جایی برای تبرئه قالیباف وجود ندارد

دوست عزیز، آقای محمدصالح مفتاح نامه‌ای به قالیباف نوشته که در کلیت خودش همان باورمندی به شخصیت محبوب را دارد که «خودش خوب است اما اطرافیان بد دورش را گرفته‌اند». اما خارج از این خوش‌بینی سنتی و با یک قضاوت صریح، می‌توانیم بگوییم که اگر کردار رسانه‌های قالیبافی اخلاقی نیست پس خود قالیباف هم که می‌توانسته تغییری در روند آن‌ها ایجاد کند مقصر است و مدیریتش چندان اخلاقی نبوده. اینجا حرف از یک ماه و دو ماه نیست، دستکم هشت سال تمام این وضعیت ادامه داشته و هر چه جلو‌تر آمده‌ایم منش رسانه‌های قالیبافی از اخلاق و مروت دور‌تر شده است.

بخشی از ضربه‌ای که احمدی‌نژاد در عرصه رسانه خورد از جانب رسانه‌های قالیبافی بود. مردم تهران بیش از سایر مردم کشور اهل روزنامه و استفاده از اینترنت هستند و تلاش همه جانبه قالیبافی‌ها در فاصله ۸۴ تا ۸۸ ذهنیت بسیاری از تهرانی‌ها را نسبت به احمدی‌نژاد تیره و خراب کرد. هزینه این بی‌اعتماد سازی ـ که کاملا همسو با عملیات اصلاح‌طلبان بود ـ در روزهای فتنه پرداخت شد. از شایعه ۳۰۰ میلیارد گم شده تا دعوا بر سر اتوبوسرانی و منوریل و مترو و… تقریبا بهانه‌ای نبود که رسانه‌های قالیبافی از شرش بگذرند و دستاویزی برای نقض عملکرد رئیس جمهور پیدا نکنند.

قالیباف به ریاست جمهوری فکر می‌کرد و چندان در اندیشه اینکه عملیات رسانه‌هایش چه نتایجی به بار می‌آورد نبود. با اینحال نمی توان مسئولیت او را نسبت به عملکرد رسانه‌هایش انکار کرد. می‌گویند قالیباف شهرداری تهران را «کارگاهی» اداره کرده اما حتی این نحوه مدیریت هم در خدمت روش «ستادی ـ تبلیغاتی» او قرار داشت؛ گویی که قالیباف همچنان نامزد ریاست جمهوری است و با احمدی‌نژاد در حالت یک مناظره طولانی قرار دارد. جالب اینکه امر بر بعضی طرفداران قالیباف مشتبه شده و تصور می‌کردند این احمدی‌نژاد (رئیس جمهور) است که نسبت به موقعیت قالیباف (شهردار) حسادت می‌کند.

چند ماه قبل از انتخابات ۸۸ یک فایل صوتی از سخنان […] منتشر شد که «اخلاق» از آن فوران می‌کرد. اگر انتساب آن را پذیرفته باشیم معلوم می‌شود که در پس پرده چه کسی و به چه نحو آشکاری رسانه‌ها و فعالان ستادی قالیباف را تحریک می‌کرد. این باور در کسانی که نگاه عمیق‌تر و صریح تری نسبت به فتنه داشتند نهادینه شده که رسانه‌های قالیبافی مقدمه ساز و شرکای فتنه و بعد از آن ساکت فتنه بوده‌اند. برخی هم بعد از خاموشی آتش فتنه تلاش ریاکارانه‌ای داشتند تا با ویژه نامه‌هایی ـ که محصول نیروهایی خارج از کادرشان بود ـ نقص خود را جبران و اتهامات را لاپوشانی کنند.

روزنامه همشهری، خبرگزاری مهر، روزنامه تهران امروز، سایت خبری ـ تحلیلی فردانیوز، عصر ایران، فرارو، و گل سرسبد رسانه‌های قالیبافی که می‌تواند نماد اخلاق در این گروه نام بگیرد، شفاف نیوز، و دیگر رسانه‌هایی که صراحتا قالیبافی نبودند اما گرایش روشنی به سمت او داشتند کارنامه‌ای را در طول فعالیتشان به نفع قالیباف رقم زدند که نه تنها اخلاق، که حتی درکشان از سیاست را هم زیر سوال برده است. روشن بود که تخریب همه جانبه و ملکوک کردن دولتی که همراهی بیشتری با اصولگرایان دارد در بزنگاهی مانند انتخابات نتیجه خواهد داد و موضع رقبای اصولگرایان را تقویت خواهد کرد.

دعوا میان قالیباف ـ احمدی‌نژاد بعد از انتخابات به دعوای قالیباف ـ جلیلی بدل شد. قالیبافی‌ها نه در ۸۴ و نه در ۹۲ مقصر شکست را خود قالیباف نمی‌دانستند و همیشه کاسه کوزه‌ها را بر سر دیگری می‌شکستند. هر چقدر هم که جلیلی را دور از بخت ریاست جمهوری و ورودش را اشتباه بدانیم (که واقعا هم اشتباه بود) نمی‌توان تقصیر شکست قالیباف را به گردن جلیلی انداخت. او هم به اندازه قالیباف حق ورود به انتخابات و حق اصرار و کوتاه نیامدن داشت. قالیباف بیش از همه از خودش و عملکرد ضعیف‌اش در مناظره‌ها شکست خورد و با بود و نبود جلیلی ـ یا رضایی و ولایتی ـ تفاوتی به حال او ایجاد نمی‌شد.

از اردوگاه قالیبافی‌ها اما نه بوی عدالت می‌آمد و نه بوی ارزش‌های انقلابی. محور اتفاق تکنوکراسی بود و تلاش کاملا سطحی برای جمع کردن بین اصلاح‌طلبی و اصولگرایی که خود نشانه‌ای از ماهیت ناخالص و التقاطیشان بود. ترکیب فعالان در رسانه‌های قالیبافی نیز به خوبی از میزان نفوذ اصلاح‌طلبان و امیدواری آن‌ها به قالیباف (در صورت فقدان نامزد اصلاح‌طلب) حکایت می‌کرد. هدف بسیاری پول، موقعیت و شهرت بود و حتی پیروزی شخص قالیباف محوریت نداشت. عدم تجانس و بی‌اخلاقی و بی‌سیاستی همه فرعیاتی بود که از شهوت بی‌سرانجام‌ این عده به قدرت ناشی می‌شد.

23 فکر می‌کنند “جایی برای تبرئه قالیباف وجود ندارد”

    1. اینجا از “تخریب همه جانبه و ملکوک کردن دولت” حرف زده شده، نه از انتقاد و نه از منتقد. نقد، شرف دلسوزانه و فارغ از منافع دارد. با این تحلیل، حتی همین روش رقابتی و تخریب گرانه هم ممنوع نشده، بلکه بر تناقض این روش با ادعای اخلاق و پیامدهای فتنه انگیزش تأکید شده است.

      صد البته که تحلیل های ما قدرت اینکه تنگنایی را برای کسی ایجاد کند ندارد، چه رسد به اختناق! و اگر این نقد کوتاه مسبب اختناق دانسته شود، به طریق اولی لجن پراکنی رسانه های قالیبافی با «جریان انحرافی» سببیت بیشتری در ایجاد اختناق داشته و نقد آنها را موجه تر می کند.

  1. سلام عليكم
    “اگر کردار رسانه‌های قالیبافی اخلاقی نیست پس خود قالیباف هم که می‌توانسته تغییری در روند آن‌ها ایجاد کند مقصر است و مدیریتش چندان اخلاقی نبوده.”
    جمله بسيار مهمي را بيان كرديد اميدوارم به ان به ديد يك قاعده نكاه كنيد.كه درانصورت اميد هست حقايق بيشتري براي شما و ما روشن شود انشاءالله

  2. چرا فقط زندان؟
    مگه شما نبودید که می گفتید به جای تکنوکرات بدلی میرید دنبال اصلش؟ خوب حالا هم اصلی ها اومدن سر کار دیگه

  3. سلام.
    این هم تریبون مستضعفینی که بابت دو سه ماه فحش خوردن، دادش به آسمان بلند می‌شود!

    گل بگیرند در آن عدالتخواهی که از آن چنین صدایی در بیاید، که ظلم و توهین به عدالت است.
    یعنی ایشان سایت گم و گور “تیتریک نیوز” را نشانه پلیدی شخص مشایی می‌داند و نوار صوتی آقای [ق] {تازه سال 86، نه 90 به بعد} را نشانه [ق] نمی‌داند؟!

    بابت این نوشته از شما ممنونم، این‌ها را نمی‌شناختم.

    1. سلام

      موضوع البته ربط مستقیمی به تریبون مستضعفین ندارد. نامه در وبلاگ شخصی و به صورت نظر شخصی منتشر شده است.

      بنده متوجه این خصومت و خشونت در کلام شما نمی شوم و فکر می کنم با «گل گرفتن» به در عدالتخواهی دیگران هم آبی برای عدالتخواهی هایی از جنس دیگر گرم نمی شود.

      1. آنچه ناجوانمردانه اسمش را می‌گذارند “عدالتخواهی”، هر چیز است الا عدالتخواهی.
        مشی تریبون همین عدالت منهای درد است، همین عدالت رفیق رفقاتیست.
        وجدان هم خوب چیزیست. کسی می‌تواند حرف از عدالت بزند که یکجو وجدان داشته باشد، نه اینکه فایل صوتی قاف را که برایش پرونده تشکیل دادند زیرسبیلی رد کند {از دروازه رد شود} و گاهی یک سایت بی‌نام و نشان را با افتخار به شخص میم نسبت دهد {از سوراخ سوزن رد شود}.

        وقتی کسی با این استانداردهای دوگانه حرف از عدالت می‌زند، توهین به عدالت است.

        این عکس و مطلب را بخوانید تا متوجه شوید این حضرات چه چیزی را پاک و توجیه می‌کنند. http://www.justice-seeker.com/Seecondary-Column/3253-the-grief-of-these-days حالا بماند انتشار با افتخار نامه وحید جلیلی که “ما چند سال زودتر از ه گفتیم اینها منحرف و فاسدند”.

        بله آقای دانشطلب! می‌گویم “گل بگیرند” عدالتی که مبنایش “استاندارد دوگانه” باشد.

        1. عدالتخواهی معنای وسیع تری از اشتباه کردن یا نکردن راجع به مشایی دارد. اینطور باشد که شما یک اشتباه را به مبنای عدالتخواهی اشخاص (و حتی وجدانشان) سرایت بدهید طرف مقابل هم می تواند همین کار را بکند. از هر کسی هم که ادعای عدالتخواهی دارد می شود ایرادهایی پیدا کرد.

          اگر به بنده است که اینجانب با هیچ یک از اطراف عدالتخواهی (چه اصولگرایان متمایل به عدالتخواهی، چه طیف عدالتخواهان جنبشی، چه احمدی نژادی ها، و چه آن دسته از خط امامی هایی که مترسک سیاسی و دروغگو نیستند) سر جنگ نداشته و ندارم.

          مشکل ما با سیاست و محور شدن اشخاص و همان رفاقتی شدن است که گفتید. اینکه یک نفر بخواهد همه چیز را به نفع قالیباف توجیه کند با کسی که بخواهد همه چیز را به سود مشایی تفسیر کند برای بنده هیچ فرقی نمی کند. عدالتخواهی هم تحمل این وابستگی ها و این جنگ و نزاع ها را ندارد.

          1. اصلا موضوع مشایی یا قالیباف یا ایکس و ایگرگ نیست، لطفا موضوع را تقلیل ندهید.

            نگاه من به “پدیده مشایی و احمدی نژاد” {و نه لزوما شخص خودشان} به عنوان پدیده‌های راستی‌آزما و سنگ محک است.

          2. اگر اشتباه نکنم سنگ محک یعنی معیار، یعنی چیزی که کسی حق اشتباه درباره اش را ندارد، و اگر اشتباه کرد از اصالت ساقط شده.

  4. از نظر من، تلاش بسیار شدید قالیباف برای کسب مجدد کرسی شهرداری، رویکری ستادی _ تبلیغاتی برای انتخابات 96، با توجه به رای متزلزل روحانی ست.

  5. جلیلی مقصر اصلی رأی نیاوردن قالیباف بود
    هنوز تخریبهای هواداران جلیلی را یادمون نرفته
    حرف شما درسته منتها نه توی مملکتی که مردم فقط با احساساتشون تصمیم میگیرن.
    جلیلی به سه جهت موجب رأی نیاوردن قالیباف شد
    یکی خرد شدن رأی های اصولگراها
    دوم تخریبهای گسترده و ناجوانمردانه ی هواداران مدعی دینداریش
    سوم هم ترس رأی خاکستری ها از رأی آوردن جلیلی(به خاطر تصویری که ازش داشتن) و رأی دادن به روحانی

  6. ضمناً نمیشه منکر بی اخلاقی بعضی رسانه های قالیباف شد ولی حالا حالاها باید تلاش کنند تا به سطح بی اخلاقی امثال رجانیوز برسند.
    اونها که روی همه را توی بی شرفی کم کردن

      1. توی بند چهارم که چیز جدیدی دستگیرم نشد
        ولی بی اخلاقی که فقط به فحش دادن نیست.
        فکر میکنم تو اینکه رجانیوز کثیف ترین و بی اخلاق ترین رسانه این روزهاست شک نداشته باشم.
        اون فایل هم که میفرمایئد مربوط به یه جلسه خصوصی است که امثال همین بی اخلاقها منشترش کردند. اون هم تو فاصله ی چند روز تا انتخابات.
        اما صحبت اصلی من اینه که جلیلی و جلیلی چی ها عامل اصلی نتیجه انتخابات بودند (خوب یا بد)

  7. حضور جلیلی روح دوباره ای به کالبد حزب اللهی های واقعی دمید.
    آنها فهمیدند که کم نیستند افرادی که حاضرند با شرایط سخت تر زندگی کنند و پای آرمانهای انقلاب بیاستند .
    اخوی رای به جلیلی در این انتخابات شاید به نظر برخی چندان اهمین نداشته باشد ولی آنها که ظریف تر و دقیق تر می بینند و می اندیشند ، می دانند که این جامعه اکتیو و قابل برنامه ریزی نزدیک به ۵ میلیون نفر چقدر جای خوشحالی دارد برای نظام و دلسوزان آن.

    1. کجای یک تندروی و بی اخلاقی و بی تدبیری جای خوشحالی داره برای نظام و دوستداران نظام؟
      ضمناً لطفاً فقط خودتون رو دوستدار نظام ندونید.
      بنده به عنوان یک دوستدار نظام واقعاً از تولد این جریان تندرو ناراحتم.
      باعرض معذرت

  8. رسانه های قالیباف با رفتارها و سیاه نمایی های بیش از حدشون نقش مهمی در پیروزی روحانی داشتن. اینکه قالیباف بعد از 2 دوره برخلاف قانون در این سمت باقی ماند به نوعی مزد خوش خدمتی و زحماتش را دریافت کرد!
    یادتونه یه سیل و زلزله تو کشور میومد این رسانه ها چقدر سیاه نمایی میکردن اما حالا در برابر رشد قیمت ها و سیل و زلزله و آلودگی هوا و کشته شدن ایرانی ها در خارج از کشور میشنویم: همه چی آرومه ما چقدر خوشحالیم

  9. الان این مطلب رو خوندم.. اینکه قالیباف رای نیاورد بدلیل اوریجینال نبودن بود! گرفتید مطلب را؟ ملت به جنس اصل رای میدهد..یعنی حتی اگر فکر هم بکند اصل است میخواهدش.. قالیباف “هر دو وانه” بود.. من جلیلی را برای همین اصل بودنش،اصیل بودنش دوست میداشتم.. انتخابات تمام شد..برای جلیلی ها از دو هفته قبل از انتخابات شروع شد اما برای کسی که با تمام قوا هشت سال پول و زمان خرج کرد تا رییس جمهور بشود و فقط دو میلیون رای بیشتر اورد فاجعه بود.. به خاطر همین انقدر از جلیلی و آیت الله مصباح متفرند..
    آیا جلیلی با قالیباف ائتلاف کرده بود یا ولایتی؟ چه کسی به ولایتی گفت بمان؟ و همو به عارف گفت برو؟چطور از فهم این شطرنج سیاسی عاجزند؟چرا به جای اینکه یقه ولایتی رو بچسبن متصل به جلیلی فحش میدن؟ کینه شون تمومی نداره..دوست و دشمن رو اشتباه میگیرن.. خدا عاقبت همه رو ختم به خیر کنه..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *