رئیس جمهور تکنوکرات بخواهیم به کرباسچی رأی می دهیم

رهبری در سخنرانی مشهد مقدسشان تعریضی درباره تکنوکرات‌های سابق داشتند که احتمالا با پایان تعطیلات و بیرون آمدن رسانه‌ها از خواب نوروزی محل بحث و مجادله خواهد شد. ایشان سخنی به این مضمون گفته‌اند که: «۱۷ – ۱۸ سال پیش من به آقایانی که بر سر کار بودند، گفتم که باید کاری کنید که بتوانیم هر وقت که اراده کردیم، در چاه‌های نفت را ببندیم، اما آن آقایان که به قول خودشان تکنوکرات بودند، لبخند معنا داری زدند و گفتند: مگر می‌شود چنین کرد؟»

در شبکه‌های اجتماعی دو جور برداشت از این حرف دیدم، یکی‌‌ همان برداشت عمومی که تحقیر و تخفیف نسبت به تکنوکراسی در آن نهفته، مشیر به اینکه ایشان هم نظر خوشی نسبت به ادعای تکنوکرات بودن ندارند، و نکته مورد تأکیدشان هم انفعال در سیاست خارجی بوده است. برداشت دیگر این بود که رهبری تکنوکرات بودن را به عنوان «ضد ارزش» استفاده نکرده‌اند، و درصدد بیان این معنا که آقایان به قول خودشان تکنوکرات بودند، اما باورشان نمی‌آمد که از نفت هم می‌توان مستقل شد (در صورتی که فن سالاری و عملگرایی اصولا باید اهل راهگشایی و حل مسئله باشد).

برداشت دوم بعید به نظر می‌رسد و حاصل ذهنیت کسانی است که نظر مثبتی به لفظ تکنوکراسی دارند. سخن رهبری از آن جهت حساسیت برانگیز خواهد شد که یکی از نامزدهای جدی در انتخابات آینده، که آرزومندانه به ریاست جمهوری فکر می کند، در معرض اتهام تکنوکرات بودن قرار دارد. چندی قبل محمدباقر قالیباف (که به احتمال بالا خروجی ائتلاف سه گانه خواهد بود) با فرار به جلو تلاش کرده بود که تکنوکرات بودن را محمل یک «معنای خوب» تصویر کند.

قالیباف گفته بود: «تکنوکرات بودن چیز بدی نیست و به معنای استفاده درست از ابزار خوب و مدرن است که برای پیاده سازی یک آرمان و یک عقل متصل به وحی الهی استفاده می‌شود و اگر نخواهیم از آن استفاده کنیم باید به عقلمان شک کنیم، هر چند گاهی برخی افراد آن را ابزار سیاسی می‌کنند.» بعد از این سخنان من در آوردی و عجیب برخی رسانه‌ها هم تلاش کردند معنای واقعی تکنوکرات و تکنوکراسی را گوشزد کنند.

به هر حال، تکنوکرات بودن معنای «من عندی» و اختراعی ندارد. معنای واژه در فرهنگ سیاسی روشن است و کسی نمی‌تواند چیزی از پیش خودش جایگزین کند. تکنوکراسی به خوب یا بد تقسیم نمی‌شود، تکنوکراسی معنایی مشخص و تاریخی دارد که‌‌ همان معنا باید مورد تحلیل و قضاوت قرار بگیرد، به خصوص که افتخار به تکنوکرات بودن وقتی کنار ادعای انقلابیگری و ارزشمداری قرار می‌گیرد موجب سوء تفاهم‌ها و ابهام‌هایی می‌شود.

همه مدعیان ارزش‌های مقدس و انقلابی که به تکنوکراسی نظر خوشی دارند، یا با این ادعا می‌خواهند وارد عرصه انتخابات شوند، یا در میدان سیاست تأثیرگذار باشند، باید خیلی روشن و شفات به سوالاتی که استفاده از این واژه غیربومی ایجاد می‌کند پاسخ بدهند:

یک ـ منظور از تکنوکراسی چیست؟ اگر منظوری غیر تاریخی و انتزاعی از تکنوکراسی دارند چرا این لفظ را برای منش سیاسیشان انتخاب کرده‌اند؟ آیا با قحط واژه مواجه بوده‌اند؟

دو ـ نسبت تکنوکراسی با ارزش‌ها و آرمانهای انقلاب چیست؟ آیا تکنوکراسی را از دل فرهنگ انقلاب درآورده‌اند؟ و در غیر اینصورت با چه مولفه‌هایی تکنوکراسی را به انقلاب پیوند می‌زنند؟

سه ـ نسبت مدعیان امروز تکنوکراسی با کسانی که در سالهای قبل با همین ادعا به مدیریت کشور و ارزش‌های انقلاب عنایت داشته‌اند چیست؟ قضاوتشان درباره آن‌ها بیشتر نافیانه است یا تأییدی؟

این‌ها سوالاتی است که بدون پاسخ خواهد ماند. سالهاست ساده لوحانه‌ترین روش برای برطرف کردن عقده‌های حقارت در برابر غرب پیشنهاد «ژاپن اسلامی» بوده است. هر کودک مدرسه‌ای که فکر می‌کند می‌توانیم سرمان را در دنیا بلند کنیم و فرهنگمان را نبازیم به راه حل ژاپن اسلامی می‌رسد؛ که کارخانه بسازیم و صنعت داشته باشیم و ماشین‌ها و قطارهای خوشگل را حتی از خارج هم که شده بخریم اما مسلمان و معتقد هم زندگی کنیم، نه مثل ژاپنی‌ها غربزده و داغان.

تکنوکرات‌ها اغلب مهندسینی هستند که توان فکر کردن به تبعات اقداماتشان را ندارند، فرمول می‌خواهند که اجرا کنند و بسازند و دیگر کاری ندارند که تبعاتش چه به بار می‌آورد. تکنوکرات به لذت ساختن و گشودن عقده حقارتش فکر می‌کند، چون درکش از زندگی کاملا ملموس و عینی است. تکنوکرات درک فرهنگی و نظری ندارد، آرمان برایش بی‌معنی است و اصلا نقطه شروع و ماهیت تکنوکراسی کنار گذاشتن برنامه و نظریه کلان است.

تکنوکراسی ممکن است در جاهایی پسندیده باشد اما در منظر انقلابی و آرمانخواهی و عدالت طلبی جایگاهی ندارد، حتی کاملا متضاد عمل می‌کند و پیامدها و اقتضائاتش «در عمل» با آنچه لیبرالیسم اقتصادی به بار می‌آورد تفاوتی نخواهد داشت. با اینحال در کشورمان شاهد ظهور نوعی تکنوکراسی تقلبی و شعاری هستیم که می‌خواهد هم از توبره بخورد و هم از آخور! جالب اینکه در مقایسه با‌‌ همان اسلاف ۱۷ ـ ۱۸ سال پیش هم درصدی از آن کفایت و مدیریت مثال زدنی را ندارد.

هنوز که هنوز است وقتی در اتوبانهای تهران رفت و آمد می‌کنیم یا از کنار پروژه نواب می‌گذریم انگشت حیرت به دندان می‌گزیم که کرباسچی چطور توانست در آن زمان کوتاه چنین تغییراتی ایجاد کند؟ هر چند معجزات او وصف ویرانگری هم داشت و تهران دیگر شهر نخواهد شد، اما چنان کار کرد و ساخت و بالا برد که تقلای بعضی‌ها فقط باعث پوزخند و تمسخر می‌شود. قرار باشد رئیس جمهور تکنوکرات داشته باشیم به خود کرباسچی رأی می‌دهیم، نه به بدلش.

17 فکر می‌کنند “رئیس جمهور تکنوکرات بخواهیم به کرباسچی رأی می دهیم”

  1. «تکنوکرات بودن چیز بدی نیست و به معنای استفاده درست از ابزار خوب و مدرن است که برای پیاده سازی یک آرمان و یک عقل متصل به وحی الهی استفاده می‌شود»

    خوب این بنده خدا نگاهش رو به تکنوکراسی و چیزی که ازش می‌فهمه رو در بخش دوم عبارت بالا گفته. چرا به اون توجهی نمی‌شه؟ چرا فکر می‌کنید قالیباف اون معنای عرفی از تکنوکراسی را مد نظر دارد وقتی توضیح خودش را داده است؟

    1. خب این چیزی که گفته اند در حد «ادبیات» ارزش دارد، این نوع پاسخ های کلی و مشحون از الفاظ مثبت (ابزار خوب، مدرن، آرمان، عقل، وحی و …) ارزش منطقی ندارد و تا حالا پاسخ روشن و شفافی که معلوم شود چرا از لفظ تکنوکراسی استفاده می کنند داده نشده است.

      اینکه ما فکر می کنیم دیگران چه چیزی مد نظرشان است خیلی مهم نیست، البته نه تا زمانی که مردانه و بدون رودربایستی وارد میدان نشده اند و منظورشان را از چیزی که ادعا می کنند روشن نکرده اند. سوالات سه گانه ای که در متن آمده است اشاره به همان مسائل مهم و چالش برانگیز دارد.

      تا وقتی تکلیف مان را با معنای واژه های که استفاده می کنیم روشن نکنیم و صرفا به تبادری که در اولین مواجهه به ذهن می رسد کفایت کنیم (از رضاخان حزب اللهی گرفته تا معنی کردن تکنوکراسی متصل به وحی و …)، گفته ها و شعارهایمان در ملاک ارزشمداری و انقلابی (که در آن قسمت هم ادعاهای طویل و عریضی مشاهده می شود) هیچ جایی نخواهد داشت و جز «فریاد تناقض» چیز دیگری نخواهد بود.

  2. فکر می کنم راه حل مشکلات جهان سوم، انصاف است.
    اصلأ عمده تفاوت بین ملل جهان سوم با جهان اول از کمبود انصاف ناشی شده است.
    . . .
    این سخن آقای قالیباف هیچ ایرادی ندارد و قابل نقد نیست.
    اینکه یک حزب الهی بگوید: دمکراسی چیز بدی نیست یا لیبرالیسم چیز بدی نیست یا تکنوکرات بودن چیز بدی نیست، چه ایرادی دارد!؟
    ما نباید او را سوال پیچ کنیم، نباید از او بخواهیم که نسبت بین اسلام یا انقلاب را با دمکراسسی یا لیبرالیسم یا تکنوکرات نشان دهد و ثابت کند.
    بعنوان مثال
    چه ایرادی دارد که یک بودایی بگوید : روزه گرفتن مسلمانان چیز بدی نیست.
    آیا باید او را ملزم کنیم تا ارتباط بین روزه و دین بودا را مشخص کند!!؟

    1. سرتا پا ایراد دارد! دموکراسی یعنی اصالت را به نظر مردم دادن! دموکراسی یک معنی بیشتر ندارد و آن هم در تضاد با تئوکراسی و اصالت خدا در حکومت است، یک حزب اللهی وقتی بگوید دموکراسی چیز بدی نیست یعنی از دید او مقبولیت مشروعیت می آورد در حالی که در دین اسلام تمام دنیا هم بگویند شراب حلال است و نباید مست را حد زد حکم خدا تغییر نمی کند!!

      لیبرالیسم هم معنای خود را دارد آزادی بی قید و شرط! امام حسین هم آزاد مرد بود اما آیا آزادی از دید او همان لیبرالیسم غربی است؟

      پس اگر یک حزب اللهی بگوید دموکراسی و لیبرالیسم چیز بدی نیست اول از همه خودش را زیر سوال برده است

  3. #( خاتمی اصولگراست )#

    فکر نکنید خاتمی اصولگرا نیست.
    فکر نکنید قالیباف اصلاح طلب نیست.
    آدمهای بامعرفت و بامرام همه چیز هستند، همانطور که آدم بی معرفت هیچ چیز نیست.
    خاتمی و قالیباف، پوتین و مددف ایران هستند.
    برای یکبار هم که شده، لگد به بخت تان نزنید.
    به بینوایان و زحمت کشان رحم کنید، خودتان را در درون یک گروه یا جناح محدود نکنید.
    کافیست تا بیست سال دیگر نامی جز خاتمی یا قالیباف بر برگه های رای ننویسید.
    خوشبختی همیشه به ما ایرانیها نزدیک بوده، افسوس که همیشه به ” بخت بلندمان ” لگد زده ایم.

    1. اصول گرایی و اصلاح طلبی یک معنی عام دارند و یک کاربرد خاص! به معنای عام اکثر سیاست مداران هم اصول گرا هستند و هم اصلاح طلب اما به معنی خاص این دو عبارت معادل غربی fundamentalist و reformist هستند که قطعا این افرادی که نام بردید در قالب های گفته شده معرفی می شوند

      شما سعی کنید فکر نکنید

  4. بسم رب.
    1- پیشنهاد «ژاپن اسلامی» از طرف افرادی مثل حداد عادل مطرح شده.

    2- با تجربه چند سال تحصیل و کار در ژاپن عرض کنم که این «ژاپنی‌های غربزده و داغان» نه تنها در مادیات و تکنولوژی ، که در معنویات و انسانیت هم بسیار بسیار از ایران حکومت اسلامی بهترند.

    3-شاید هیچ کشور دیگری با اندازه ژاپنی‌ها در حفظ سنن و فرهنگ خود ، در عین صنعتی بودن موفق عمل نکرده است.
    ارتباط ژاپن با غرب بر اساس عقل بوده نه شعار ، یک بازی برد -برد بوده نه مثل رابطه استحماری و استعماری روسیه و چین با ایران.

    4- عدالت اجتماعی ،امنیت ، راستگویی و درستکاری مردم و مسوولین ، مسولیت پذیری ، نرخ بسیار پایین جرم و جنایت و… دیگر «معنویات» در ژاپن را -اگر همین حکومت آخوندی ادامه پیدا کند- در صد سال آینده هم در ایران عزیز شاهد نخواهیم بود.
    مادیات «ماشین‌ها و قطارهای خوشگل» و غیره پیشکش.

  5. از نظر من راه حل اصلی نهایی مشکل وجود شپش در اطفالِ ؛ دستکاری ژنتیکی در ژنوم انسان و تولید نسلهای کچل موفرفری است!
    همچنین راه حل مشکل قیمت لبنیات دوشیدن شیر از گاوهای نر است!

    چرا ندارد! در دنیایی که تکنوکراسی را می شود به وحی چسباند چرا کچل موفرفری نشود و چرا نشود گاوهای نر را دوشید…؟!!

  6. سلام
    مدتی است که با و بلاگ ،نوشته ها و پیوندهای تان اشنا شدم
    بسیار خوشحال و خرسندم از عمق نگاه و تیزبینی و نیز وزین بودن قلم شما که به بسیار موشکافانه و بدون حب وبغض وبرا ساس عقل مبتنی بر وحی مسایل را تحلیل میکنید و در این میان خصیصه ژورنالیسم که همان بررسی سطحی مسایل و پاسخ سطحی تر دادن به ان میشود شما را گرفتار خویش نکرده است
    و در یک کلام رسالت قلم خویش را شناخته و زکات ان را پرداخت میکنید
    شکسته باد دست قلم به مزدان خامه به دست و شبه روشنفکران بی وطن

  7. احسان جان ، مذموم بودن ژاپن اسلامی نه از جهت رسیدن به تکنولوژی و صنعت غرب بدون چون و چرا و تعقل بلکه از جهت تضاد و دوگانگی جامعه ی صنعتی و جامعه ی مهدوی است. یعنی اساسا جامعه ی صنعتی (به معنای مصطلح امروزی)، قابلیت اتصال به عالم ( فتحه روی ل) قدس و معنویت را ندارد.

  8. درود بر قالیباف رزمنده که در عمل نه شرقی نه غربیه نه مثل احمدی نژاد که معلوم نیست زمان جنگ کجا بوده تو کدوم سمت بوده که 2 سال پیش 2000 تا از منافقین و به ایران برگردوند

  9. معنای مثبتی که یک مدعی تکنوکراسی می خواهد در ذهن ایجاد کند ، این است که ” من از سیاست زدگی و سر دادن شعار و اموری که فایده اش به سرعت و بلافاصله قابل رویت نیست بری و برکنار هستم . من آمده ام کاری کنم که شما ناچار نباشید برای بنای هر ساختاری توی این دنیا عقاید و آرمان ها یتان را در معرض دید قرار بدهید.آمده ام دنیایی ایجاد کنم که گفتگوهای ایدئولوژیک در این دنیا حرافی های خسته کننده و اراجیف پوچی به نظر بیاید. ” این حرف ها خود شعارهای بی اساسی است اماباید قبول کرد که بی جاذبه نیست . تنها اشکالی که وجود داره اینه که تکنوکراسی هم در کشور ما آکنده از توهم و تخیل است . در صدر این توهمات خودنمایی هست و گزافه گویی . مثل هر امر دیگری در ایران ما ایرانی ها همیشه دستخوش ذهنیت های خودمحورانه ی خویشتنیم . چه تکنوکرات باشیم چه ایدئولوگ می خواهیم چیزی بیش از آن چه که هستیم به نظر بیاییم . در حالی که اگر خودمحوری را کنار می گذاشتیم بی آن که ناچار باشیم برچسبی داشته باشیم ، می شد کاری از پیش برد . در مجموع به نظر من این چیزها را نمی توان عوض کرد . توهم مثل چیزی است در فضا ! گویی جزیی از آب و هواست!

  10. خوبه در زندان تشریف دارید و نیستید تا ببینید که تکنوکرات های امروزی نه بلکه همون تکنوکراتهای اصیل! دوم خردادی و هاشمی تباران! که مال همون 16 – 17 سال پیش بودند تونستند اعتماد مردم رو جلب کنند و بشند رئیس جمهور!
    اخوی! اینقدر ساده با واژه ها بازی نکنید و افراد را به خاطر به کار بردن درست یا نادرست یک واژه متهم نکنید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *