ابهام در سرنوشت احمدی‌نژادی‌ها

در روزهای سختی که بر وبلاگ نویسان ارزشی گذشت یک طیف مظلوم هم بچه‌هایی بودند طرفدار احمدی‌نژاد و مشایی که با اعتقاد تمام ارادتشان را به رهبری حفظ کرده بودند و می‌خواستند بین هر دو خواسته‌شان (مشایی و رهبری) جمع کنند. بنده نه جنس طرفداریشان از احمدی‌نژاد را فهمیدم، نه منطقی را که با آن مشایی را انتخاب کرده بودند، و نه این فوران احساسات را که چطور رهبری را مثلا «امام» خامنه‌ای خطاب می‌کنند. نمی‌دانم انسان چقدر باید در جهان شخصی‌اش فرو برود و با آرزو‌هایش خو بگیرد که درگیر چنین تناقض‌هایی بشود.

در وبلاگ‌های از دست رفته‌ام نقدهایی نوشته بودم درباره شخصی شدن رابطه ارادتمندان با رهبری. یکی از عوارض شدت گرفتن رابطه احساسی همین است که افراد خودشان را، یعنی خودِ بزرگ‌تر و عاری از خطایشان را، در رهبری می‌بینند. طبیعتا فکر می‌کنند هر چیزی که به آن رسیده‌اند‌‌‌‌ همان نتیجه‌ای است که رهبری هم به آن رسیده، پس در هر موقعیتی که باشند نظر رهبری را عین نظر خودشان می‌دانند و تعارضات را فرافکنی می‌کنند. شاید همه‌مان آدمهای متضادی را دیده باشیم که در نوع رابطه احساسی با رهبری مشترک هستند.

جوانهایی که شیفته وار احمدی‌نژاد را دوست داشتند و از قبل به رهبری هم عشق می‌ورزیدند از هماهنگی‌ای که در دولت نهم اتفاق افتاد ‌‌‌‌نهایت لذت را می‌بردند. از جهان سیاست هم انتظار مروت داشتند، پس گمان می‌کردند که این وضع می‌تواند ـ و باید ـ پایدار باشد. تصور می‌کردند وقتی این هماهنگی در یک برهه‌ای اتفاق افتاده پس یک حکم ازلی و ابدی صادر شده و هر تزاحمی هم که رخ بدهد ساختگی و تصنعی و مثلا کار بدخواهان است. واقعیت بر اثر حوادث به مسیر دیگری می‌رفت و آن‌ها در رابطه احساسیشان ثابت قدم می‌ماندند.

تأسف بار اینکه احمدی‌نژاد برای این بچه‌ها قدمی برنداشت. حاضر نشد درصدی از حساسیتی را که برای جوانفکر نشان داد برای این بندگان خدا خرج کند. دستکم می‌توانست به اندازه حسین درخشان برایشان ارزش قائل شود و یک نامه نگاری ساده برای ماندن در تاریخ انجام بدهد. اما درخشان صاحب نام بود و این بچه‌ها خالی از اسم و رسم! احمدی‌نژاد آدمی نبود که قدر طرفداری از خودش را بداند. محور پیروزی را فقط خودش می‌دانست، رابطه‌اش را با مردم بی‌واسطه می‌دید، و هیچ خدمتی را جز از رفقایش به رسمیت نمی‌شناخت.

توهین و نشراکاذیب و تبلیغ علیه نظام اتهاماتی است که بر سر وبلاگ نویسان منتقد چماق شده و این بلا بر سر احمدی نژادی‌ها هم آمده و کارشان به احضارهای متعدد و بازداشت و حتی انفرادی کشید. شریعت روزهای متعدد دربازداشت بود اما هیچ کس از کسانی که برای اثباتشان تلاش می‌کرد برای وثیقه پیش قدم نشد. سعیدی را در محل زندگی‌اش و با تشریفات بازداشت کردند، روزهای متمادی انفرادی کشید و عاقبت حکم زندان خورد. فتاحی را به عجیب‌ترین بهانه‌ها پرونده دار کردند و البته به دلیل مضحک بودن اتهامات تبرئه شد، و قس علی هذا.

حالا سرنوشت این بچه‌ها به احمدی‌نژاد وابسته شده و تا او اقدامی نکند از کما بیرون نمی‌آیند. اشتباه همین بود که ماهیتشان را صرفا دفاع از احمدی‌نژاد قرار دادند و الان مهم‌ترین کارشان این است که کارهای دولت روحانی را با کارهای احمدی‌نژاد ـ که بعدش همیشه جیغ و داد بود ـ مقایسه کنند. احمدی‌نژاد اما دیگر از قدرت بیرون رفته و به وضع بدی هم بیرون رفته است. البته می‌تواند هر نقشه‌ای برای بازگشت بکشد اما بعید است به نتیجه برسد. احمدی‌نژاد آنقدر آچمز ماند تا بازی را باخت و قدرت را به طرف مقابل تحویل داد و آرزو‌هایش را هم با خودش برد.

فراموش کردن احمدی‌نژاد البته کار سختی است، اما هوادارانش می‌توانند از زیر اسم او بیرون بیایند. اگر دغدغه‌شان واقعا عدالت است و به شخص هم وابسته نیستند بدون احمدی‌نژاد هم می‌توان ادامه داد. بدیِ اصلاح‌طلب و اصولگرا و محافظه کار فقط این نبود که مخالف احمدی‌نژاد بودند. آن‌ها مستقلا بدی‌های خودشان را دارند و بدون تخریب احمدی‌نژاد هم جا برای نقد فراوان است. خیلی‌ها هم از در مخالفت با همین سیاسی کاران با احمدی‌نژاد هم مسیر شدند. پس این طیف هم فرصت دارند که از لاک دفاع بیرون بیایند و کسی را که برایشان تره هم خرد نکرد فراموش کنند.

تتمه: جشن تولد گرفتن برای احمدی‌نژاد متأسفانه نشان می‌دهد که بعضی دوستدارن احمدی‌نژاد می‌خواهند در‌‌‌ همان حال و هوا باقی بمانند. اما مگر «نوکر مردم» هم جشن تولد گرفتن دارد؟ اینهمه آدم نوکری مردم را کرده‌اند، احمدی‌نژاد هم یکی مثل آن‌ها، جشن تولد دیگر چیست؟! معمولا کسانی که خودشان را سرور مردم می‌دانند جشن تولدهای عمومی لازم دارند. جنس این احمدی نژادی‌ها با جنس آنهایی که می‌خواهند برای رهبری هم جشن تولد بگیرند شبیه است، هر دو چنان در ارادت و احساسات غرق می‌شوند که محبوبشان را بر‌تر از مردم عادی تلقی می‌کنند.

86 فکر می‌کنند “ابهام در سرنوشت احمدی‌نژادی‌ها”

  1. سلام .
    الان ما در کماییم؟ حالمون بده ؟ در تناقضیم ؟ در هنگیم؟ مگه مشکل کجاست؟ : )
    جشن تولد گرفتن به عنوان یه ابراز محبت هستش. کار لوس و سبکی شاید باشه یا حتی بعضی ها مثل شما ازش تفسیر بگیرن که ربط داره به سروری بر مردم! ولی قبل همه این ها یه ابراز محبت و علاقه ست. همین. نه کسانی که برای خاتمی تولد گرفتن خطاکارن نه احمدی نژادی ها و نه حتی کسایی که برا رهبر تولد میگیرن. حالا خرج و رفتار غیر شرعی ش گناهش سوا . نفس ابراز محبت ایرادی نداره ، به کسی هم ربطی نداره. احمدی نژاد که دیگه رئیس جمهور نیست یه فرد معمولی هست که یه عده ای که کم هم نیستن دوستش دارن.
    این یه عده هم نه مشکل عقلی منطقی دارن نه کما و درگیری شخصیتی و غیره
    تهمت و قضاوت ناعادلانه ممنوع :) .

    1. سلام

      چیزی را که در متن نیست بار نکنید تا دچار «تهمت و قضاوت» ناعادلانه نشوید. «حالمون بوده» و «در هنگیم» و «مشکل عقلی منطقی» و «درگیری شخصیتی» برآمده از ذهن خودتان است و ابدا در متن بنده نیست.

      اما مگر قرار است چه نشانه ای بروز کند که حرف از تناقض بزنیم؟ کسی که هم مشایی را می خواهد و هم «امام» خامنه ای از زبانش نمی افتد دچار تناقض نیست؟ اگر اسمش تناقض نیست پس چیست؟

      منظور از در کما بودن هم به انزوا رفتن و از دست دادن موقعیت سابق است که اینهم به نظرم چندان جای بحث ندارد. اگر شما فکر می کنید که احمدی نژادی ها همچنان موقعیت سابق شان را دارد پس لابد بنده اشتباه کرده ام که دولت عوض شده و اوضاع دیگر مثل سابق نیست.

      واضح است که مشکل جشن تولد گرفتن با استناد به رفتارهای اشتباه دیگران و گفتن «به کسی هم ربطی نداره» حل نمی شود.

  2. سلام.

    متاسفانه شما فکر و منطق احمدی نژادی‌ها را درست نشناختی به همین دلیل از اول مسیر درستی نرفتی. ای کاش میشد با هم حضوری حرف زد تا این منطق به درستی منتقل می‌شد. راستش من هم وقتی شما می‌نویسی “پایگاه عدالتخواهی تریبون مستضعفین” متوجه منظور شما نمی‌شوم! بروم سر اصل مطلب:

    یک: من معتقدم هر مسلمانی وظیفه دارد تا جای ممکن تمام اتفاقات {نادیده} را حمل بر نیکی کند. وقتی به این اصل اعتقاد داشته باشی، تا زمانی که با شما “اتمام حجت” نشود، نمی‌توانی از این گمان خود دست بکشی. البته من از احمدی نژاد ممنون هستم که شرایطی را بوجود آورد که باب اتمام حجت را برای مایی که برخی رفتارها را به هر شکل حمل بر نیکی می‌کردیم بست. من رفتارهای قبل را بر اساس حسن ظن می‌دانم، نه تناقض.

    دو: اتفاقا یکی از ویژگی‌های احمدی نژاد رفیق نفروشی اوست. او برای رفقایش کم نگذاشت، هر چند خیلی از رفقایش برایش کم گذاشتند یا او را زدند. آن چنان که شما می‌گویید آقای احمدی نژاد برای وبلاگ‌نویس‌ها کم نگذاشت. اما از آن طرف هم فکر کنید: اگر احمدی نژاد از یک وبلاگنویس حمایت مستقیم می‌کرد بهانه نمی‌شد که تو فقط برای خودت اینطوری هستی؟! قانون برای همه یکیست! من از اینکه کسی سند نگذاشتن نرنجیدم، به خصوص که می‌دانم اگر می‌گذاشتند می‌شد “ارتباط سازمانی”!

    سه: برخی طرفداران آقای احمدی نژاد (نمی‌توانم بگویم همه) به اتفاقات حال حاضر به دید “سنت‌های الهی” نگاه می‌کنند. من به شخصه حتی با نقد روحانی هم موافق نیستم، چون معتقدم کسانی به روحانی گیر می‌دهند که در انتخابات باختند.

    چهار: من به شخصه “نحوه بیرون رفتن آقای احمدی نژاد” از ریاست جمهوری را با “وضع بد” که اصلا، اتفاقا “خیلی هم خوب” می‌دانم. با این نحوه بیرون رفتن حجت‌ها تمام شدند و من دیگر علاقمند به بازگشت ایشان به صحنه نیستم.

    پنج: به نظر من اصلا عدالت را از پدیده احمدی نژاد نمی‌توان جدا کرد. اگر از نظر شما برای ما تره خرد نکرد، من واقعا اعتقاد دارم برایش خیلی کم گذاشتم. او حداقل من را از خوابی بیدار کرد. نگاه من به احمدی نژاد به عنوان یک پدیده محک است. از 84 تا 92 یش.

    شش: شما منظور هدف تولد گرفتن نشدید. اصلا هدف که تولد و کیک و شمع نبود که. هدف دور هم جمع شدن و تقدیر و خداقوت گفتن به مردی بود که معتقدیم کم نگذاشت. معتقدیم عطای خیلی چیزها را به لقایش فروخت، از آبرو، از راحتی، از قدرت و… و رای عدالت برخلاف تریبون مصتضعفین هزینه داد {من به عدالت تریبون می‌گویم عدالت بدون درد}. تولد فقط یک “بهانه” بود.

    خلاصه ببخشید که طولانی شد.

    1. سلام

      با این حرف شما که در صحبت حضوری سوء تفاهم ها برطرف می شود موافقم.

      یک ـ باز خوب است که شما می گویی رفتارهای «قبلی»، اما بعضی از احمدی نژادی ها با همه این احوالات هنوز در همان «حسن ظن قبلی» سیر می کنند و همین می شود که بنده می گویم تناقض است.

      دو ـ انکار نمی کنم که احمدی نژاد رفیق باز است، اما متأسفانه دایره رفقایش خیلی محدود بود، در حد مشایی و جوانفکر و رحیمی و همین چند نفر. قرار هم نبود که خودش مستقیم در دادسرا حاضر شود! همین که بعد از چند روز یکی از آن هواخواهان مایه دار حاضر شود به جای خریدن خودرو شخصی به قیمت گزاف یک سند ساده بگذارد کافی بود. مطمئن باش که از خیلی هایشان هم بر می آمد و اگر مربوط به خودشان بود در اسرع وقت حلش می کردند.

      با سند گذاشتن یک آدم گمنام هم تهمتی اتفاق نمی افتاد، اصلا بیافتد! مگر شما باکی از “ربط سازمانی” داشتید؟ شما حالا از سر محکم بودن یا ارادت خودت است که از وثیقه نگذاشتن آنها نرنجیدی، اما بازی سیاست قواعد خودش را دارد. هر فعلی و هر ترک فعلی معنای خودش را می دهد.

      سه ـ نمی شود جایی که خودمان هم در باخت (تحویل دادن قدرت به نماینده هاشمی) مقصر بوده ایم قضیه را به سنت الهی ارجاع بدهیم و ماوقع را جوری توجیه کنیم که دردمان نیاید و فقط این دلخوشی را برای خودمان نگه داریم که اصولگراها از آمدن روحانی ناراحت اند!

      چهار ـ خب فکر می کنم در این مورد نظر شما خیلی شخصی می شود، اما اکثر احمدی نژادی ها در آرزوی بازگشت او به قدرت هستند.

      پنج ـ منظور بنده از نقد کردن محوریت اشخاص همین است که آرمان ها را به آدمها پیوند نزنیم. احمدی نژاد هم یک آدم عادی است مثل آدمهای دیگر، و مثل خود ما، که ممکن است یک روز در مسیر درست باشیم و به روز بعد نرسیده در مسیر غلط!

      شش ـ دور هم جمع شدن می تواند هر بهانه ای ـ مثل اعیاد مذهبی ـ داشته باشد. اما جشن تولد عمومی برای شخصی که تازه از ریاست جمهوری کنار رفته معنای خودش را دارد. ما از اول با این کارها که بوی محوریت اشخاص و اشرافیت می دهد مشکل داشته ایم، فرقی هم نمی کند بهانه اش چه کسی باشد، شما اصلا بگو خود امام خمینی، جشن تولد گرفتن برای ایشان اصلا ضدآرمانهایشان است.

      اینکه اول نوشته گفتید به حسن ظن هم اعتقاد دارید خیلی خوب است. اما برایم سوال شد که چرا برای کسانی که در قدرت نیستند حسن ظن ندارید؟ دلیل تان برای انکار تریبون چیست؟ و چرا مستضعفین اش را با «مصتضفین» به تمسخر می گیرید؟ مشکلی اگر هست راحت بگویید، راحت انتقاد کردن (کاری که بنده سعی کردم در این نوشته انجام بدهم) بهتر از طعنه زدن و به تمسخر گرفتن است، این را بگذارید برای آنها که ظلم شان آشکار است …

      1. درباره بند آخر شما:
        از شما بعید بود. نوشتن صتضعفین بجای مستضعفین فقط یک اشتباه تایپی بود. نه تمسخری بود و نه چیز دیگری.

        اما بکار بردن کلمه عدالتخواهی برای تریبون مستضعفین را یک ظلم می‌دانم. تریبون محافظه‌کار است، عدالتی هم که می‌گوید یک عدالت “تفننی” است، یک عدالت ژیگولی که مبادا خونی از دماغ کسی ریخته شود و اینها.

        1. شرمنده که سوء تفاهم شد، تعریضی که هم در ابتدای نظر و هم در پایانش بود باعث اشتباه شد که عذرخواهی می کنم.

          اینکه عدالتخواهی تریبون را آمیخته به محافظه کاری می دانید البته کاملا اشتباه نیست اما تریبونی ها هم حرفهای خودشان را دارند و سخت است که بهشان گفت عدالتخواه “تفننی” یا “ژیگولی”. فکر می کنم بعضی وقت ها به تخیلی بودن و تندرو بدون هم متهم می شوند. چیزی که هست محکوم کردن مطلق یا انگ زدن متقابل از کسانی که هر دو داعیه عدالتخواهی دارند و در معرض هزینه دادن هم هستند چندان جالب نیست. بحث نقد البته جداست.

          1. سلام
            جسارتا میخواستم عرض کنم هر وقت این تریبون مستعفین شما یک کلمه از فعالین سیاسی که در رجایی شهر زندانی شدن گفت (همون رجایی شهری که خود شما میفرمایید جای چاقوکش ها و قداره بندها و گانگسترها و متجاوزین به عنف هست!) اون وقت میتونید بگید که پایگاه عدالت طلبیه!!!
            الان این سایت داره خودش رو برای فردا و “مرگ بر آمریکا” میکشه. مرگ بر آمریکا هم که لابد منظور مرگ بر ظلم و ستم آمریکاست، نه مرگ بر مردمش! پس این چجور عدالت خواهی ایه که فقط صداشون برای دوردست ها بلنده؟؟!! در مقابل ظلمهای داخلی لالمونی میگیرن؟؟؟؟
            http://mosfet.blog.ir/poost/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7

  3. سلام برادر
    برای اینکه اطلاعات این پست کامل باشه لازمه به اطلاعتون برسونم تاکنون با خودم 28 وبلاگنویس احمدی نژادی را شناسایی کرده ام که دادگاهی شده اند. این 28 نفر سوای چند مدیر سایتهای احمدی نژادی هستند. محاکمات و محکومیتها هم ادامه دارد. آخرین موارد محاکمه یکی از این 28 نفر در روز 4 آبان است (که منتظر ابلاغ حکمش است) و دیگری که حکم اولیه اش صادر شده به اتهام «نشر اکاذیب بره قصد تشویش اذهان عمومی» به 4 ماه حبس تعزیری (طبیعتا غیرقابل تبدیل به جزای نقدی) محکوم شده و البته در صدد اعتراض به حکمش است. چون در متنت فقط به سه نفر از ما اشاره کرده بودی، خواستم یک وقت خوانندگانت فکر نکنند قضیه به این سه نفر محدود است.

    1. سلام و ممنون از تکمله

      حجم برخوردها را تقریبا می دانستم و در متن هم منظورم از اشاره به سه نفر محدود کردنش به سه نفر نبود. سعی کردم هم در ابتدا و هم در انتهای نوشته از یک «طیف» نام ببرم.

  4. سلام

    شما بعضی اظهارات سخیفتان را چنان بازگو میکنید که انگار خود واقعیت است و نه تحلیل خود شما

    این واقعا برای یک عدالت خواه دوری از آرمان هاشه

    اسفبارترین جای تحلیل شما که دل هر احمدی نژادی رو صد تیکه میکنه اونجائیه که گفتید: “تأسف بار اینکه احمدی‌نژاد برای این بچه‌ها قدمی برنداشت”

    مگه قرار بود احمدی نژاد برا ما هزینه بکنه؟!؟!
    اگه احمدی نژاد برای امثال ما هزینه میکرد، اصلا لیاقت این دفاع را نداشت.
    آرمان های احمدی نژاد چیز دیگری بوده است، که ما راضی نبوده و نیستیم لحظه ای از آنها غفلت کند و به امثال ما فکر کند.
    من به شخصه فقط و فقط به خاطر این وارد این وادی شدم که شاید بتونم بار فشاری که بر دکتر بود رو کم کنم.
    این حرف شما این را می طلبد که فرمانده ای در جنگ بعد از تیر خوردن سربازش به جای ایستادگی در برابر دشمن برود به عیادت سربازش!
    شاید فرمانده بسیار ناراحت باشد از این موضوع ولی به روی خود نمی آورد و با قدرت ایستادگی میکند.
    امیدوارم کمی بیشتر درباره دوستان احمدی نژادی تحقیق و استعلام کنید.

    اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

    1. سلام

      کجای اظهارات بنده «سخیف» بود؟ قرار نبود احمدی نژاد برای شما هزینه کند؟! پس یعنی وقتی به خاطر جوانفکر آن شر را به پا کرد و برای حسین درخشان حاضر به نامه نگاری شد اشتباه کرده؟ یعنی چون این هزینه را برای اینها کرده دیگر لیاقت دفاع را از دست داده؟

      فرمانده ای که به فکر سربازهایش نباشد و ببیند یکی یکی شان را دارند می زنند و فقط به خودش و بیسیم چی و دستیارش فکر کند فرمانده به درد بخوری نیست!

      1. من گمان می‌کنم علت قضاوت نادرستت در مورد احمدی نژاد اینه که گمان می کنی که احمدی نژاد برای حمایت از جوانفکر می خواست به زندان بره.
        اولا که از اتکا به حقیقت خارج شدی و به وادی نیت خوانی وارد شدی.
        ثانیا احمدی نژاد در مکاتبه با رئیس قوه قضاییه آشکارا اعلام کرد که اصلا قصدش از بازدید از زندان، دیدار با جوانفکر نیست.
        شما می تونی فرض کنی احمدی نژاد راست گفته و یا دروغ گفته. اما نمی تونی قطع به یقین بگی هدفش صرفا حمایت از جوانفکر بوده.

        نکته دیگری که اتفاقا بنا به تجربه شما برای من پررنگ شده، اینه که با ورود جوانفکر به زندان و مشاهدات او از فضای اونجا و خاطراتی که احتمالا به نقل از سایر زندانیها تعریف کرده (مشابه خاطراتی که ما از زندان و بازداشتگاه جمهوری اسلامی شنیدیم) احمدی نژاد به همون نتیجه ای رسیده که شما رسیده بودی و احساس وظیفه کرده که به عنوان مجری قانون اساسی باید شخصا ببینه که چه خبره! آخرش هم ممکنه که بهش ندا رسیده باشه که “کشش نده”

        چرا چنین برداشتی نمی کنی؟
        اگر 50 درصد این احتمال رو بدی، کل مطلب زیر سؤال می ره.
        پیشنهاد می کنم در موردش فکر کن.

        1. احمدی نژاد درست بعد از اجرای حکم جوانفکر به فکرش افتاد که به زندان اوین هم سر بزند، به نظر شما این منطقا چه معنایی می دهد؟

          هدف احمدی نژاد هر چه بود معنای کاری را که کرد نمی توان منکر شد.

          توجه کنید که بنده اصلا مخالف کار او نیستم، اتفاقا استقبال می کنم، اما می گویم چرا ذره ای از این خلوص نیت را برای بچه هایی که هیچ پشتیبان و اسم و رسمی نداشتند خرج نکرد؟

          احمدی نژاد اگر منتظر فرمان بود که درباره هر کار کوچکی بهش بگویند چه بکند یا چه نکند اصلا چرا آمد و رئیس جمهور شد؟

          1. یا نگرفتی، یا نخواستی بگیری!

            شاید همون چیزهایی که تو هم توی زندان شنیدی، جوانفکر هم وقتی که تو زندان رفته شنیده و به محمود منتقل کرده. وقتی این اخبار درست بعد از اجرای حکم جوانفکر بهش رسیده. معلومه که درست بعد از اجرای حکم خواسته که به اوین سر بزنه. وگرنه که قبلا هم به ندامتگاه‌های جوانان سر زده بود.
            این یک احتمال کاملا منطقی و قابل تصور هست که ازش غفلت کردی.

            اگر دقت کنی، محتوای دعوای مکاتباتی رؤسای دو قوه در مورد اجرای قانون اساسی اعم از رعایت حقوق مردم و سکوت در برابر مفاسد اقتصادی بود.

            چرا زودتر نه؟ چراش تقریبا روشنه؛ بعضی اخبار معمولا نباید به “مقامات بالا” برسه.

            کل مطلبت بر اساس نیت خونی هست و ارزش نداره؛ اگر نیت خونی رو از مطلبت حذف کنی، می تونی تحلیل خیلی بهتر و دقیق تری بنویسی.

          2. بنده می‌دونم که زندان جوانفکر با زندان امثال ما فرق می‌کرد و به خاطرهمینه که بعضی احتمالات رو اصلا در نظر نمی‌گیرم

            فهمیدن چیزی که بیش از اندازه واضح وروشنه احتیاجی به نیت‌خوانی نداره

      2. سلام جناب دانشطلب
        می‌دانم این مطلب قدیمست، اما فقط خواستم متذکر شوم نباید بحث یک مدیر دولتی، یا شخصی که با «امان‌نامه» و «دعوت» تیم دولت، برای همکاری با آن‌ها، سرزمین فرصت‌ها و آرزوها را رها کرده و به سرزمین فتنه‌آمیز مادریش برگشته را با هوادارانی که بسیجی‌وار و آرمانخواهانه به حمایت از دولت -به طور دقیق‌تر آرمان آن که در شخص احمدی و مشایی متجلی بود- اقدام می‌کنند خلط کنید.
        این «بنده خدا» هم جواب قشنگی داد.

  5. سلام
    من متوجه اين معادله شما نشدم:
    “کسی که هم مشایی را می خواهد و هم «امام» خامنه ای از زبانش نمی افتد دچار تناقض نیست؟ اگر اسمش تناقض نیست پس چیست؟ ”

    مگر امام خامنه اي و مشايي در تناقضند كه اگر كسي به هر دو معتقد بود در تناقض است.؟!
    شما راجع به كدام مشايي نظر داده ايد؟مشايي واقعي كه مثل همه انسانها داراي نقاط ضعف و قوتي است يا ديوي كه رسانه ها و دشمنان دولت احمدي نژاد ساخته و پرداخته اند؟
    متشكر ميشم اگر منو متوجه كنيد؟

    1. سلام

      اتفاقاتی در سیاست افتاده که مستند این تناقض است، وقتی احمدی نژاد اسم مشایی را به عنوان معاون اولش معرفی کرد چه اتفاقی افتاد؟

      چطور می شود هم رئیس جمهور شدن مشایی را خواست و هم از حداکثر ارادت به رهبری کوتاه نیامد؟

      1. برید نامه رهبری در قضیه مشایی را بخوانید و ببینید که بحث اصلا عدم صلاحیت نبوده و از هیچ کجای نامه عدم صلاحیت دیده نمیشود.
        بلکه علت کاملا مشخص توضیح داده شده که دلیل ایجاد اختلاف میان علاقمندان است نه عدم صلاحیت.
        رهبری از سر خیرخواهی نامه محرمانه مینویسد که بر خلاف مصلحت احمدی نژاد و دولتش است و موجب اختلاف میان علاقمندان میشود…
        آنوقت افرادی با بی تقوایی هرچه تمام تر نامه محرمانه رو منتشر کردند و اگر قرار بود 5 واحد اختلاف ایجاد شود با انتشار نامه 500 واحد اختلاف ایجاد کردند!
        تفاوت اینجاست که رهبری خیر میخواست و منتشر کنندگان شر را میخواستند…
        بروید نامه را یکبار دیگر بخوانید.

        تاکنون تناقضی بین رهبری و مشایی نیافته ام.
        البته کمتر به مشایی تریبون رسیده…
        و قطعا اگر بیشتر تریبون داشت و کمتر سانسور میشد الان خیلی بیشتر میشناختیمشون.
        ولی تاکنون شناختی که از ایشان به دست آورده ام هیچ تناقضی وجود ندارد.

        دو روز بعد (۳مرداد)، پس از نامه رهبری برای برکناری مشایی و استعفا دادن وی، رهبر معظم انقلاب با اشاره به «قضایای سه چهار روز اخیر» گفتند:

        «من مى‌بینم در همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضى‌ها هى می‌خواهند اختلاف‌ها و شکاف‌ها را بیش‌تر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همه‌ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب می‌شود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان می‌گوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛ اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بى‌انصافى کنید، بى‌عدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بى‌عدالتى‌ها را همه کنار بگذارند؛ بى‌انصافى‌ها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟» [۵]
        http://brotoush.com/archive/44

        1. همین که بگویید موضوع ایجاد اختلاف بین هوادارن بوده (و نه صلاحیت) خودش دلیل می شود بر اینکه از نظر رهبری جنس احمدی نژاد با جنس مشایی متفاوت است، در صورتی که خود احمدی نژاد اصرار داشت که نماینده اش در انتخابات (و کسی که قرار بود دولت را ادامه بدهد) فقط و فقط مشایی باشد.

          1. اتفاقا جنس احمدی نژاد و مشایی مقایسه نشده.
            بلکه طرفدارانی که تحت تاثیر جو رسانه ای فکر میکنند این دو جنس تفاوت دارند و در صورت این اتفاق از احمدی نژاد هم بدشان می آید مد نظر است.
            وگرنه اگر پای مشایی به رسانه ملی میرسید این توهم هم از بین میرفت.

  6. هنوز انتقاد های شما به درون و بیرون نظام ادامه دارد. البته با این تفاوت که فی الحال اگر از احمدی نژاد و حامیانش انتقاد کنید و به آنها حتی فحش هم بدهید، دیگر مدعی العمومی وجود ندارد که شما را به بند بکشد. شما آزاد هستید هرطور می خواهید در مورد احمدی نژاد قضاوت کنید و هرصفتی که می خواهید به او و یارانش نسبت بدهید! امیدوارم زندان از شما یک زخم خورده و عذاب کشیده نساخته باشد! که اگر اینطور باشد این یادداشت هایی که با تم مهربانی و همدردی با احمدی نژادی ها یا از به قول خودتان از سر دلسوزی و دغدغه در مورد جمهوری اسلامی می نویسید، تبدیل به خطرناک ترین تیزی ها برای بریدن سر تک تک همین بچه ها و همین انقلاب خواهد شد.! کم نبودند این افراد!!!
    احمدی نژاد شاید باوفا ترین رئیس جمهوری بود که تا توانست حمایت کرد و آسیب دید. اصلا احمدی نژاد سر این حمایت هایش دچار حمله خودی ها شده بود. در عوض دوستان و همجنسان ما که از دویدن و تلاش خسته شده بودند خیلی خوب احمدی نژاد را تنها گذاشتند. شما خیلی به احمدی نژادی بودن مادی نگریستید، انقدر مادی که همه چیز را در بدست آوردن یک مزیت و یا یک امتیاز ویژه خلاصه کردید. در صورتی که اگر احمدی نژاد و حامیانش می خواستند مزیت ها بدست بیاورند، یک تنه در مقابل فاسدین و از انقلاب منحرف شده ها نمی ایستادند. مزیت در دست دادن با همین منحرفان از انقلاب خمینی بود نه در مقابل آنها ایستادن! اما حامیان احمدی نژاد پشت دکتر احمدی نژاد روبروی این منحرفان قد علم کردند. آنهم تا جایی که تهمت رمال و مرتاض و جادوگر و بزرگترین خطر از صدر اسلام خورده بودند. فرق تولد گرفتن های ما با تولد گرفتن های بقیه در این است که ما تولد را اصل موضوع قرار نمی دهیم ، تولد وسیله ایست برای دور هم جمع شدن و دوباره پیمان بستن و محبوب را دیدن که اگر غیر از این بود تا به حال با این همه فشار سیاسی و امنیتی همه مان بریده بودیم و گوشه ی خانمان مشغول بازی با فیس بوک و پلاس و ایضا وبلاگ هایمان بودیم! تولد را نه برای تولد بودنش، بلکه برای با هم بودنش، برای اللهم العجل لولیک خواندن های دکترش گرفتیم.
    حتی شما در رصد حال احمدی نژادی ها هم دچار اشتباه شده اید. ما نه در کما هستیم و نه ساکت مانده ایم . ما در جریان هستیم و فریاد میزنیم . جریان احمدی نژاد با سنگ محک “جریان موهوم انحرافی” خالص تر شده و سره از ناسره جدا شد. این یک پیروزی بزرگ است که به هر جریانی دست نمی دهد. احمدی نژاد در تاریخ خواهند ماند . حتی اگر به او اجازه ی حضور دوباره در صحنه ی سیاسی کشور ندهند …

    1. بله ما راحت انتقاداتمان را می گوییم و از دوستان هم انتظار داریم که راحت گوش کنند و اگر نپذیرفتند هم اشکالی ندارد، منتها مثل بعضی ها انگ «فحش» و «توهین» نبندند و نگویند که ما «هر صفتی» را به آنها نسبت داده ایم! ما باید یک فرقی با کسانی که بهشان انتقاد می کنیم داشته باشیم.

      زندان از بنده هیچ چیز نساخته است، همانطور که قبلا هم گفته ام فقط روحیه ام را افسرده کرده، این نقدها هم ربطی به زندان ندارد، هیچ کس هم نمی تواند ازشان تیزی برای بریدن سر کسی بسازد. اصلا از کجایش می خواهد تیزی بسازد؟

      احمدی نژاد باوفا بود؟ وفایش کجا بود وقتی اینهمه بچه های کم سن و سال را به خاطر بهانه های الکی پرونده دار می کردند؟ کجا داد زد؟ کجا اعتراضی کرد که توجه ها را جلب کند؟ کجا حاضر شد برای کسانی که هیچ حامی ای ندارند هزینه کند؟

      یکی از دلایل اصلی تنها ماندن احمدی نژاد همین بود که جز به خودش و به اطرافیان نزدیکش به هیچ کس اعتماد نداشت. احمدی نژاد برای ایستادن مقابل انحراف ها و فسادها یک نفر نبود، یک بار 17 میلیون و بار دیگر 25 میلیون رأی پشت سرش بود. اما آقای رئیس جمهور به مسیری رفت که بسیاری از رأی دهندگانش حتی فکرش را هم نمی کردند.

      دیگران هم که برای محبوبشان تولد می گیرند همین را می گویند، می گویند اصل نیست، وسیله است، اما برادر! وسیله هم خوب و بد دارد، با هر هدفی نمی شود هر وسیله ای را توجیه کرد.

      بله، ممکن است بنده اشتباه کرده باشم، اما شما هم ممکن است اشتباه کنید. مهم نوع نگاه و استدلالی است که برای گفته ها و کرده هایمان می آوریم.

      احمدی نژاد البته در تاریخ می ماند، هم با محسناتش، و هم با اشتباهات شگرف اش.

  7. سلام

    میدونید جناب به نظر بنده این شمایی که دچار تناقض شدی.
    شما فکر میکنی که احمدی نژاد یک نفریست مثل بقیه.

    بله از نظر فیزیولوژیکی همین طور است. احمدی نژاد آدمیه مثل بقیه مردم. یکی از همین 75 میلیون. نه از همین 7 میلیارد. یکی که خودش رو ته ته صف همه ملت هم میدونه!

    اما همین یکی بود که بنا به گواهی امام خامنه ای “قطار انقلاب رو به ریل اصلی برگردوند” کاری که بقیه نکردند! که قطعا نه عازم انجام دادن این مهم بودند نه مایل!

    این حرفی هم که شما میزنی که احمدی نژاد قدمی برای بچه ها برنداشت، در واقع خنده داره! این حرف شما نشون میده که گویا جنابعالی از حرکتی که بواسطه روی کارآمدن احمدی نژاد در دنیا انجام شد، یا بی اطلاعی و یا فراموشش کرده ای!
    بله متأسفانه تا زمانی که بهار انسانها فرا نرسد، لاجرم هر حرکتی در راه برقراری عدالت هزینه دارد، که این هزینه هم برعهده ی کسی نیست جز همان عدالتخواهان!

    بله برادر عزیز، کاوه هم یه آهنگر بود مثل همه ی آهنگرها، اما پرچمی رو بالا برد که شد: “عیار مهر و کینِ مرد و نامرد”

    1. سلام

      بله، بعید نیست، هر کسی ممکن است دچار تناقض شود.

      احمدی نژاد البته متفاوت بود، کارهایی هم کرد که هیچ کس از پس اش بر نمی آمد، اما تنها نبود! یک نفره و با تکیه صرف به حلقه محدودی از دوستان هیچ کس نمی تواند رئیس جمهور شود. احمدی نژاد کسانی مثل شما را که گفتمانش را برای مردم ترجمه کردند فراموش کرد و اصلا ارزش و موقعیتی برایشان قائل نبود. فکر می کرد همین که مستقیم با مردم حرف بزند کفایت می کند.

      احمدی نژاد قبل از اینکه حرکتی در دنیا ایجاد کند بهتر بود قدمی برای کسانی بر می داشت که بدون هیچ چشم داشتی به خاطرش هزینه قضایی می دادند، همانطور که برای جوانفکر یا برای درخشان انجام داد.

  8. خووب! نکته ظریفی و مهمی بود!

    من هم فکر می کنم منش و جهت گیری های احمدی نژاد کاملا بدیع، الهام بخش و مهم برای آینده ی بود و باید حفظ شود اما شخص او واقعا ارزش گریبان پاره کردن را ندارد.

    با این حال حزب اللهی جماعت اگه آویزان کسی نشود حزب اللهی نیست! عمده دوستان ما هیچ وقت فکر و هویت مستقلی نداشته اند (…اجازه نداده اند که داشته باشند!) که الان چنین توقعاتی ازشان داشته باشیم. لاجرم مثل همیشه با کمترین انتقادی بر می آشوبند و بعد از چند سال که متوجه اشتباهات می شوند به آرامی محو می شوند.

  9. همان سخن حضرت امیر”حق را با آدم ها نسنجید، ملاکتان آدم ها نباشد، آدم ها عوض می شوند. آدم ها گاهی سابقه خوب دارند، بعد کارهای غلط می کنند. بهترین ثوابها را ممکن است داشته باشد و بعد ضربه بزند، حتی خیانت بکند…”

    تشکر برادر :)

  10. توی این فضای مسموم علیه احمدی نژادی ها, چنین نقدی را هرچند خیلی هم قبول ندارم ولی دلسوزانه میدانم, باز جای شکرش خالی است که اقلا دانشطلب به ما فحش و ناسزا نگفت.
    العزة لله

      1. دانش جان خدا قوت
        حرفهات(که با همه اش موافق نیستم) و کامنتهای رد وبدل شده به نظر من نشان از یک تنهایی بین هواداران جبهه عدالت و احمدی نژادی ها (که حرکتی نو در فضای سیاسی کشور است) دارد.
        من بارها گفته ام که مشارکتی ها و اصلاح طلب ها از لحاظ سازماندهی و حمایت نظیر ندارند.
        اسپانسرهای مالی شان در هر شهر مشخص است (یعنی مشخص است که اگر در شهری گیر کردی پیش کی بروی) موجهای رسانه ای شان هماهنگ و منظم است. بی بی سی هم که دارند
        اما ما چی؟؟؟
        احمدی نژاد اگر می توانست از تجربه هوادارانش که اکثرا بسیجی هستند و کار تشکیلاتی کرده اند استفاده می کرد و اسپانسر های مالی خلق می کرد و مثل دوران خاتمی رسانه و روزنامه تربیت می کرد به این خنسی نمی افتادیم.
        ولی….
        ولی…….به قول آقای شریعت احمدی نژاد هرکار نکرده باشد دید ما رو عوض کرد….
        پشت پرده رو فهمیدیم…..چاه های بدون آبی که برای بعضی ها نان داشت رو شناختیم….
        عیار شعارها رو شناختیم
        کشک بودن شعار ما اهل کوفه نیستیم رو فهمیدیم
        فهمیدیم هر روز دیپلماتهای ما زیاد میشن و انقلابی های ما کم
        فهمیدیم مدار محاسبه بسیاری از هموطنهای ما دلار هست نه آرمان….
        حالا تصمیم با خود ماست
        توی سرما بخوابیم یا ادامه بدیم
        سرمایی که پشتش بهاره

        1. هرگز مزیت هایی رو که اومدن احمدی نژاد به عرصه قدرت داشت فراموش نخواهیم کرد و اگر باز هم به عقب برگردیم و در دوراهی احمدی نژاد ـ هاشمی قرار بگیریم اصلا چاره ای جز انتخاب احمدی نژاد نخواهیم داشت

          اما در مورد نداشتن سازماندهی و رها کردن هوادارن توسط احمدی نژاد و تفاوتی که در این مورد با اصلاح طلب ها دیده می شود نظر شما را صحیح می دانم.

  11. سلام
    نقدتون رو اصلا قبول ندارم.
    اصلا راهی جز بازگشت به احمدی نژاد وجود نداره! اینکه ما یه نفر رو قربانی کنیم و بعد یه نفر دیگه و بعد یکی دیگه… این تا آخر قربانی میگیره!
    منظورم این نیست که احمدی نژاد بیاد رییس جمهور بشه دوباره،خیر، ولی باید از این حالت در بیایم و احمدی نژاد رو که یکی از بهترین افراد موجود در سیاست از بعد از انقلاب هست رو با واقعیتی که وجود داره به مردم نشون بدیم! نه با دروغها و تهمتهایی که افراد انقلابی و ضد انقلابی و روزنامه های زرد و سایتهای خبری خائن به مردم تحویل دادن!
    عجیب میدونم که شما ظلم رو دیدی و حالا دیگران رو دعوت میکنی که بیاید چشممون رو نسبت به ظلم ببنیدیم و ازش عبور کنیم!!! ما سکوت میکنیم ولی هرگز عبور نمیکنیم! ان شاء الله به وقتش نوبتمون میرسه!
    اصولگرا و اصلاح طلب اصلا جایی توی انقلاب نباید داشته باشن! یه سری بازیهای کثیف سیاسی با این اسمها داره میشه! این دو واژه باید از انقلاب حذف و خارج بشن!
    اینکه چطور مشایی و رهبری قابل جمع هستن هم به معیارها برمیگرده! بر اساس معیارها مشایی بسیار بهتر از کل سیاسیون هست! نقص هم داره ولی در مجموع به معیارها نزدیکتره! هم اصلاح طلبه هم اصولگرا! احمدی نژاد هم همینطور بود، هم اصلاح طلب هم اصولگرا ولی اصولگراهای خائن احمدی نژاد رو اصولگرا نشون میدادن تا اصلاح طلبها و طرفدارانشون جرئت نکنن سمت احمدی نژاد بیان و حیات ننگین اصولگرایی با کارهای کثیفی که کردن پایدار بمونه!
    رهبری هم توی همین قضایا بارها اعلام کردن که مسائل فرعی تعیین کننده نیست و نباید از این روی مسائل جزئی و حاشیه ای بر روی افراد قضاوت کرد!
    در کل ظلم پایه های حکومت رو لرزان میکنه! به نظر بنده که جمهوری اسلامی رو به افوله تا جایی که رهبری جلوی این افول رو بگیره و اون روز دیدنیه! روزی که همه ی بزرگان سیاست چه اصولگرا و چه اصلاح طلب که فریادشون همه ی عالم رو برداشته که ما انقلابی هستیم و چه و چه ،جلوی رهبری می ایستند! خیلی هم دور نیست اون روز!
    رهبری اگر برای مشایی حکم حکومتی میداد قطع به یقین این اتفاق میفتاد چون توی حاکمیت همه مخالف صد در صد مشایی بودن! در نتیجه رهبری رو با اجماع بالا عزل میکردن!
    ….
    میتونیم خودمون رو گول بزنیم و با اصلاح طلب و اصولگرا گفتن و دست به دست کردن قدرت سر خودمون رو گرم کنیم و کی بود کی بود من نبودم راه بندازیم! ولی راه این نیست! این نظام به اصلاحاتی انقلابی نیاز داره…
    یاعلی

    1. سلام

      اینکه یک نفر بهتر است خیال ریاست جمهوری را فراموش کند اسمش قربانی کردن است؟

      ما البته ظلم رو دیدیم ولی کسی رو به انکارش دعوت نکردیم! مظلوم بودن هم دلیل نمی شه که دقیقا به همون راهی بریم که ظلم می خواد. ظلم می خواد از مخالفش یک جریان واحد و متصلب، با اهداف کاملا مشخص و قابل ضربه زدن بسازه که راحت بتونه اتهامات رو بهشون بچسبونه.

      تلاش شما برای جمع کردن بین مشایی و رهبری از جمله همان استدلالهای شخصی است که عرض کردم.

  12. سلام آقاي دانشطلب

    براي شما متاسفم كه با بدترين موضوع ممكن جاي اصلي فرعي را عوض كرده ايد

    آخر برادر من الان و در اين شرايط كه […] و دار و دسته اش […] مي خواهند نظام را به سازش با استكبار بكشانند و جام زهر ديگري را به امام امت بنوشانند ، اين چه بحث و مطلب سخيف و بي ارزشي است كه منتشر كرده ايد؟

    مگر نمي بينيد كه فتنه گران قدرت گرفته اند و هر روز جايي را اشغال مي كنند و براي حمله به خيمه انقلاب آماده مي شوند؟

    مگر نمي بينيد كه سازشكاران و سرانشان تلاش دارند تا با خاطره سازي و دروغگويي مردم را در موضوع رابطه با آمريكا مقابل نظام و ولايت قرار دهند؟

    مگر شكستن تابوهاي چندده ساله ي استكبارستيزي توسط سازشكاران و خوشحالي سران آمريكا و اسرائيل را نمي بينيد؟

    مگر نهيب هاي امام خامنه اي را نمي شنويد؟

    هرچه بگندد ، نمكش مي زنند واي به روزي كه بگندد نمك

    از شما و امثال شما انتظار خيلي بيشتر از اينهاست

    الان خط مقدم خط تقابل مقاومت و سازش است ، نيروي خود و ديگران را در پشت جبهه و در تخريب جبهه خودي هدر ندهيم

    مواظب باشيم همانند آن بازيكن طنزي نشويم كه دروازه خودي را هدف قرار دهيم

    اگر جسارتي شد عذر مي خواهم ولي برادر من كمي تامل كن

    التماس دعا

    1. سلام

      چون اوضاع تغییر کرده و سازشکاران دور برداشته اند پس مطلب بنده سخیف و بی ارزش است؟ این که برعکس به صحت نوشته بنده کمک می کند!

      دقیقا در همین اوضاع که به نظر شما اینقدر وحشتناک آمده باید از رویه های پیشین دست برداشت و نیروها را پشت سر یک نفر و به خاطر یک اسم هدر نداد.

      حساب آرمانها و ارزش ها از اشخاص جداست، معنی نقد اشخاص زمین زدن آرمانها نیست.

      1. ثابت کنید اگر احمدی نژاد دست از حمایت مشایی، بعد جوانفکر، بعد رحیمی، بعد کردان، بعد مرتضوی، و غیرهم بر می داشت، به بقیه مدیران و اطرافیانش بند نمی کردن و جنجال درست نمی کردن!

        از اون […]هایی که رفقای گرمابه و گلستان خودشون رو به جرم دوستی با احمدی نژاد به لجن کشیدن، همه چیز بر میاد. اون آخرا هم که آشکارا می گفتن که دولت احمدی نژاد نباید به آخر برسه.

  13. سلام متاسفم که هنوز چرائی حمایت ما از این دو نفر را درک نکرده اید.
    برای ما اصلا مهم نیست احمدی نژاد در قدرت باشد یا نه.
    متاسفم که همه چیز را از دریچه چشم خود نگاه میکنید و فکر میکنید همان درست است. این چیزهائی که به ما نسبت دادید در تفکر ما جائی ندارد.
    کار دارد تا شماها از عمق تفکر ما آشنا شوید. و امیدوارم آن زمان که از کارهایتان توبه می کنید دیر نشده باشد.
    ضمنا جشن تولد بهانه بود … باز هم برای سطح درک و بصیرتتان متاسفم.
    بگذریم.
    خداوند همه ما را به راه درست هدایت کند.
    خوشحالم از آزادی شما… امیدوارم همیشه در پناه حق سلامت و پیروز باشید.
    زنده باد امام خامنه ای زنده باد بهار
    یا علی

  14. سلام برادر من ، ایکاش احمدی نژاد یک سند میگذاشت که شما نفیش نمیکردی
    من احمدی نژاد نیستم ولی ، یک احمدی نژادیم و لذا با منتقد بی انصاف مخالفم
    و ضمنا راه احمدی نژادی را برای سند وثیقه ، راه گشائی کار ، رشد تجارت و …. انتخاب نکرده ام ، این راه را برای راست قامت بودن در افعال و کردار انتخاب کردم و به همانند او که بمدت 8 سال شدیدترین اتهامات و …… تحمل کرد و هیج نگفت و فعالیت وظیفه ای خود را بیشتر کرد ، عمل میکنم

    1. سلام

      بحث سیاست بحث نفی و تأیید اشخاص نیست. انتقاد منصفانه یعنی چه؟ یعنی همه اش از احمدی نژاد تعریف و تمجید کنیم و اشتباهات خودش و تناقضاتی را که اطرافش شکل می گیرد ندید بگیریم؟ این که می شود روش همان هایی که خودشان را فراتر از انتقاد می دانند.

  15. آقای دانشطلب عزیز
    ظاهرا به دانسته های خود بسیار مغرورید.
    این لینکها پاسخ کامل شما است. در نقد جبهه پایداری و البته حاوی پاسخ کامل به شما. اگر وقت کردید بخوانید و ببینید چه کسی اشتباه می کند:

    http://masoodfaghih.blogfa.com/post/76
    http://masoodfaghih.blogfa.com/page/jebehe-paydari-1
    http://masoodfaghih.blogfa.com/page/jebehe-paydari-2

    1. گفتید به دانسته های خودم مغرورم، اما با پیوندهایی که دادید فکر می کنم موضوع برعکس باشد، بنده ربطی به جبهه پایداری ندارم. هر چقدر دلتان می خواهد جبهه پایداری را نقد کنید، این دعواها به بنده هیچ ربطی ندارد! بنده یک کلام گفتم طرفداران مشایی که ارادتمند رهبری هم هستند تناقض دارند و احتمالا همین باعث شد که شما فکر کنید موضوع تکرار دعوا با جبهه پایداری است.

  16. کاش امثال شما هیچ وقت وارد عالم سیاست انهم از نوع مبارزاتی برای رسیدن به ارمان ها نمی شدند با هیجان زاد وارد می شوید ووقتی که بخاطر اهدافتان بهایی می پردازید وجوابی در خور شان ؟؟؟ نمی بینید گند می زنید به همه چیز ایا این رویه ی شما ارمانخواهی عدالت طلبی است خوب است کمی هم به نقد خودتان بپردازید اینقدر از همه طلبکار نباشید شما چه جماعتی هستید این همه ادعا را از کجا اورده اید به کدامین دلیل اینقدر دیگران را از بالا به پایین نگاه می کنید اگر راست می گویید منطقی وعقلی که یک انسان منصف وعاقل بتواند درک کند تناقضات میان امام خامنه ای ومهندس مشایی را محکم وبا برهان بیان کنید اگر راست می گویید !

  17. 1-به نظر ميرسد جنابعالى به جهت شدت بي ارادتي! نسبت به دكتر اصرار داريد رابطه احمدي نژاد و هوادارانش را در قالب تعاريف حزبي بگنجانيد تا فرقی را که مسلّما میان او ودیگران! هست بپوشانید درحاليكه رابطه به هيچ وجه اينگونه نيست بلكه او در جبهه اصلي وهواداران در گوشه وكنار و هركس به سهم خود در نبرد عدالتخواهي فعالند.كسي براي رهبرحزب تلاش نميكند تا توقع پاداش يا دلداري ويژه داشته باشد بلکه از ان بالاتر هنوز وتا ابد نسبت به ايشان احساس بدهكارى ميكنيم.
    در اين مبارزه تمام مفاهيم از مرسومات دنيوي تهی است كجا ديديد فرمانده، خودش، خطشكن هم باشد؟!
    2-بنده (به دلايلي) تناقض ادعايي شما را نه نفي ميكنم ونه اثبات.ولي بر مبناي شما هم بخواهم صحبت كنم: نمیدانم اصرار شما بر اثبات اين تناقض براي اين افراد چيست وچه فائده عقلايی درپس اينكار هست نهايت چيزي كه ممکن است عاید شما شود اين است كه اينها بعد از اذعان به تناقض بالاجبار حامی يك طرف ومخالف طرف دیگر شوند وفرض بگيريم اكثريت غالب، رهبر را بخاطر اقاي مشايی رها نميكنند ولي قطعا صددر صد نيستند. هرچند شما از افزودن به مخالفين مشايی مشعوف ميشويد ولي ايا براي شما اضافه كردن همان درصد كم به مخالفين رهبری ارزشش را دارد بگذاريد مثال مشابهی بزنم تا فارغ از حب وبغضها حكم كنيد: مطمئنا به نسل اوليهای پيرمردی برخورده ايد كه هنوز در حال وهواي سالهاي دور ودرخاطرات خوش اوايل نهضت سيركرده وهاشمي ورهبر را دودوست ويار همفكر ميپندارند خوب عكس العمل درباره اينها چگونه بايد باشد اصرار بر دودستگي؟ يا اينكه اينها را درحال خوششان رها كنيم وبه همين ارادتشان به رهبر اكتفا كنيم؟.
    البته اينها همه بر مبناي هدف وعقيده وارادتهای شماست نظر شخصي بنده نيست

  18. به رقیبان قدحی؛ تا همه هشیار شوند.
    خود ببینند که هم؛ عاقل و هم؛ مجنونم.

    تیم احمدی نژاد متاسفانه و خوشبختانه اعتقادی به رسانه نداره
    معتقدند که “ان الله یدافع عن الذین آمنو”
    کار رسانه ای نمی خواهند بکنند.
    همین که طرفدارانشون رانت خاصی ندارند کار مخلصانه تر شده
    کسری خدمت نمیگیرند برای دفاع از او…
    اتفاقا لبه های پرتگاه های تعبیه شده توسط نظام راه میروند.
    اینکه احمدی نژاد نمیخواهد هزینه های بازی با سرنوشت طرفدارانش را برای نظام بالا ببرد رو اعصاب منم هست.
    اما اگر اینگونه عمل میکرد طرفدارانی پیدا میکرد که برای رانت طرفداری میکردند.
    سرنوشتی که بسیج بهش دچار شد…
    شعر ابتدای کامنتم هم برای این گذاشتم که احمدی نژاد خودش با اراده خودش از حکومت کنار رفت.
    وگرنه میتوانست با فردی به غیر از مشایی وارد رقابت شود.
    ولی میبینیم الهام به احترام ایشان کنار میکشد.
    ایشان با یک سیاست دو سر برد
    مشایی را برای یا تایید صلاحیت شدن و بردن
    یا برای رد صلاحیت شدن و بردن
    به کار میگیرد.
    الان هم چندان بد نشده.
    با کنار کشیدن احمدی نژاد
    مشخص شد که بودجه چقدر افتضاحه
    مشخص شد که دلار 3000 تومنی خوبه
    مشخص شد که اصولگراها و پایداری و … وزن سیاسی ندارند و نهایتا 4 میلیون از 24 میلیون رای احمدی نژاد را صاحب بودند.
    مشخص شد که هنوز خطر هاشمی وجود دارد.
    مشخص شد که فیروزآبادی هم نرمشکار قهاری است.
    مشخص شد که متهمان پرونده فساد اقتصادی و مجرمین آن کیا هستند و خبری از مشایی و رحیمی و … در آن ها نیست.
    مشخص شد که علی لاریج فقط عرضه لغو مصوبات احمدی نژاد را دارد و جلو دولت تدبیر و امید کم میاورد. از نگوییم خود معتدل است…
    خیلی چیزهای دیگه هم مشخص شد. (حافظه ندارم)
    همه به برکت کنار کشیدن از قدرت.
    این شعر از خود احمدی نژاده
    به رقیبان قدحی؛ تا همه هشیار شوند.
    خود ببینند که هم؛ عاقل و هم؛ مجنونم.
    احمدی نژاد اگر اراده کند به راحتی به قدرت برمیگردد…

    1. اگر نفر دوم دولت (رحیمی) نامزد میشد بیشتر از رضایی رای می آورد؟؟؟
      انصافا بیشتر از ولایتی رای می آورد؟
      انصافا ؟!

      بله! اگر صلاحیت امین زندگانی (بازیگر) برای شورای شهر تایید میشد آرای زیادی داشت. من رای مشایی را از این جنس می دانم، نه مربوط به تواناییهای فردی و سوابق موفق مدیریتی!

  19. من هم نگفتم شما با جبهه پایداری ارتباط دارید. گفتم که سخنان و شبهه خایتان در مورد مشایی از جنس شبهه هایی است که آنها دارند. بنابراین بیخود طفره نروید. کافیست در آن متنهای به جای جبهه پایداری خودتان را مخاطب قرار دهید.

    چندین سال است که این شبهات را امثال شما و جبهه پایداری و همه کسانی که خود را صاحب بصیرت می دانند تکرار می کنند اما متاسفانه گوش شنوایی برای شنیدن پاسخ ندارند.

    1. قصد جدل ندارم، آن چیزی که برای بنده مسلم است این است که رهبری حتی با معاون اولی مشایی هم مخالفت کرده اند، حالا اینکه چطور مخالفت شان علنی شد دیگر فرع بر موضوع است و با فرض اینکه حرفهای شما را هم دربست قبول کنیم تغییری در اصل موضوع ایجاد نمی شود.

      بنده اتفاقا کاملا بی بصیرت هستم.

      1. جناب دانشطلب!

        شما باور می کنید که کسی توانسته باشد نامه محرمانه رهبری را بدون اجازه منتشر کند و سایت رهبری و صدا و سیما هم با او همکاری کنند ؟!!!!

  20. ميشه توصيح بدين كجاي دوست داشتن مشايي و رهبري تناقضه؟؟؟؟مگه مشايي چي كار كرده يا چي گفته كه اينجوري در موردش قضاوت ميكنين؟؟؟
    بعدم گيرم كه ي نفري در مورد مسايلي فرعي زاويه ديد داشت با رهبري…اونوخ اين ميشه سندي براي اين حرفها عليه اون شخص؟؟؟شايد ارتباطي با جبهه پايداري نداشته باشين اما حداقل طرز تفكرتون(تا اونجا كه من فهميدم وشايد بد فهميده باشم!!!) بسياااااار شبيه اون هاست…
    احمدي نژاد چجوري از صحنه كنار رفت(به اعتقاد من كنار گذاشته شد) كه شما چنين تعبيرهايي رو براش به كار ميبريد؟؟؟؟؟
    شما اگر مهرباني رو دوست داشته باشين،ادمهاي مهربان رو هم دوست دارين ..من عدالت وبسياري از صفات گمشده ي مسيولان اسلامي رو در احمدي نژاد ديدم(صفاتي كه داشتنش براي مسيولان جمهوري اسلامي براي امثال بنده تبديل به ارزو شده بود) بهمين خاطر دوسش دارم چون مظهر خيلي از صفات متعالي ميدونمش(البته نه بطور كامل كه مظهر اكمل تمامي صفات پسنديده ائمه هستن) نه اينكه به خاطر احمدي نژاد اون صفات رو دوست داشته باشم…”فرمودين تأسف بار اینکه احمدی‌نژاد برای این بچه‌ها قدمی برنداشت” الله وكيلي در ان فضاي تهمت و افترا احمدي نژاد تونست در كاهش محك.ميت جوانفكر قدمي برداره كه بخواد براي اين بچه ها برداره؟؟؟اصن اگر به طرفداري ميپرداخت محكوم به باند بازي و…نميشد؟؟؟امان از قوم بني اسراييل كه به هر كاري ايراد ميگيرن…
    گفتين “حالا سرنوشت این بچه‌ها به احمدی‌نژاد وابسته شده و تا او اقدامی نکند از کما بیرون نمی‌آیند. اشتباه همین بود که ماهیتشان را صرفا دفاع از احمدی‌نژاد قرار دادند” ايا واقعا دوستان ما وشما در كما به سر ميبرن؟؟؟؟
    متاسفنه شما دچار سوءتفاهم شدين..ما ماهيتمون رو صرف دفاع از انقلاب و اسلام و عدالت و فطرت و امام زمان و… كرديم..كه اتفاقا اين ارمانهاي مقدس همان ارمانهاي زيباي احمدي نژاد بود…اما حيف مه بنده حقير واقعا كم گذاشتم..واحسرتا…
    درمورد تولد هم روز تولد صرفا بهانه اي براي رفع دلتنگي و خداقوت بود..اگر كسي نوكر مردم است نبايد ازش تقدير كرد…بايد بهش گفت پاشئ برو نوكريتو بكن كه خوب نوكري هستي نوكر؟؟؟؟؟

    1. اگر واقعا ماهیت مون رو دفاع از انقلاب و اسلام و عدالت و … قرار دادیم نباید اصراری هم بر تطهیر اشخاص از اشتباهاتشون داشته باشیم، نباید فقط نقاط قوت آدمها رو ببینیم و فراموش کنیم که چه نقاط ضعف و چه اشتباهاتی داشته اند.

  21. اینکه احمدینژاد برای احمدینژادیها کاری نکرد را قبول ندارم. یعنی خود احمدینژادیها به این راضی هستند و توقعی از او نداشتند.

    ولی تناقض احمدینژادیها را قبول دارم و تناقض خطرناکی هم هست. تناقضی است که ممکن است اینها را به بن بست و به جاهای وخیم بکشاند.

    آینده احمدی نژادیها را چنین پیشبینی میکنم که در صورت طولانی شدن سکوت دکتر به تدریج اینها به گذشته شان برگردند. آنهایی که حزب اللهی بودند دوباره حزب اللهی و آنهایی که بخاطر احمدینژاد ولایی شده بودند دوباره چنان که بودند شوند.

    (همه چیز به نظرات بعدی دکتر بسته است چه بسا حالا که همه در خارج از قدرتند دوباره رفقای قدیم دور هم جمع شوند و چه بسا مثل ماههای آخر قدرت دوستی ها کمرنگ بماند.)

  22. سلام

    از اینکه آزاد شدید و دوباره نوشتید خوشحالم
    اما باید عرض کنم
    متاسفانه شما نه احمدی نژآد را درست شناخته اید و نه احمدی نژادیها را. کسانی که اعتقادات و راه و منش احمدی نژآد برایشان مهم است.زمان ما تکرار تاریخ است. حضرت علی (ع) در مقابل تبعید ابوذر چه کرد؟ آیا ابوذر ازبهترین یاران علی (ع) نبود؟
    این اشتباه است که وزن احمدی نژاد وعدالت خواهان را درگیر مسائل شخصی که برای عده ای پیش آمده بکنیم. میدانم که دوستان احمدی نژادی کسانی که الان هم هنوز حمایتشان را در بی کسی تمام فریاد میزنند هیچ گاه توقعی از اونداشته اند که راه دکتر را آنقدر بزرگ میدانند که همه خود را فدایی آن راه فرض کرده اند.
    عدالتخواهی و عدالت طلبی,زمینه سازی برای آمدن بهار سختیهای خود را دارد و ما راضی هستیم به این سختیها
    در همین سختیها آبدیده و خالص شدیم و اکنون که احمدی نژاد در قدرت نیست کسانی که هنوز به پای او و آرمانهایش مانده اند خالصندو بهترین یاران فردای او خواهند بود.
    در ضمن
    درمورد تناقض بین فدایی آقا بودن و حامی آقای مشایی بودن باید عرض کنم در اگر منظورتان از آقای مشایی آن کسی است که رسانه ها از او ساختند حرف شما صحیح اما ما آقای مشایی را از صحبتهای خودش شناختیم نه از رسانه ها!
    تناقضی بین این دو ندیدیم که بخواهیم برای ماندن به پای یکی از دیگری ببریم

  23. درمورد این بخش از نظر قبلیم توضیحی لازم استکه عرض می کنم
    “این اشتباه است که وزن احمدی نژاد وعدالت خواهان را درگیر مسائل شخصی که برای عده ای پیش آمده بکنیم.”

    منظورم از مسائل شخصی که برای عده ای پیش آمده قطعا این نیست که مشکلات دوستان جنبه کاملا شخصی دارد بلکه منظور این است که احمدی نژاد باید به کارهای کلان تر و مهم تر بپردازد به جای اینکه ذهنش را درگیر اتفاقات رخ داده برای یارانش کند.

    1. سلام و ممون از اینکه نظر دادید

      شاید بنده اصلا هیچ کس را درست نشناخته باشم، اما مسئله بنده این بود که چطور احمدی نژاد جوانفکر و حتی حسین درخشان را لایق واکنش می داند اما برای وبلاگ نویسان طرفدار خودش اهمیتی قایل نمی شود؟

      بنده دقیقا با همان مشایی ای کار دارم که رهبری حتی با معاون اولی شان مخالفت کرده اند.

      1. اگر نامه ی محرمانه ی بین دو مسئول مملکتی را که عده ای با بی انصافی هرچه تمام تر افشا کردند میگویید که آن نامه به هیچ وجه صلاحیت های آقای مشایی را رد نمی کند بلکه بر اساس مصلحتها مخالفت کردند.
        آیا شما در آن زمان جو بوجود آمده در بین خودعمارپندارها و خواص ! رو یادتون رفته؟؟
        پس می بینید که مخالفت حضرت آقا هم در این مورد به خصوص به هیچ وجه عدم صلاحیت آقای مشایی را نمی رساند بلکه بی صلاحیتی عده ای را میرساند که به خاطر منافع خودشون حاضرند دست به هرکاری بزنند تا جاییکه رهبر مملکت مجبور به مصلحت سنجی بشوند!
        عجب ولایتمدارانی!!!!!

  24. اقاي دانشطلب اهل نيت خواني نيستم .
    اما فكر كنم اين مطلب را صرفا به اين دليل نوشته ايد كه برچسب حامی محمود که بعضا در رسانه های این وری و اون وری به شما زده میشه رو ، با چند توهین در متن و کامنت ها به محمود ،از خود بزدائيد .
    از شما انتظار اين گونه تحلیل ها رو نداشتم .
    منم جزو کسانی بودم که به خاطر محمود دادگاهی شدم . هیچ انتظاری هم از ایشون نداشتم .
    پس لطفا دایه مهربان تر از مادر نشوید
    یاعلی

    1. برداشت شما جالب بود، اما بنده هیچ قصدی برای دایه شدن ندارم:

      من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم، تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

      وقتی خیلی راحت به این حرفها می گویید «توهین» یاد پرونده هایی می افتم که با همین اتهام برای بچه های احمدی نژادی ساخته اند …

  25. بر خلاف آنچه که فکر می کنی اغلب حامیان دکتر دیگر هیچ علاقه ای به بازگشت او به قدرت ندارند. اصولا برگردد که چه بشود؟ رییس جمهوری که اجازه ندارد رییس یک دانشگاه را عوض کند چه کمکی می تواند به آرمان عدالت خواهان بکند؟ و البته در مورد آن تناقض هم که اشاره کردی سخت در اشتباهی! چون تعداد قابل توجهی از حامیان دکتر مدت هاست از آن تناقض به سلامت عبور کرده اند. ما بزرگ شده ایم برادر! و این بلوغ را مدیون دکتر هستیم که آبرویش را برای ایران عزیز گذاشت…

    1. به نظرم اگر همین جا به کامنت ها نگاه کنید می بینید که بعضی از طرفداران احمدی نژاد هم در آرزوی بازگشت او هستند …

      1. بله بعضی هایشان. اما اغلب دوستان با درک کامل شرایط موجود و با مرور واقع بینانه و نه توهمی اتفاقات سال های گذشته، به این بلوغ رسیده اند که باور کنند بازگشت دکتر به قدرت اساسا بی فایده هست. من تردید ندارم که طی ماه های آینده حوادثی اتفاق خواهد افتاد که نیاز به حضور فعال دکتر و اظهار نظر ایشان و البته استفاده ابزاری از ایشان پیدا خواهند کرد که در آن صورت هم نباید جو گیر شویم.

  26. واقعا اگر شما اطمينان داشته باشين كه يك ادم هيچ كدوم از اشتباهاتي رو كه بهش ميچسبونن رو انجام نداده تا پاي ابرو براي تطهيرش(تطهيري كه لايقشه ونه تطهير ساختگي) تلاش نميكنين؟؟؟؟
    مشكل در اينجاست كه شما فقط عقايد خودتون رو درست ميدونيد بهمين خاطر تلاش براي رفع اتهامات واهي كه از هر طرف به احمدي نژاد ميچسبونن رو بيهوده ميپندارين….تنها وتنها امامان وپيامبران هستند كه معصوم و بري ازخطاواشتباه هستند….فكرميكنم اينوهمه ي احمدي نژادي ها قبول دارن!!!!

  27. یادش بخیر مدرسه عالی شهید مطهری
    حجره نمی دانم چند
    سال ۸۳ -۸۴
    چه بحثهای داغی که تا نیمه های شب ادامه داشتند
    یادته ؟

    حسین باقری

  28. احمدی نژادی ها!
    چرا منتسب کردن به شخص؟! جالبه که وقتی به عده ای برچسب تناسب شخصی رو میزنی با افتخار میگن بله! و تایید میکنن انتساب رو! انتساب به شخص اونم کسی 4 سال هست و بعدش شاید باشه یا نباشه!
    اصلا تو تربیت اسلامی شخص پرستی معنا ندارهو

  29. برار دانشطلب
    صریح مینویسم و دوست دارم اگر جواب دادی صریح جواب بدهی
    اولایک خیرخواه طرفدداران احمدی نزاد که آنان را در وادی بین مشاپی و امام خامنه ای سرگردان میداند حداقل باید خود نظر دهد کدام طرفی است.بنده شک بر داشته که شما هر طرفی باشی طرف رهبری نیستی!!!! زیرا بعید است یک فعال انقلاب و ولاپی نفهمد که جدا کردن حتی یک نفر از رهبری به بهانه طرد مشاپی مسلما خیانت به رهبری است.
    دوما بنده باور نمیکنم شما اینفدر مساپل را ساده تحلیل کنید که مثلا آقا یک نامه داد که مشاپی معاون اول نباشدپس ها کذا….
    یعنی همچو شمایی پیش خودت نمیگوپی این نامه شاید مقدمه و موخره ای هم داشته باشد؟ یا حتی بعضی از روایت های منتشر شده در باره آن نامه نیز به گوشت نخورده!!!!! یعنی نخواندی که ۱۲ نفر از اصولسواران بانی چنین نامه ای شدند؟ وقبلتر روحانیون مجلس . نام برخی از آنان در مناظره بین موسوی رپیس فارس و رپیس ایرنا بیرون آمد
    شاید در زندان بودی و خبرش بهت نرسیده
    برادر عزیز هرچه بود مشاپی از معاونت عزل شد. ولی اولسواران ثابت کردند از قبل سرخورده بودند و مشاپی را بهانه کرده بودند. ودست از سنگ اندازی برنداشتند. بگذریم که منتشر کننده نامه با پرروپی تمام میگوید ماموریت داشته ولی نمیگوید از چه کسی!!! واین نه بخاطر حفظ آبروی رهبری است زیرا طوری این حرف را میگوید که همه فکر کنند مقصود او رهبر است . ولی مسلما یکی از داخل بیت رهبری است. وگرنه چگونه رهبری چنین شجاع و همچنین صریح که خود میگوید من مواضعم را روشن بیان میکنم و ابدا به کسانی ماموریت برای انتشار برخی نظرات هرگز نمیدهم .نامه اش را یک نفر لو بدهد و روز بعد سراز یک روزنامه در بیاورد.
    برادر عزیز یا اینکاره نیستی یا خودت را به بیخبری زده ای .وگرنه رهبری بعد از لجنمال شدن احمدی نژاد توسط اصولسواران چه ضرورتی داشت که در روز آخر دولت جنان تعاریفی از این دولت بکند که هنوز که هوز است برخی دندان هایشان از ناراحتی روی هم چفت شده.
    سوم اینکه بالاتر از قضیه معاون اولی قضیه سحر و جادو و رمالی و بابیت بود. و لابد جواب امام خامنه ای را در ۱۴ خرداد ۹۰ نخواندی. کجای تعاریفی که رهبری از دارندگان اختلاف سلیقه که مورد تکفیر قرار گرفتند نشان از ناراحتی رهبری از مشاپی دارد.
    چهارم اینکه برادر عزیز هر کسیکه کوچکترین فهم سیاسی داشته باشد میداند که لاجرم ذیل اطاعت از رهبری باید علم یکی از جریانات فعلی را که بیشترین قرابت را به نظر امام دارد را تقویت کرد.
    شما که ما را از زیر علم احمدی نژاد و مشاپی نهی میکنی لابد علم یک جریان سیاسی دیگر را به حق(احتمالا رهبری!!! ببخشید که بنده در تبعیت شما از رهبری شک دارم) نزدیک تر میدانی؟ چرا پس طفره میروید و پرچم حقتر را معرفی نمیکنید تا مخاطبان قضاوت نمایند.
    در پایان اکثر طرفداران احمدی نژاد که یرای شما کامنت گذاشتند نه تنها با تحلیل شما مخالفند بلکه احمدی نژاد و مشاپی و رهبری را در یک خط میدانند.
    شما خیلی به چند نفر مانند احمد نیر دل خوش نکن مانند او در بین طرفدراان دکتر زیاد نیست

    1. شما اولا؛ سیاست را صفر و یک و سیاه و سفید نبینید و ثانیا؛ شک نکنید که بنده بین مشایی و رهبری قطعا به سمت رهبری متمایل هستم. منتها همانطور که بارها گفته ایم جنس درک و عمل ما در سیاست با جنس سیاست ورزی احساسی (طرفداری و هواداری) متفاوت است و احتمالا همین موضوع (به اضافه یک مجازات کاملا عادلانه) برای شما منشأ سوء تفاهم شده.

      وقتی کسی تعارض بین دو تفکر را متوجه نمی شود حالا می خواهد از رهبری جدا بشود یا نشود، اصلا هر طرفی می خواهد باشد، چه اهمیتی دارد؟ مهم این است که آدمی که ادعای سیاست دارد بتواند از جهان شخصی اش بیرون بیاید و «بفهمد» که سر و ته هر تعارضی را نمی شود با حرفهای جدلی (نفی مخالف) جمع کرد.

      این حرفها درباره نامه و افشا شدنش، فقط جزئیات و فرعیات است، شما وقتی بیش از حد این قضیه را بزرگنمایی می کنید اختلاف اصلی زیر سوال می رود. حرفهای مشایی بین آقایان فقها و مراجع هیچ خریداری ندارد. کمترین چیزی هم که بارش می کنند همان «انحرافی» است. کارنامه مشایی هم که قربانش بروم چیزی از تساهل و تسامح اصلاح طلب ها کم ندارد. پس سعی نکنید جای اصل و فرع را با بزرگ کردن نقش «اصولسواران» لاپوشانی کنید. از نفی عملکرد اصولگرایان و اشتباه درآوردن ازشان آبی برای مشایی گرم نمی شود.

      تعریف رهبری از شعارهای دولت یا عملکردش چه ربطی به مشایی دارد؟ اتفاقا همین بزرگ شدن مشایی بود که وجهه دولت را خراب کرد و خیلی از تعریف و تمجیدها را به انتقاد و مخالفت تبدیل کرد، والا شکی در همراهی رهبری (و بسیاری از اصولگرایان) با شعار خدمتگذاری و عدالت پروری و رسیدگی به مناطق محروم وجود نداشت. اشتباه فاجعه بار از طرف احمدی نژاد بود که وجهه دولت را (که با آنهمه خون دل به دست آمده بود) قربانی مشایی بازی کرد.

      رهبری اگر می خواست از آن حرفهای الکی راجع به مدیریت انبیا و مدیریت دنیا یا از عملکرد مشعشع مشایی و نزدیکانش دفاع کند صریح می گفت، نه اینکه وقتی از دولت دفاع می کند از عدالت و خدمتگذاری بگوید و مشایی را منظور کند! البته به شرطی که واقعا اعتقاد داشته باشید که رهبری «شجاع» و «صریح» است و این چیزها را فقط برای ماستمالی قضیه مشایی ننوشته باشید.

      سیاست را ساده نگاه نکنید، قرار نیست سر هر چیزی صریح بیایند و موضع گیری کنند، گاهی اصلا حسابش نمی کنند که بیخود بزرگ نشود، چون می دانند طرف تشنه همین «واکنش» است، پس در خفا برایش تصمیم می گیرند و در رسانه حسابش را می رسند، اگر بخواهید ماوقع را کشف کنید نباید عملکرد رسانه هایی که با یک اشاره تغییر موضع می دهند را دست کم بگیرید. لااقل از برخوردهای کاملا قانونی باید چیزی دستگیرتان شده باشد.

      حالا از ما گفتن، و از شما نشنیدن، باز برگردید سر جزئیات افشای نامه …

  30. از مباحثی که طرح شده استفاده کردم
    چند نکته بنظرم میرسد
    اول درباره نحوه کنار رفتن احمدی نژاد با شما مخالفم . در واقع اگر نظر واقعیم را بخواهید ما رایت الا جمیلا . با چهره ای که از سیاست بازان داخل و خارج دیده ایم اگر احمدی نژاد با سلام و صلوات کنار میرفت حتما به صداقت او شک میکردم

    دوم درباره تناقض علاقه به رهبری و مشایی هم با شما مخالفم . بنده سالهای طولانی بدقت در سیره و گفتار رهبری تامل کرده ام و اگرچه جای خدا نیستم ولی در نتیجه این تامل طولانی تقریبا به یقین میتوانم بگویم ایشان با کسی دعوای شخصی ندارند دعوای معطوف به قدرت و دنیاطلبی هم ندارند می ماند اختلاف در نظر و اندیشه که اگر اندیشه ها و نظرات ایشان را با نظرات مشایی و دیگران مقایسه کنیم فاصله خیلی از افراد صاحب نام و مدعی با ایشان شاید دهها و صدها برابر مشایی باشد . یک مثال عینی میزنم در مسئله برخورد انتظامی با بدحجابی خیلی ها نظر دادند و احمدی نژاد هم نظرش را گفت و تکفیر هم شد و طبق معمول جریان انحرافی متهم شد و یک نقطه برخورد جدی با احمدی نژاد همانجا بود ولی مدتی بعد رهبری هم در مشهد نظرشان را گفتند که فاصله اش با نظر احمدی نژاد خیلی کمتر بود تا با نظرات دیگران

    سوم درباره حمایت نکردن احمدی نژاد از وبلاگ نویسان به آن شکل مورد نظر شما . شناختی که من از ایشان در این چند سال پیدا کردم اینست که درست یا غلط ایشان هم چندین بار گفته و هم در عمل همین کار را کرده که دنبال دسته و باند و سازمان درست کردن نرفته . البته برخورد با معاون و مشاور و وزیرش را تا آنجا که توانست جلویش ایستاد ولی در سطح وسیعتر هم حرف و هم عملش این بود که اسپانسر بازی و دار و دسته بازی نمی کنیم . فکر میکنم زاویه نگاه او این شکلی است که یک راهی گشوده شده نه بوسیله احمدی نژاد بلکه بوسیله رسول گرامی اسلام ص هر کس بخواهد قدم بگذارد باید آماده هزینه دادن باشد اجرش هم با احمدی نژاد نیست با خداست

    چهارم یک سوال مهم این است که گیرم مشایی آنقدرها هم بد نیست اما آیا ارزشش را داشت که همه چیز به پای او قربانی شود ؟
    این سوال کلیدی و مهمی است و پیش از مشهور شدن مشایی در ماجرای کردان من این سوال برایم پیش آمد . و سالها ذهنم درگیر این سوال بود
    جواب امروزم به این سوال این است که اصلا مشایی بعنوان یک شخص در این درگیری هیچکاره بود . مشایی فقط مختصات جغرافیایی محل درگیری بود که دو درگیری در آن محل واقع شد . یکی درگیری دشمنان عدالت احمدی نژاد که به درستی تشخیص دادند اگر نقطه درگیری را به مشایی بکشانند امکان یارگیری وسیعی را پیدا خواهند کرد و دیگری درگیری کسانی که با حرف های مشایی مشکل داشتند با نوع دیدگاههای او مشکل داشتند و احمدی نژاد هم مثل من عقیده دارد بیشترین جایی که باید از آن دفاع کرد و ارزش هزینه دادن دارد همین موضوع تبیین دین و اصلاح این پوستین وارونه ای است که ما پوشیده ایم . البته میدانم که بلافاصله خواهید گفت مفسر دین مراجع هستند و آنها مشایی را قبول ندارند . خوب من جرات ندارم چیزی بگویم که تکفیر شوم و اتهام محاربه با امام زمان متوجه من بشود اما همین قدر میگویم وقتی امام در راس حکومت بودند مارکسیستها آزادانه در تلویزیون جمهوری اسلامی بحث میکردند و بزرگی در حد و اندازه شهید بهشتی با آنها مناظره میکرد . حالا چه چیزی در این جعبه سر به مهر هست که حرف زدن مشایی اینقدر خطرناک است و کسی که حرف او را بشنود سحر و جادو میشود و از شیطان فرمان میگیرد ؟ من شیعه چنین مدعیانی نیستم و نخواهم بود من شیعه آن امامی هستم که پس از حضرت رسول ص تنها بشر منصوب شده از سوی خدا به حکومت بود در عین حال به فرمان بردارترین یارش گفت حق نداری فرمان من را بدون فکر و با این توجیه که من فقط باید اطاعت کنم انجام بدهی که اگر چنین کنی در محضر الهی این پاسخ از تو پذیرفته نیست

    پنجم چند مطلب در نوشته های شما هست که برای من عجیب است و فکر میکنم نباید از کنار آنها سرسری گذشت
    یک . اینکه شما ادعا کرده اید رهبری نامه غیر رسمی روی یک کاغذ کوچک برای رییس جمهور نوشته اند و کسی را مامور کرده اند آن را علنی کند و درخفا برایش تصمیم گرفته اند و رسانه ها را مامور کرده اند حساب طرف را برسند . شناختی که من از رهبری دارم این نیست و صادقانه بگویم افراد زیادی را در این کشور می شناسم که این کار از آنها برمی آید و به همین علت فکر میکنم شروط تصریح شده در شرع و قانون اساسی برای ولایت را ندارند و حتی اگر یک روزی در آینده بعد صد و بیست سال مجلس خبرگان هم به ایشان رای دهد من آنها را ولی شرعی خودم نخواهم دانست
    دو . چند بار این مطلب را گفته اید که ” سیاست را ساده نگاه نکنید، قرار نیست سر هر چیزی صریح بیایند و موضع گیری کنند ” بعد به ماجرای دفاع احمدی نژاد از وبلاگ نویسها که می رسید اصرار دارید که ساده و صفر و یک به ماجرا نگاه کنید . البته نظر من همان است که گفتم اما بنظر میرسد شما در این دو موضعگیری خودتان دوگانگی دارید و می خواهید هر طور شده طرفداران احمدی نژاد را به سرخوردگی برسانید
    سه . درباره اینکه رهبری انتصاب آقای مشایی را بدلیل عدم صلاحیت ایشان به صلاح ندانستند یا بدلیل تبعات آن و نیز دفاعی که چند روز بعد از ایشان کردند و چند بار بعد از آن از کلیت دولت کردند بعضی دوستان مطالبی نوشته اند که اصرار شما بر نادیده گرفتن مطلق این مطالب عجیب است

    1. ما رأیت الا جمیلا ترجمان همان حبی است که اعتقادی است و هیچ انتقادی را بر نمی تابد. تناقض احمدی نژاد با مخالفانش تناقض حق و باطل و امام و یزید نبود. درباره تناقض رهبری با مشایی واقعا نمی توانم بیش از این توضیح بدهم. اگر شما قرابتی بین افکار آنها می بینید خب نظر شخصی تان است و محترم. بنده در برابر کسی که چنین باوری دارد خلع سلاح هستم و اصلا اگر می دانستم استناد ساده به یک نامه اینقدر حاشیه دارد (که خیلی راحت می خواهند به ضدش تبدیلش کنند انگار که نامه طرفداری نوشته شده!) اصلا فراموشش می کردم و فقط نظر شخصی ام را مطرح می کردم.

      جالب است که به خاطر توجیه احمدی نژآد حمایت از مظلوم را به حمایت از دسته و باند و سازمان تنزل می دهید! اگر توجیه انفعالش این بود چرا برای رفقای نزدیک خودش آنطور خط قرمز تعیین کرد؟ خب آنها هم می ایستادند و در راه رسول خدا (شما را به خدا همه چیز را لوث نکنید!) هزینه می دادند. اما فرق شان این بود که آنها رفیق احمدی نژاد بودند. راستی حسین درخشان هم بر خلاف ادعای شما معاون و مشاور و وزیر احمدی نژاد نبود، یک وبلاگ نویس بود، اما معروف بود. یعنی ارزش نامه نوشتن را داشت.

      جوری حرف نزنید که انگار فقط مخالفان دولت، مشایی را بزرگ کرده اند. بله آنها از خدایشان بود که مشایی بزرگ شود که راحت دولت را زمین بزنند، که زدند! هر بچه ای هم این را می فهمید. اما کسی که این جاده را برایشان صاف کرد کسی نبود جز خود احمدی نژاد. کسی که گل به خودی زد خود احمدی نژاد بود که عصاره ماه های آخر دولتش در «مشایی بازی» خلاصه شد. نتیجه بازی اش را هم گرفت.

      تکرار می کنم که بنده اصلا وارد جزئیات نامه و کوچک و بزرگ بودن کاغذش نشده ام. یک کلام: رهبری با معاون اولی مشایی موافق بوده یا مخالف؟ که جواب هم کاملا روشن است والا اصلا کاغذی نوشته نمی شد. باقی مطالب که چرا و چگونه، حاشیه است و هر توجیهی بیابید (مثل ملاحظه تبعات) به احتمال ریاست جمهوری مشایی هم سرایت می کند. کسی که بودنش تبعات دارد یعنی حاشیه اش از متنش بزرگ تر است و اصلا به کار دولت نمی آید. در مقطع رد صلاحیت هم علیرغم همه تلاش ها ایشان به اندازه معین و مهرعلیزاده هم ارزش پیدا نکرد.

      فرض کنیم مشایی خوب، گل، متفکر، اندیشمند، و هر چیزی که شما بگویید. وقتی جایی در این منظومه سیاسی ندارد و صدی نود مخالف او هستند و بودنش هم فقط تعارض ایجاد می کند چه اصراری است به قدرت گرفتنش؟ قحط الرجال است؟ یا مشایی معجزه الهی و فرستاده آسمانی است؟ چه کار کرده و چه گلی به سر مدیریت در این کشور زده که اینقدر ادعا و توجیه پشت سرش هست؟ سالها در همین کشور مسئولیت داشته، اما جز یک مدیر معمولی، اما بسیار پرحاشیه، چیزی بیش نبوده. متأسفانه این احمدی نژاد بود که مشایی را بزرگ کرد.

      البته بنده با آزادی و تضارب آراء خیلی هم موافقم. اما کسی که با رانت دولتی حرف می زند را اصلا اهل فکر نمی دانم. مثلا مارکسیست ها که گفتید در دولت نبودند، یعنی قوت حرفشان به بودن در دولت نبود، بعضی از مردم خود به خود طرف آنها بودند. اینطور نبود که سمینار دولتی بگیرند و حرفهایشان را با رانت رسانه به خورد مردم بدهند و مردم هم متعجب همدیگر را نگاه کنند که اینها چه می گویند؟

      هر تفکر شاذی شأن طرح در رسانه را ندارد. عده قابل توجهی از مردم باید پیگیرش باشند که چنین ارزشی پیدا کند. مثلا الان که احمدی نژاد و مشایی از دولت بیرون رفته اند کجا آن حرفهایشان شنیده می شود؟ اصلا چند نفر آدم اهل فکر و مطالعه ـ که نفع سیاسی هم ندارند ـ حاضرند برای آن حرفها تره خرد کنند؟ چند نفر متفکر اصلا ارزشی برای آن گفته ها قائل می شوند که بخواهند با آن وارد مناظره شوند؟ پس لطفا شأن تفکر را به حرفهای مشایی تنزل ندهید.

      باز هم می گویم که سیاست را نباید ساده نگاه کنید، اما اگر شما مدعی باشید که احمدی نژاد بازی پیچیده ای برای دفاع از وبلاگ نویسان ضعیف داشته باید آن را توضیح بدهید. بنده حتی در رسانه های رسمی احمدی نژادی هم در این مورد کم کاری می دیدم. باز خدا پدر حامد فتاحی را بیامرزد! این را خلط نکنید با اینکه بنده می گویم انتظار نداشته باشید که رهبری صراحتا بیاید علیه مشایی موضع بگیرد تا او چیزی را که می خواهد به دست بیاورد و بزرگ شود.(و بروید ببینید رسانه ها و نهادهای تحت امر چه اقداماتی انجام داده اند، و آیا هیچ وقت جلویشان گرفته شده؟)

      در مورد نسبت احمدی نژاد و وبلاگ نویسان قضیه کاملا متفاوت است؛ بازی پیچیده سیاست می گوید که احمدی نژاد باید دست به هر کاری می زد که محاصره شدن خودش و طرفدارانش را بیشتر و بیشتر نشان بدهد، نه اینکه فقط به رفقای دور و برش کفایت کند. نه اینکه فقط به مشایی فکر کند و در این خیال که مردم آنقدر دوستش دارند که فقط با بالا بردن دست مشایی حمایت مردم را خواهد داشت. مردم عین خیالشان هم نبود که مشایی رد صلاحیت می شود. مردمی که فشار گرانی کمرشان را خم کرده به اسفند و بهار و این حرفها فکر نمی کنند.

      از اینهمه حرف خسته شدم و واقعا فکر می کنم هیچ چیز مثل محوریت اشخاص سیاست را وارد حاشیه نمی کند …

  31. جناب دانشطلب
    ظاهرا مرغ شما یک پا دارد.
    بنده به ظرایف دنیای سیاست کم وبیش آشنایم .ولی جنس سیاست ورزی امام خمینی و جانشینش از این جنسی که شما میفرماپید نیست.
    برادر عزیز سخنان ۱۴ خرداد آقا را برای بنده که حداقل ۱۰ سال از شما بیشتر تو انقلاب بوده توضیح دهید . چه کسانی مصداق ظالمین بودند و چه کسانی مصداق مظلوم؟ چه کسانی را آقا برادران مومن خود و وفادار به انقلاب و دارای اختلاف سلیقه با دیگران خواندند؟
    برادر عزیز بنده مثل آقای احمد نیستم که تا آقا از سازشکار خواندن مذاکره کنندگان انتقاد کردند زودی بگویم سر کار بودیم آقا از ظریف حمایت صریح کرد ولی از احمدی نژاد و مشاپی که مورد تهمت بالاتری قرار گرفتند نکرد.
    در حالیکه انصافا از مشاپی و احمدی نژاد هم بقدر امکان حمایت کرد
    ولی چرا از ظریف بطور صریح و از دیگران بطور ضمنی؟
    چون منتقد ظریف رسانه هاپی چون رجانیوز و کیهان بودند . و بزرگان روحانیت نه تنها منتقد نیستند بلکه حامی نیز هستند. ولی در مورد مشاپی قضیه برعکس بود
    بزرگان روحانیت در مقابل مشاپی موضع گرفته بودند و هرگونه حمایت صریح باعث جبهه گیری میشد. کاریکه اصلا به صلاح انقلاب نبود.
    و اعتقاد بنده این است که اولویت رهبری حفظ نظام و استحکام آنست.
    بنده مانند احمد نیستم که این ظرایف را ندانم . نفهمم که در زمانه ایکه قاطبه علمای اعلام بخاطر دوستی با هاشمی در فتنه سکوت کردند . و پشت رهبری را خالی نمودند آقا بخواهد جناح دیگر حوزه را نیز بخاطر مشایی سرخورده نماید.
    با اینحال ایشان در ۱۴ خرداد جواب منحرف خوانی ها را داد. ولی نه بصورت صریح مانند مورد ظریف
    برادر عزیز مخالفت علما دلیل منحرف بودن مشاپی و مظلوم نبودن او نیست . همین علما مورد نظر آقا در باره ساکتین فتنه بودند . نه یک شهردار و نماینده مجلس
    بلی احمدی نژاد میتوانست از مخالفت با دولتش بکاهد . ولی نه با طرد مشایی چون مشایی بهانه بود. موضوع اصلی طرد برخی از شاگردان یک نفر از دولت بود.
    احمدی نژاد اگر به احزاب اصولگرا از هر نوعش باج میداد حتی با معاون اول کردن مشاپی نیز مشکل پیدا نمیکرد.
    برادر عزیز بنده استارت منحرف شدن مشاپی و احمدی نژاد را از معاونت وزارت کشور در دوران پور محمدی میدانم.
    از آنزمان [س] استارت زیرآبزنی احمدی نژاد را نزد برخی روحانیون زد. علامه مصباح یک شبه خواب نما نشد .
    برادر عزیز تا وقتی آقا را همچون دیگران سیاست باز بدانی اختلاف ما باقی خواهد ماند
    رهبری که در سال ۹۰ بطور بیسابقه از [س] در منظر عمومی انتقاد نمود . و از آنزمان تا کنون آنانرا به حضور نپذیرفت . و آخرین بار بطور صریح از دخالت در سیاست پرهیزشان داد
    نمیشد بطور خصوصی به [س] دستور دهد؟
    نه برادر [س] که بعد از انتقاد سال ۹۰ بیاید در پایان سال کارنامه موفقیت خود را در عمل نکردن به فرمایش رهبری اعلام کند باید در ملا عام توبیخ شود تا برایش و برای آنانیکه [س] برایشان بت شده درس عبرت شود.
    یعنی جناب دانشطلب مقاله ۱۹ دی آن [س]ی هاشمی پرست را یادت رفته . وچه توهین های صریح که جای هیچ گونه توجیه نداشت؟ وندید نامه فدایت شوم [س]ی ها را بعد از اظهار اینکه قصد توهین نداشتم نویسنده را؟
    ما با این افراد طرفیم
    کسانی مثل [ف] که تا دیروز برای احمدی نژاد لوغوز میخواند و حالا برای روحانی دم تکان میدهد.
    یعنی باید این اعمال را نتیجه دستور رهبری بدانیم! یا این رفتار را نتیجه بد فکری و حسادت این حضرات نسبت به احمدی نژاد بدانیم
    یادت نیست این حضرات سر بیداری اسلامی و انسانی چه بلواپی راه انداختند؟ یعنی رهبری دستور این بلوا را داده؟ یعنی رهبری تحمل مخالف خوانی یک نفر را ندارد حتی در حد یک کلمه انسانی و اسلامی؟؟؟
    نه برادر این اعمال حاصل حسادت برخی اصحاب سیاست بود که برای زمین زدن احمدی نژاد مشاپی را علم کردند . و اگر مشاپی نبود حتی شخصی مانند الهام نیز میتوانست سوژه شان شود.
    بنده دلم از بد سلیقه گی روزنامه ایران و شبکه ایران خون بود ولی مصاحبه شبکه ایران با سردار کوثری را بعد از تعاریف رهبری از دولت را بخوان
    طرف قبول دارد که [س] مخالف مشی رهبری عمل کرده ولی اصرار دارد نا گفته هاپی هست که نمیتواند در مصاحبه بگوید.
    برادر عزیز دلم از اینکه گفتی در بین مشاپی ورهبری به رهبری متمایل هستی گرفت. کلمه متمایل بودن دارای وزن مناسب نیست
    توقعم این بود که بگوپی هیچکس را نمیشود در کنار رهبری قرار داد
    حتی تمام مراجع از نوع با بصیرت
    چه برسد به مشاپی و یا خدای نکرده ساکتین فتنه
    برادر عزیز همچنان احمدی نژادی هستم وقبل از آن فداپی رهبر.
    به نظرم هر ادعای خوب مانند انقلاب بودن عدالت طلب بودن و …… بدون فداپی رهبری بودن دروغی بیش نیست.
    بنده باور دارم سربازی احمدی نژاد و مشاپی را برای رهبری وتا زمانیکه این باور هست همچنان طرفدار خواهم ماند.
    لطفا اگر خواستی برای تقابل رهبری با مشاپی و احمدی نژاد بصورت مبناپی کد بیاوری از فرمایشات آقا بیاور.
    اینکه نامه داده معاون اول نگذار و یا فلانجا بصورت صریح حمایت نکرده پس مخالف بوده توجیه مناسبی نیست.

    1. برادر، مگر مرغ شما چند پا دارد؟ اصلا به مخیله تان خطور کرده که خدای نکرده قول و فعل مشایی تزاحمی با قول و فعل رهبری داشته باشد؟

      اینهمه استناد آوردید اما ربط چندانی به حرف اصلی بنده نداشت. بنده کسی نیستم که لازم باشد مخالفت های با دولت را برایم فهرست کنید.

      حالا می خواهید احمدی نژاد را توجیه کنید، و همه مخالفانش را بکوبید؟ از رهبری فقط حمایتشان از عدالت پروی دولت را بگیرید، و حمایتش از مخالفان دولت را فراموش کنید؟ می خواهید هم احمدی نژادی باشید، هم طرفدار مشایی، و هم فدایی رهبری؟ می خواهید جوی را که رسانه ها و نهادهای تحت امر علیه دولت داشتند نادیده بگیرید؟ خب! میل خودتان است. کسی نمی تواند جلوی شما را بگیرد.

      ظاهرا از بنده بر نمی آید که بتواننم جلوی این مقدار حب شخصی و کشش احساسی چیزی برای استدلال داشته باشم. ترجیح می دهم سکوت کنم و به این فکر کنم که چطور می شود بن و ریشه این حب شخصی و احساسی در سیاست را (نسبت به هر کسی که باشد) از بین برد؟

  32. دو مورد دیگر را هم با اجازه اضافه میکنم
    یکی اینکه عملکرد نهادهای تحت امر برای بنده یک نشانه هست که باعث شود بیشتر در موضوعی دقت کنم اما یک حجت قطعی نیست چون بارها دیده ایم که رهبری مثلا می فرمایند بروید به راست و این ولایتمداران مدعی می روند به چپ و تازه شعار هم می دهند که در راستای اطاعت از رهبری مسیرمان را اینطور کردیم
    لذا حجت قطعی برای بنده حرفها و موضعگیریهای علنی خود ایشان است
    دیگر اینکه اگر بعد این همه حرف زدن متقابل شما اینطور جمع بندی میکنی که حرف ما ناشی از حب شخصی و کشش احساسی است خوب برعکس آن هم میتواند باشد یعنی مخالفت با این حرفها هم میتواند ناشی از بغض شخصی و واکنش احساسی باشد آنوقت اگر این نگرش بیاید بجای استدلال و اقناع بنشیند آیا دیگر جایی برای منطق باقی می ماند ؟ آیا دیگر سنگ روی سنگ بند می شود ؟

    1. فقط شما می فهمید که رسانه ها و نهادهای تحت امر رهبری ناپیروی دارند یا خود ایشان هم متوجه این ناپیروی می شود؟ وقتی بر فرض صحت ادعای شما به همین ها کفایت می کنند معنی اش چیست؟ و مگر نمی گویید که حجت قطعی تان موضع گیری های علنی ایشان است؟ دوستی با ملت اسرائیل و معاون اولی غیرعلنی بود؟ اینها هیچ، یادتان رفته که بعد از قضیه خانه نشینی چه موضع گیری محکم و صریحی داشتند؟ حتما انتظار دارید که با نام پدر و ذکر شماره شناسنامه افراد را تأیید یا نفی کنند؟! خیالتان راحت باشد، آنطور رد کردنی را که برای شما حجت شود را حتی در مورد سران فتنه هم از ایشان پیدا نمی کنید.

      بله اگر کسی بتواند بگوید که بنده نسبت به احمدی نژاد بغض دارم محتمل است که این حرف را هم بشود زد که حرفهای بنده از سر بغض نسبت به دولت گذشته است، و نه از سر دلسوزی و حسرت. اصولا وقتی قرار به جدل و نفی مخالف باشد هر حرفی را می شود مطرح کرد! منتها ادعا فقط وقتی به صحت نزدیک می شود که تعارض و تناقضی از آن بروز نکند. مثلا اگر بنده به کسی بگویم که حب کورکورانه ای نسبت به فلانی دارد و او کارنامه نقدهایش را به شخص محبوب نشان بدهد ادعای بنده با تناقض مواجه می شود.

  33. با سلام
    چرا ما همدیگر را نمیفهمیم؟
    من از مواضع صریح رهبری میگویم وشما مصداق از عملکرد نهاد های زیربط ایشان میآورید
    مگر قوه قضائیه زیر نظر ایشان نیست و مسئول اول آن مستقیما از طرف ایشان منصوب نمیشود؟ وایضا صدا وسیما و… ونه اینکه بزرگترین منتقد همین نهادها رهبری بوده
    خداوکیلی بعد از قضیه دوستی مردم اسرائیل و 5 بار خواهش آقا و یک بار دستور ایشان در خطبه نماز جمعه چه کسی اطاعت کرد و چه کسانی هنوز ول کن نیستند؟
    حالا شما نیز عدم اطاعت از 5 بار خواهش برایت کمتر موضوعیت دارد تا اقرار مشائی به اشتباهش و اطاعتش
    بخدا اصلا احمدی نژاد و مشائی موضوعیت ندارند .
    بنده نیز میدانم انتقاد شدید رهبری برای روز یکشنبه سیاه از احمدی نژاد بخاطر خود موضوع نبوده. بلکه حدس بنده این است که رهبری از قبل احمدی نژاد را نسبت به این کار ئرهیز داده بود
    احمدی نژاد نیز معصوم نیست و نمره ولایت ئذیری اش 20 نیست
    ولی برادر عزیز بنده در کامنت اول هم عرض کردم اگر احمدی نژاد را با تمام مختصاتش لایق دنباله روی بعد از رهبری نمیدانی
    نفر مورد نظر شما کیست
    شما ما را از احمدی نژاد به سوی چه کسی دعوت میکنی؟
    مشکل ما این است که پرهیز میدهیم ولی چیزی برای دعوت ارائه نمیکنیم .
    برادر عزیز یا باید مراد باشی یا مرید
    درست است که اگر مرادت را بد انتخاب کنی گمراه میشوی ولی بی مرادی کم از بد مرادی ندارد.
    شما بعد از رهبری چه کسی را لایق پیروی میدانید؟اگر زحمت نیست جواب همین یک سئوال میتواند به مباحثه ما پایان دهد.

    1. سلام

      تمام مشکل ما با همین جمله است: «یا باید مراد باشی یا مرید». این از فرهنگ نحس صوفیانه آمده و دست از سیاست مان بر نمی دارد. روزی که این ریشه نحس را بسوزانیم شاید وارد دوران جدیدی بشویم.

      ما نه مراد هستیم و نه مرید. هر انتقادی هم به معنای عبور از آدمها نیست. در فرهنگ مرید و مرادی هر انتقادی باعث خروج از منظومه ارادت می شود، اما اینجا حرف از سیاست است، نه ارادت. انتقاد کردن از افراد به معنای ساقط کردنشان از هر گونه شایستگی نیست، و این همان بلایی است که به محض رو شدن اختلاف احمدی نژاد با رهبری بر سر احمدی نژاد آوردند. اینکه از یک طرف فرهنگ مرید و مرادی را ترویج می کنید و از یک طرف حملات ناجوانمردانه به احمدی نژاد را محکوم می کنید خودش تناقض کوچکی نیست.

      وقتی خودتان قبول دارید که حتی اسم کسی را نمی توان در کنار مراد بزرگ تر آورد باید به تبعات حرفتان هم پایبند باشید و قربانی و حذف شدن هر منتقد یا هر کسی که دچار اختلافی شده ـ ولو در حد سلیقه ـ را بپذیرید.

  34. اصلا یه پیشنهاد
    احمدی نژاد که از عرصه سیاست کنار رفت و بعید است زمینه بازگشت مجدد او فراهم شود . ولی رهبری هستند و انشاءالله سالهای زیادی باشند . بر سر صلاحیت ایشان هم که اختلاف نظری با هم نداریم . اینکه کسی حقیقتا صلاحیت اداره جامعه را داشته باشد امر بسیار بزرگی است و ایشان این صلاحیت را به خوبی دارند . پس بیایید شکرگزار این نعمت باشیم و از ایشان حرف شنوی داشته باشیم
    حرف شنوی واقعی نه از جنس بعضی افراد که ظاهرا منتسب به ایشان هستند ولی دهانشان را که باز میکنند صد و هشتاد درجه برعکس حرف میزنند
    آن که رفته از دید ما سرباز خوبی برای فرمانده بود از دید شما سرباز بدی بود . اشکال ندارد او حالا رفته و فرمانده هست . گوی هم هست میدان هم هست

  35. با سلام
    برادر دانشطلب
    منظور بنده از مرید ومرادی فرهنگ صوفیانه نبود . منظور همان ولایت است .
    برادر عزیز مریدان نیز در این فرهنگ انسانهای بی اندیشه و مهجور نیستند.
    هر کسی بر اساس اندیشه اش دنباله رو شخصی میگردد. طرفداران خاتمی نیز ولایت ایشان را پذیرفته اند ولو اینکه اصل ولایت را انکار نمایند.
    برادر عزیز بنده بی گمان بهترین فرد را بعد از معصوم در پیروی شخص رهبری میدانم
    ولی در وادی سیاست بایستی یک سلیقه را که به ایشان نزدیکتر است انتخاب نمایم
    گمان بنده این بود حداقل با شما در اصلح بودن رهبری متفقم ومشکل روی سلیقه نفر اجرائی است.
    به هر حال از طبابت شما متشکرم .برای هر کامنت در نهایت نسخه دلخواه را تجویز مینمائید .
    کماکان مخاطب وبلاگ شما خواهم ماند .در پناه حق پایدار باشید.

  36. سلام برادر
    با بخش اعظمی از این نگاشته موافقم، احمدی نژاد اصلا آدم طرفدار محوری نبود، این را در نامه عزل مشایی فهمیدم، که رهبری فرمودند دوستدارانتان و ….
    اما مشایی انصافا آنقدرها هم که می گویند بد نیست، نه افکارش آنقدر خطرناک است نه سیاسی کاری هایش! من عجیب با سیاست هایش مخالفم ، اما عقایدش همانهایی است که خیلی ها روی آن سوار می شوند و کیلو کیلو از درونش مطلب میکشند و بیرون و می فروشند و ….
    نمونه اش حاج علیرضا پناهیان! و قس علی هذا….
    این نگاه به احمدی نژاد می تواند او را با رهبری جمع کند، این نگاه مشایی را با رهبری جمع می کند.

  37. سلام آقای دانشطلب
    باید بگم با دیدن این نوشتتون جا خوردم
    البته من خودم هم حامی مشایی نبوده و نیستم ولی شک ندارم ایشون به بدی ادعای رسانه های تو خالی چپ و راست نیستن
    در قبال زاویه داشتن با رهبری هم قبول ندارم
    شما فایلهای صوتی که مثلا بعد رد صلاحیتش منتشر شد رو ببینید ایشون مخالف رهبری نیستند
    رهبری هم در آن نامه معروف اشاره میکنند موجب اختلاف در دوستان شما میشود و بعد هم آن دفاعی که از اقای مشایی کردن
    یادتان باشد که رهبری گفتن حتی کسانیکه در انتخابات ریاست جمهوری رد صلاحیت میشوند به منزله این نیست که فاقد صلاحیت باشند بلکه برای شورای نگهبان احراز صلاحیت در این موقع زمانی نشده
    ممکن است شورای نگهبان اشتباه کرده باشد و ممکن است هم واقعا صلاحیت فقط ریاست جمهوری رو نداشته باشن

    اما در قبال متن دیگر شما که این چنین توجیه میشود رهبری و احمدی نژاد دو تفکر مختلفن
    بنده به عنوان یک احمدی نژادی که به واقع به دلیل عدالتخواهی است اصلا و ابدا حرف شما رو قبول ندارم
    اول میبینید که دوستانی که ازشون نام بردین چگونه دفاع کردن و همچنان بر اون راه استوارن
    هیچ وقت قرار نبود ما احمدی نژادیها در راه خودمون از دکتر انتظار این داشته باشیم که مثلا به داد ما برسد!
    به قول یکی از دوستان مگر تونس برای جوانفکر فردی که از سال 84 با او در همه دوران تبلیغات بود و اتفاقا در دفتر رهبری هم مدتی بود کاری کنند؟

    البته حرف شما بی انصافی هم هست چون دکتر شکسته پابسته بارها از وبلاگ نویسان حمایت کرده بود

    یادتان رفته روز خبرنگار را که دکتر از وبلاگ نویسان حامی دولت دفاع کرد؟

    اما ما چرا در آرزوی بازگشت قدرت احمدی نژاد یا کسی مشابه تفکرات او هستیم !
    شما کسی سراغ دارید مثل احمدی نژاد بتواند قطار انقلاب را به ریل اصلی برگرداند و شیوایی سخن داشته باشد؟
    اگر سراغ دارید خب بگید
    البته با کمال احترام به آقای جلیلی امیدوارم نظر شما ایشون نباشد
    چون متاسفانه اون زبان شیوا و رسا که بتواند عوام را هدایت کند ندارند و از طرفی هم دیدین که پایداری ها با او چه کردند

    مسئله آخر
    اواخر همین دولت بارها خیلیها گفتند دولت احمدی نژاد منحرف است!
    فکر میکنم کلام پایانی رهبر در آخرین جلسه با دولت بر همه این ادعاها سرپوش گذاشت
    اینکه احمدی نژاد مثل هر ادم دیگه اشتباه هم داشته چیز غیر معمولی نیست!
    این ناراحت کننده است که دقیقا در همین مواقع به بهانه های فرعیات دکتر رو تنها گذاشت در حالیکه معتقدم بایستی با دکتر میبود و بر نقاط مشترک تکیه میداشتیم و اسیر فرعیات به فرمایش رهبر نمیشدیم

    حال هم احمدی نژادی هستیم چون کسی بهتر از او نیافتیم و البته اگر هم بیابیم برای ما احمدی نژاد به عنوان یک عدالتخواه در ذهنمان برای همیشه ثبت شده است و فراموش نشدنی است

    راستی اقای دانشطلب توصیه میکنم این فایل صوتی را بار دیگر ببینید


    گفتند در دولت فسـاد وجـود دارد!! معاون اول من را متهـم کردند به فسـاد مالی. من در جلسه سران قوا به رئیس قوه قضائیه گفتم کو سند مبتنی بر فساد آقای رحیمی؟ رئیس قوه قضائیه گفت : من نگفتم رحیمی! فردای آن روز هم دادستان (آقای اژه ای ) گفت : رحیمی! روزنامه ها هم نوشتند رحیمی! اما سکوت کردند!! قبـل از محاکمه مجازات کردند. شما که به همه حسابهای بانکی دسترسی دارید. در بیاورید که رحیمی چقدر پول دارد ، مشـایی چقدر پول دارد .گفتند مشایی چهار میلیـارد دلار برده گفتم اسناد مالکیت و حسابهای بانکی که دست شماست اثبات کنید و… به رهبری عزیزگفتم : آقا اگر توانستنـد یک ریـالش را ثابـت کننـد کنارشـان که می گذارم هیچ خودم هم از مردم عذر خـواهی می کنـم و استعفـا می دهم آقا فرمودند : حالا نگویید یک ریال ، گفتم بـرای این دولـت حتی یک ریـال. اینها بایـد بداننـد که در ایـن مقطع هم شکست خواهند خورد”

    http://javanenghelabi.ir/?p=425

    نکته آخر
    شام غریبا در بیت رهبری دیدنی بود
    والسلام

  38. سلام

    من یک احمدی نزادیم و ایشون را خیلی خیلی متمایز از اکثر سیاستمداران ایرانی میدانم .

    ایشون در واقع یک حجت برای راه امام انقلاب بود . که در این مسیر که برایش هم اصل بود خیلی ها را وارد کرد و از اون ریزش کردن .

    شما در متنتان فرمودید دایره دوستان احمدی محدود بود .

    نه اصلا اینطور نبود .ایشون خیلی ها را وارد این دایره کردن ولی نتوانستند بمانند .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *