساسیت چشمگیری هم به خصومت غرب با اسلام نشان داده نمی‌شود. برای بسیاری منافع نزدیک اقتصادی حتی مهم‌تر از غرور ملی یا تأثیر گذاری بین المللی شده است.

با این حال، واضح است که موتور محرک کشور نباید دیپلماسی باشد و از پنجره دیپلماسی نباید مسائل کشور را مدیریت کرد. کشوری که نیازمند خودکفایی است بیش از همه چیز باید به قطع رشته‌های حساس وابستگی بیاندیشد، نه صرفا حل مشکلات با روابط بهتر. اما دیپلماسی با «ادعا» هم خودش را در موضع برتری قرار داده و هم امیدواری‌های فراوانی را برای بهبود اقتصاد ایجاد کرده است. به نظر هم نمی‌رسد که مدیران اجرایی و اقتصادی دولت برای شش ماه‌های پس از زمانبندی ژنو ـ که ممکن است با بن بست و افزایش تحریم‌ همراه باشد ـ برنامه‌ فکر شده‌ای داشته باشند.

15 فکر می‌کنند “کشور را نباید با دیپلماسی اداره کرد”

  1. شما بلاخره کدام طرفی هستید؟
    بگذارید بنده عرض کنم زیرا شما خودتان را نمی شناسید!!
    نه تنها شما بلکه تقریبأ همه انسانها خودشان را نمی شناسند.
    به همین سبب است که تمام بزرگان انسانها را به خودشناسی دعوت کرده اند.

    شما نمی توانید موافق باشید.
    علت نوشتن این مطلب هم همین است.
    ما کاری خلاف قوانین بین المللی انجام میدادیم و آنها ما را تحریم کردند و حالا تصمیم گرفتیم که اینکار خلاف را کنار بگذاریم.
    چرا فکر می کنید باید برای ترک یک خلاف از دیگران امتیاز بگیریم!! فکر نمی کنید این باج گیری است.
    این موضوعات چه ربطی به استقلال دارد.
    شما دیگه چرا این حرفها را تکرار می کنید.
    غربیها مردمان بسیار درستکار، مهربان، راستگو، متعهد و باوجدانی هستند. جای هیچ نگرانی نسبت به رفتار آنها نیست.
    آنها با هیچ ملتی خصومت ندارند، هیچ نیازی به ظلم کردن یا اجحاف کردن ندارند.

    1. ما البته طرف خودمان هستیم
      تحمل نقد داشته باشید!
      از اینهمه ثناگویی از غربی ها همینطوری یاد “جنگ تریاک” افتادم

  2. به هرحال به نظر بنده اگر نگوییم تنها راه درست فعلی برای خروج از بحران حداقل یکی از راههای برون رفت از بحران همین توافق بود.
    باید مناسبات وملاحظات را درنظر گزفت.منافع سیاسی فرهنگی که ذکر می کنید در شرایط کنونی به نظر اولویت چندانی ندارد. باید زمان بگذرد تا ببینیم قیمت و بهای مناسب را دریافت کرده ایم یانه.
    به نظر بنده فعلن یک چک دریافت کرده ایم باید دید پاس می شود یا برگشت می خورد.اما تنها راهمان هم همین بوده.

  3. باید اعتراف کرد که این نوشته عین حقیقت بود. مخصوصا به جنگ تریاک هم در پاسخ به کامنت غلامعلی هم فوق العاده عالی بود.
    واقعیت این است که با کمترین نگاهی به زندگی مردم و مقایسه شرایط سال 92 با سال 84 می توان دریافت که در دوره احمدی نژاد سطح زندگی مردم بسیار افزایش یافته است. اشتباهی که عموما برخی انجام می دهند این است که افزایش قیمت ها را مبنای افزایش سطح زندگی می گیرند حال آنکه افزایش سطح زندگی افزایش قدرت خرید است.
    در دوره پهلوی قیمت ها پایین بود اما قدرت خرید مردم بسیار پایین بود و مردم عادی ماه تا ماه مزه گوشت را نمی چشیدند. اگر یک اتومبیل در یم محله پارک می شد اهل آن محله کلی پز می دادند که همسایه ما ماشین دارد!
    اما در دوره احمدی نژاد قیمتها بالا رفت اما سطح زندگی مردم هم بالا رفت قشر متوسط رشد رشمگیر و بیسابقه ای پیدا کرد. الان دیدن خانواده هایی که سه یا چهار اتومبیل دارند کاملا عادی است. قطار نامتناهی ماشینهایی که آخر هفته از تهران برای سفر خارج می شوند و مخصوصا همین افزایش سفرها فوق العاده چشمگیر و غیر قابل انکار است. جالب اینکه همه هم از گرانی بنزین و لاستیک و پراید و.. می نالند!!! خیلی بیش از آنچه در سال 84 می نالیدند.
    الان بچه های چهار پنج ساله هم موبایل دارند در حالی در سال 84 مردم پس از نام نویسی تا یکسال باید صبر می کردند…

    اما قاعده ای کلی وجود دارد, عدالتخواهی مقوله ای است که عمدتا اقشار فقیر به دنبال آن هستند. اما همینکه سطح زندگی افزایش یافت البته آزادیخواهی به سبک غربی و مخصوصا تبدیل زندگی به سبک اعیان و مرفهان جای آن را می گیرد.
    ملتی هم که رفاه طلب شد دیگر برایش ارزشهای انتزاعی اهمیتی ندارد و تنها چیزی که می خواهد راحتی بیشتر است. پس دیگر انتظار مجاهدت و مقاومت را نباید از این ملت داشت.

    این تکرار همان داستان جنگ تریاک است.

    1. اگه بچه های ۴ -۵ساله هم موبایل دارن ربطی به آقا محمود شما نداره اینا از اثرات خصوصی سازی ورود ایرانسل و تالیا و این حرفاست…

      من با غلامعلی موافق نیستم که بگم آمریکاییا وغربیا عاشق چشم وابروی مان.
      ولی این آقامسعود هم گودرزو به شقایق ربط میده!!!

      1. می شود بگویید چرا این خصوصی سازی قبل از احمدی نژاد انجام نمی شد؟ چرا مخابرات داشت به صورت کارتلی اداره می شد؟ آیا واقعا در تمام آن سالها هیچ اپراتور دیگری اعلام آمادگی نکرده بود و یا اعلام آمادگی کرده بود اما منافع سرشار بعضی ها در آن بود که مردم غارت شوند؟
        هر جا انحصار ایجاد می شود مطمئن باشید یک دست مافیایی در کار است.

    2. اقا مسعود پاراگراف اخرتون بسیار دقیق بود که ناشی از عمق نگاهتون در تحلیل مسایل است
      زنده باشید

  4. چرا یاد جنگ تریاک؟!!
    نکند این تنها بی اخلاقی است که از غربی ها بیاد دارید؟
    هر وقت صحبت از بدی های امریکا می شود کودتای 28 مرداد را یادآور می شویم!!
    یعنی ما غربی ها را بد می دانیم بخاطر بمباران هیروشیما، جنگ تریاک، قرارداد دارسی، کودتای 28 مرداد… فکر نمی کنید ما باید در زمان حال زندگی کنیم؟

  5. فكر مي كنم ديپلماسي واژه «منافع» را از بار سیاسی و فرهنگی‌اش تهی نمی‌کند؛ بلكه به دليل رويارويي جمهوري اسلامي با تحريم هاي اقتصادي شديد، اغلب قريب به اتفاق اينگونه شده كه ديپلماسي در خدمت اقتصاد بكار گرفته شود. وگرنه ديپلماسي غربي در حوزه هاي سياسي و فرهنگي نيز به خوبي فعال بوده و از قضا ديپلماسي آنها استقلال شان را هم تحكيم مي بخشد…

  6. غلامعلی… !!

    نه دادا … تو راحت در حال لالا باش آمریکا هیچ بدی نداره … “در حال ” صدای بدیهای 50 سال پیشش درامده … وقتی من و تو در خاک ارمیدیم صدای بدیهای امروزش نوه تو را شاید از خواب بیدار کند آنوقت البته او هم خواهد توانست بگوید اینها مربوط به گذشته است…

    استدلال واقعا جالبیست اینها مربوط به گذشته است ؟!!

    تو پدر داری ؟

    فردا یک نفر بزند او را بکشد و فرار کند یک ماه بعدش بیاید بگوید بیا اشتی کنیم اینها مال گذشته است !!!!
    مطمئنی حالت خوب است ؟

    آنهم وقتی اسراییل بابت کشته های !!!!! 50 60 سال پیش یهودی ها همچنان از المان غرامت می گیرد !!! چرا نمی گوید گذشته ها گذشته !!!!

    اصلا خیلی بالاتر از این حرفها …. حتی نمی گذارد کسی در این مورد تحقیق کند !!!!!
    واقعا !!!
    مطمئنی حالت خوب است ؟

  7. ظاهرا شما هنوز به تعریف درستی از دیپلماسی نرسیده اید که اینطور به آن حمله میکنید.سیاست و دیپلماسی هنری است که در دست هرکس نمی توان یافت.تهدید و کری خواندن را که همه بلدند.سیاست هنر میخواهد و علم.می گویید وابسته نباشیم و استقلال داشته باشیم.می گویم استقلال یعنی خودمان کشورمان را، صنعتمان را ، فرهنگمان را بچرخانیم.در این 8سال صنعتمان را چرخاندیم یا نه؟فرهنگمان را چه؟جز اینکه اکثر کارخانه ها تعطیل شدند و فرهنگ مردم رو به زوال رفت؟اینکه مردم به جای افتخار به محمد نبی داد کوروش برآورده اند برای فرهنگ اسلامی ما بد نیس؟میبینید با تهدید و ادعا به کجا رسیده ایم؟باز هم از اصرار دارید از همین راه به استقلال برسید؟به نظر من دیپلماسی بهترین راه برای به استقلال رسیدن است که اگر نبود رهبرمان حمایت نمی کرد.

  8. سلام
    مطلب رو که برداشتی گفتم حتما باز بهت گیر دادن،
    یکی دوبار هم که می خواستم وارد بشم خطا می داد گفتم ایندفعه دیگه بردنت جایی که عرب نی انداخت. اما مثل اینکه خدا رو شکر به خیر گذشته
    خوش باشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *