دو طرف متعهد شدند که متوقف شوند

اوباما چند سال حرف از «تغییر» زد اما در ایران بدون اصرار بیش از حد بر شعار، ظرف سه ماه تغییرات مهمی در سیاست خارجی اتفاق افتاد. این تفاوت در عمل نشان می‌دهد که دمکراسی در ایران مزایایی (مثل سرعت و قابلیت نوسان) دارد که آمریکا فاقد آن است. شبیه این تغییرِ یکباره پیش‌تر با آمدن احمدی‌نژاد نیز تجربه شده بود. در مقابل، سیاست خارجی آمریکا بسیار محافظه کار و بسته عمل می‌کند. علیرغم شعارهای فراوان وضعیت منطقه در دوره بوش و اوباما تفاوت چشمگیری نکرد، و وضعیت ایران به دلیل تحریم‌ها سخت‌تر هم شد.

توافقنامه ژنو صرف نظر از اختلاف نظرها نتایج مشخصی دارد. دو طرف متعهد شدند در مسائل مورد اختلاف متوقف شوند؛ ایران پیشرفت هسته ای را متوقف و آن را رو به کاهش می‌برد، تا غرب هم پیشرفت تحریم‌ها را متوقف و قسمتی از آن‌ها را لغو کند. همانطور که عنوان شده توافقنامه یک «برنامه عمل» است و با فضاسازی‌های رسانه‌ای، که بیشتر هم مصرف داخلی دارند، مفاد آن تغییری نمی‌کند. تا شش ماه دیگر معلوم خواهد شد که دستاورد کاهش تحریم‌ها روی اقتصاد ایران چقدر بوده و آیا ارزش عقب گرد هسته‌ای را داشته است یا خیر؟

آمریکا هرگز حقی برای غنی سازی ایران به رسمیت نخواهد شناخت. آن‌ها فقط می‌توانند یک برنامه رو به کاهش را در عمل تحمل کنند. بنابراین اصرار بیش از حد بر اینکه آیا آمریکا در این توافقنامه حق غنی سازی ایران را به رسمیت شناخته یا نه نزاع بی‌حاصلی است. چه اینکه در مواقع ضرورت این توافقنامه‌ها به کلی ارزش خود را از دست می‌دهند. در واقعیت هم نظرات آمریکایی‌ها تعیین کننده است چون آن‌ها دست بالا را دارند و تهدید نظامی می‌کنند، آن‌ها هستند که فشار وارد می‌کنند و این ایران است که باید فشار‌ها را مهار کند.

تا به حال موفقیتی برای ایران حاصل نشده و تنها زمانی امتیازی به دست می‌آید که ایران بتواند بدون پائین‌تر آوردن سطح و حجم غنی سازی تحریم‌های اصلی مثل نفت را کنار بزند. اما شش ماه بعد این استدلال که فعالیت‌های هسته‌ای ایران اطمینان بخش شده و دیگر نیازی به کاهش بیشتر نیست برای آمریکا رضایت بخش نخواهد بود. اگر آمریکایی‌ها درخواست تعطیلی بیشتری بدهند محتمل‌ترین اتفاق، متوقف شدن طرفین در وضعیت مورد توافق و بار دیگر آغاز «مذاکرات دامنه دار و زمان بر» برای وارد شدن به مرحله بعدی است.

توقف برای هر دو طرف قابل بازگشت است. علیرغم هزینه‌ها و خسارت‌ها، هم ایران می‌تواند به سطح فعلی غنی سازی بازگردد و هم آمریکا می‌تواند حلقه تحریم‌ها را تنگ‌تر کند. توافقنامه ژنو تنها یک «تایم اوت» یا فرصت تنفس است تا دو طرف در پایان شش ماه منافع و مضارشان را سبک سنگین کنند، که آیا می‌خواهند توافق‌های بیشتری را تجربه کنند؟ یا می‌خواهند نزاع بی‌حاصل را ادامه بدهند؟ یا آمریکا در فکر این است که کار را با اقدام نظامی یکسره کند؟ غیر از پایبندی دو طرف اتفاقات منطقه نیز در آینده تأثیر گذار خواهد بود.

دشمنان منطقه‌ای بعد از این توافق تلاش‌هایشان را مضاعف خواهند کرد تا ایران را به سمت خشونت بکشانند. با هر توافقنامه و هر تعهدی چهره ایران رو به تلطیف خواهد رفت اما رقبا وضعیتی را ترجیح می‌دهند که ایران، به جای تأثیر گذاریِ آرام و پیوسته، وارد تقابل‌های صریح و تنش زا بشود. هر جریان پیش بینی نشده ای بهانه‌هایی برای آمریکا و هم پیمانان سنتی‌اش مهیا خواهد کرد که اعلام کنند ایران مذاکرات را فقط برای کاهش فشارهای اقتصادی می‌خواسته و تمایل واقعی برای صلح و همراهی با جامعه جهانی ندارد.

با اینکه زمان استراحت نسبی برای کارکنان هسته‌ای فرا رسیده اما کارِ سخت در دستگاه سیاست خارجی ادامه خواهد داشت. علاوه بر شکل دادن ارتباطات پایش شده و هدفمند با آمریکا، آرام نگه داشتن منطقه‌ با علامت‌های مثبت وظایف پیچیده‌تری را به دنبال می‌آورد. بازی سخت اصلی اما در اقتصاد داخلی آغاز شده است؛ بزرگنمایی مذاکرات هسته‌ای و تأویل آن به «موفقیت» امیدواری‌های جدی مردم را در پی داشته و اگر بهبود واقعی در وضع معیشت اتفاق نیافتد آنگاه همه تلاش‌های انجام شده بی‌ معنا و ارزش خواهد بود.

 تتمه: شخصا امیدوار بودم قیمت عقب گرد هسته‌ای بیش از این‌ها باشد. آنطور که گفته می‌شود همه تعهدات طرف مقابل، در مجموع بیشتر از هفت میلیارد دلار نیست. | لغو تحریم طلا و خودرو در صورت تأثیر مستقیم در بازار، بُرد رسانه‌ای برای دولت خواهد داشت. در رسانه‌های ایران اهمیت خودرو از مایحتاج عمومی هم بیشتر است. | عده‌ای به کنایه می‌گویند: «ایران متعهد شده است که لذت ببرد»! که در شمای کلی چندان بیراه نیست، سرنوشت کشور صلح طلبی که فاقد قدرت مقابله نظامی و اقتصادی باشد دور از این نخواهد بود.

10 فکر می‌کنند “دو طرف متعهد شدند که متوقف شوند”

  1. چند نکته:

    از نزاع بی‌حاصل گقتی. برایم عجیب است که دفاع از حقوق مسلم و ایستادگی بر آنها نزاع بی‌حاصل است؟ چرا این همه بی‌حاصل به این حاصل رسیدیم؟

    استراحت نسبی برای کارکنان هسته‌ای از چند ماه است آغاز شده است. جهت استحضار رجوعتان می دهم به گزارش آژانس انرژی اتمی. در پانوشت متن اصلی هم درباره آبشارهای فعال نکات جالبی است. 4 از 16 آبشار فردو فعال باقی می‌ماند. بخشی از تاسیسات هم برچیده می شود.

    از نظر دولت خط قرمزی رد نشده است. گام اول تا سر حد خط قرمزها آمده است. اما گام بعدی چیست؟ بر سر چه چیزی معامله می‌کنیم؟ چه چیزی به ما می‌دهند؟ ضمنا بخشی از این مسیر برگشت‌ناپذیر است برای ایران.

    1. عرض کنم که این بیشتر تحلیل بود تا موضع گیری، یعنی نظرات شخصی ام را دورتر نگه داشته ام و ماوقع را مرور کرده ام

      نگفته ام کل نزاع بی حاصل است! گفته ام دعو بر سر اینکه آیا آمریکا در موافقتنامه حق غنی سازی را به رسمیت شناخته یا نه بی حاصل است. چه تفاوتی می کند که آمریکا چیزی را به رسمیت بشناسد یا نشناسد؟ اگر به رسمیت هم بشناسد به طرفه العینی می تواند خلافش عمل کند. غنی سازی که دیگر از حق حیات زن ها و کودکان قانونی تر نیست!

      راجع به استراحت هم اطلاعات شما راجع به نقطه شروع کامل تر است. اما بالاخره دولت تصمیم گرفته فعالیت های هسته ای را کاهش بدهد و دیگر جزئیات و کم و کیف اش چندان اهمیتی ندارد. فقط یک نکته می ماند و آن اینکه به جز سوخت 20 درصد چه چیزی برای ایران برگشت ناپذیر است؟

      سوالها راجع به خط قرمز جوری است که انگار بنده از اقدام دولت حمایت کرده ام! با اینحال پیش بینی ام از آینده در خود متن هم هست:

      شش ماه بعد این استدلال که فعالیت‌های هسته‌ای ایران اطمینان بخش شده و دیگر نیازی به کاهش بیشتر نیست برای آمریکا رضایت بخش نخواهد بود. اگر آمریکایی‌ها درخواست تعطیلی بیشتری بدهند محتمل‌ترین اتفاق، متوقف شدن طرفین در وضعیت مورد توافق و بار دیگر آغاز «مذاکرات دامنه دار و زمان بر» برای وارد شدن به مرحله بعدی است.

      اینکه النهایه چه اتفاقی می افتد را شاید نشود خیلی دقیق پیش بینی کرد. اما عقب رفتن از حق غنی سازی زیر 5 درصد، یا پایین آوردن حجم اش تا سطح ناچیز، ادعاهای تیم دیپلماسی را نقض می کند و کل بازی را تغییر می دهد، عملا هم چنین تعهدی دور از نتیجه است و شاید در صورت امضای دولت هم به آن عمل نشود.

      راجع به اینکه چه چیزی به ایران می دهند جواب مشخص است؛ تقریبا هیچ چیز! آن چیزی هم که اسمش آمده مال مسدود شده خودمان است که قرار است قطره چکانی پس اش بدهند. اما مگر قرار بود چیزی به ما بدهند؟ چه کسی پیش خودش فکر کرده بود که با چند سانتریفیوژ و چند کیلو اورانیوم غنی شده می شود از غرب امتیاز گرفت؟ پس اصلا قرار نبود اتفاقی جز این بیافتد، همه دعوا سر قیمت عقب گرد بود که آن هم ارزان تمام شد.

  2. کل‌کل هسته ای دامی بود که آمریکا برای ما پهن کرد. از 15 سال پیش، ایران به واکنشگری قابل محاسبه در برابر آمریکا افتاد و طبق پیش بینی آنها بازی کرد. میلیاردها دلار ضرر داد و چه به دست آورد؟ در این میان جییب کاسبان تحریم و دلال هایی که دسترسی انحصاری به بخش های اقتصاد دارند پر شد.

  3. سلام مطلب خیلی قشنگی نوشتین و کاملا موافقم
    دو طرف وقت استراحت گرفته اند
    البته من فکر میکنم آمریکا و طرف غرب زیر این وقت خواهند زد

    ولی نظر لیدر انحرافی در موقع مشابه برای من خیلی جالب بود! که این روزها نشر پیدا کرده

    http://nocutpress.com/fa/news/5551/%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA

    .

    در قبال دادگاه دکتر هم یکی از خواهران مطلبی نوشتن که نظرتون رو بهش جلب میکنم

    http://tanhaii345.blogfa.com/post-337.aspx

    آیا ما هم میتونیم شاکی خصوصی سران فتنه و دو رئیس جمهور سابق باشیم؟

  4. “سرنوشت کشور صلح طلبی که فاقد قدرت مقابله نظامی و اقتصادی باشد دور از این نخواهد بود.”
    »»منظور تان از فاقد قدرت نظامی بودن چیست؟ایا منظور عدم توانایی مقابله ی نظامی ایران با امریکاست؟!
    یکی از اساتیدمان میگفت اینکه میگوییم ایران و امریکا از نظر دینی چند وجه دارد یکی رابطه با امریکاست که همین اکنون هم داریم که همان روابط سیاسی و اقتصادی و… است
    یکی مذاکره با امریکاست که انهم طبق اموزه های اسلامی مشکلی ندارد
    دیگری صلح با امریکاست که حداقلش اتش بس و حداکثرش دشمن نبودن است
    دیگری دوستی با امریکاست که در اینجا رابطه ی ما با امریکا میشود همان طاغوت که خلاف اسلام و اموزه های ان هست
    دوستی با امریکا به معنی حمایت از ان خط قرمز است و حتی دوستی با کشورهای مسلمانی که با امریکا دوست هستند مثل عربستان که در اینجا موضوع نفاق این کشورهای مسلمان مطرح میشود
    گام بعدی شراکت با امریکاست که از ان هم نهی میشود که با استکبار و طاغوت منافعی مشترک داشته باشیم!
    و در اخرین مرحله جهاد علیه امریکاست که انهم بر ما در قالب جهاد دفاعی واجب است که مربوط به جنگ نرم و… میگردد
    بحث غنی سازی هسته ای تاکتیکی است که که عبور از خط قرمزها نیست
    و اکنون ما در زمینه ی غنی سازی هسته ای به قدری اورانیوم غنی سازی شده داریم که تا بیست سال دیگر نیازی نداریم و به راحتی میتوان از ان صرف نظر کرد
    طبق گفته های این استاد کوتاه امدن ایران در مذاکرات تا خط قرمزهای اسلامی با وضعیت فعلی ایران مشکلی ندارد چرا که برعکس سال های گذشته از موضع قدرت است
    و این همه دعواهایی که در زمین سیاست بر سر رابطه با امریکاست ناشی از درک درست این روابط بر اساس گزاره های دینی است!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *