احمدی‌نژاد خودش را برای اوین آماده کند

جریانی که می‌خواهد احمدی‌نژاد را حذف کند از حرکت نمی‌ایستد. توصیه‌های رهبری هم در اراده‌شان تأثیری ندارد و به جای اینکه نصایح ایشان «به نفع وحدت» استفاده شود بیشتر «به زیان دولت» مورد بهره برداری قرار می‌گیرد تا چالش هر روز عمیق‌تر شود. این جریان با افت و خیزهای مقطعی ادامه پیدا می‌کند اما دورنمای آن (حذف احمدی‌نژاد) تغییری نمی‌کند. اصولگرایان حزبی بیشتر از دو ـ سه سال نتوانستند با دولت همراهی نسبی داشته باشند و دست راستی‌هایشان (محافظه کاران) حتی در انتخابات ۸۸ هم رقیب احمدی‌نژاد را به او ترجیح دادند.

ظاهرا حذف احمدی‌نژاد از میانه‌های سال ۸۸ جدی شد، جایی که محافظه کاران به این فکر افتادند که «مزاحمت فتنه» را، که می‌رفت همه نظام را تهدید کند و موقعیت آن‌ها را هم به خطر بیاندازد، به وسیله حذف احمدی‌نژاد مرتفع کنند. استیضاح احمدی‌نژاد و گرفتن حکم عدم کفایت او خیالی بود که از‌‌ همان زمان در ذهن برخی از اصولگرایان شکل گرفت و با نشانه‌های آشکاری خودش را نمایان کرد. حسینیان در برنامه دیروز امروز فردا مطالبی را مطرح کرد که شائبه ارتباط و توافق، یا حتی وعده به سران فتنه بر سر همین موضوع را تقویت می‌کرد.

مجلس نهم به دنبال بهانه می‌گردد تا دایره را بر دولت تنگ‌تر کند و همانطور که الهام می‌گوید مرتب به اسم قانون به دولت شلیک می‌شود. طیفی از مجلسی‌ها از هر روزنه‌ای برای استیضاح و سوال و… استقبال می‌کنند و در عین حال شعار همکاری و تنش زدایی می‌دهند. بسیاری از سیاسیون، اصطلاحات «خود تحریمی» و «سوء مدیریت» را برای اشاره به تعمد دولت در نابسامانی‌های کنونی استفاده می‌کنند و بعضی حتی فرصت مصاحبه با شبکه‌های خارجی را هم از دست نمی‌دهند و سهم سوء مدیریت در مشکلات اقتصادی را بیشتر از تحریم معرفی می‌کنند.

آنچه در حدود یکسال گذشته بر اقتصاد ایران گذشت و مردم را تحت فشار معیشتی قرار داد خیال واهی حذف احمدی‌نژاد را تقویت کرد و یک وهم آرزومندانه را به امیدی واقعی نزدیک نمود. امروز هر اتفاق یا وضعیت پیش بینی نشده‌ای فرصتی ایجاد می‌کند که مخالفان دولت ابعاد متنوع نقش دولت را در آن ترسیم کنند و یک قدم به منظور اصلیشان نزدیک شوند. مصلحت سنجی، عاقبت اندیشی و مراقبت از سوء استفاده دشمن تنها به شعار و حرف تنزل پیدا کرده و همه چیز تحت الشعاع اراده مخالفت با دولت و آرزوی حذف احمدی‌نژاد قرار گرفته است.

همه این‌ها وقتی تکمیل می‌شود که صدا و سیما هم به میدان می‌آید و با تغییر نگاه به احمدی‌نژاد و با بهره بردن از آشفتگی‌های اقتصادی گزارش‌هایی با جهت گیری کاملا منفی تهیه و نصیحت‌های کنایه آمیز خبرنگاران واحد مرکزی خبر نیز به امری متداول تبدیل می‌شود. در اختلاف میان قوا موضع صدا و سیما کاملا طرف گیرانه می‌شود و این موضوع خودش را در پخش نامه‌های ارادتمندی علی لاریجانی بلافاصله بعد از سخنان رهبری نشان می‌دهد. وقتی با اصرارهای مجلس اختلافات به تنش کشیده می‌شود صدا و سیما باز هم حرکت جهت گیرانه خودش را تکرار می‌کند.

کار دولت از نظر مخالفانش تمام است، بنابراین تلاش می‌کنند زمینه‌ای پیش بیاید که قبل از انتخابات رئیس جمهور را استیضاح کنند و اگر موفق نشدند حتی یک روز قبل از اتمام دولت هم غنیمت است. احمدی‌نژاد نباید با سلام و صلوات از قدرت کنار برود و حتی اگر این اتفاق هم بیافتد کینه نسبت به او به حدی هست که اجازه ندهند مخالف خوانی‌هایش بدون تاوان بماند. به خصوص اگر دولت آینده گفتمانی متضاد داشته باشد اتهام سازی و تشکیل پرونده ساده‌ترین شکل این تلافی جویی خواهد بود و اگر تحول خاصی اتفاق نیافتد می‌توان از همین حالا هم احمدی‌نژاد را در زندان اوین دید.

صدا و سیما اخیرا مستندی با عنوان «سرانجام نامبارک» تهیه کرده و به شکل بسیار واضحی با جریان حذف احمدی‌نژاد هماهنگی نشان داده است. گزارش سازان صدا و سیما ادبیاتی را که امروز در رسانه‌های محافظه کار علیه احمدی‌نژاد استفاده می‌شود به تاریخ تزریق کرده و علیه بنی صدر استفاده نموده‌اند، آنهم در زمانی که از صدا و سیما صداهایی پر از اعتماد به نفس درباره لزوم وحدت و رعایت اخلاق و نکشاندن اختلافات به میان مردم به گوش می‌رسد. حقنه کردن مسائل امروز به تاریخ ساده‌ترین روش تحریف وساده لوحانه‌ترین راه برای پیشبرد اهداف سیاسی و قدرت طلبانه است.

تناقض بین حرف و عمل طیف‌های دست راستی اصولگرایان و نوع «رفتار هزینه ساز» با دولتی که به هر حال در سرازیری است تنها در ذهن کسانی شکل می‌گیرد که ارزشی برای حرف‌ آن‌ها قایل باشند، و با عطف توجه به ماهیت و خاستگاه سیاسیشان هیچ تناقضی وجود ندارد. احمدی‌نژاد بهترین فرصت‌ها را برای استعفا از دست داده و حالا باید منتظر باشد که با میل به ماندن در قدرت و تداوم دولت، به تدریج با کلیدواژه خیانت به او مهر بنی صدر دوم را بزنند و چون او نمی‌خواهد از مسیرش کوتاه بیاید یا فرار کند پس باید خودش را برای «تاوان‌های پس از ریاست جمهوری»‌ آماده کند.

تتمه: این نوشته تنها در توصیف بخشی از وضعیت حاضر و اشاره‌ای کوتاه به اقدامات وحدت شکنانه مجلس نشینان، صدا و سیما و سیاسیون کینه ورزی است که حداکثر سوء استفاده را از سخنان رهبری انجام می‌دهند، شروع کننده اختلافات هستند و ذره‌ای از خواسته‌های سیاسیشان کوتاه نمی‌آیند، نویسنده هر گونه ارتباط یا همراهی با هر دسته و گروه یا حتی شخصیت سیاسی را نفی و همچنان به رأی ندادن به احمدی‌نژاد در انتخابات ۸۸ به دلیل کنار نگذاشتن امثال مشایی و الهام و… از دولت افتخار می‌کند، اما این افتخار به اندازه رأی دادن به او در انتخابات ۸۴ نیست.

25 فکر می‌کنند “احمدی‌نژاد خودش را برای اوین آماده کند”

  1. البته بعید نیست عمر ریاست جمهوری احمدی نژاد به انتخابات نرسد اما مگر خود همین دار و دسته رقیب(!) چقدر جای پایشان سفت است که بتوانند با تشکیل دولت بعدی به فکر پرونده سازی برای احمدی نژاد بیفتند و او را به اوین شوت کنند. این دارودسته باید کلاه خود را سفت بچسبند که باد نبردش. دور نیست آن روز. منتظر باشیم و ببینیم. بی گمان دیدنی خواهد بود. گرچه کمرمان خمیر و خمیده شد!

  2. البته بعید نیست که آخر کار مجلس دست به استیضاح احمدی نژاد بزند و سپس رأی به عدم کفایت وی بدهد. ولی این تنها بنی صدریزاسیون در شکل است, نه در محتوا و نه در نتایج.
    بدین معنی که احمدی نژاد در این صورت به همان شیوه ای برکنار خواهد شد, که بنی صدر. ولی این را هم در نظر بگیرید که اکنون توده عظیم ملت پشت سر احمدی نژاد است. این درست است که این توده بزرگ وبلاگ و روزنامه و صدا و سیما ندارد, ولی خیابان را دارد, و صندوق آرا را.
    از سوی دیگر احمدی نژاد تا کنون از حمایت بیدریغ مقام معظم رهبری برخوردار بوده و هست. از مورد آخر که بگذریم, که آن هم حرف و حدیث دارد, تا کنون مقام رهبری موضعی علیه احمدی نژاد نگرفته است.
    در این صورت جماعتی که در پی حذف احمدی نژادند, عملا در برابر رهبری نیز قرار میگیرند. نه بدین معنی که مقام معظم رهبری در چنین شرایطی کاملا پشت احمدی نژاد را خواهد گرفت. این کار را شاید ایشان به صلاح ندانند. ولی اصل مسلم این است که کسانی که با احمدی نژاد و سیاستهایش تا این حد مخالفند, با مقام معظم رهبری هم مخالفند, اگر چه تا کنون جرأت صراحت نداشته اند, حد اقل از طریق نادیده کردن دستوراتشان (و نه فرمایشاتشان) نشان داده اند که با رهبری هم زاویه دارند. و ا تفاقا حملات آنها به احمدی نژاد خود راهی برای حمله به رهبر است. احمدی نژاد خاکریز رهبری است.
    ازینرو به ناگزیر حمله به اجمدی نژاد با حمله به مقام معظم رهبری, یا دست کم صریحترشدن فشار این گروه به رهبری همراه خواهد بود.
    و در این صورت مردم بیکار نخواهند نشست.
    آری. بنی صدریزاسیون احمدی نژاد ممکن است, ولی در شکل, نه در محتوا, و نه در نتایج.
    کامیاب باشید.

  3. درود. مثل این که پای رایانه ات هستی که نظر بنده را به این سرعت منتشر کردی. یادم رفت در باره آقای مشایی صحبت کنم.
    من مشایی را به درستی نمیشناسم. زیرا دسترسی منظمی به نوشته هایش ندارم. و جز جسته و گریخته از او چیزی نشنیده ام.
    در مجموع آن چه از ایشان شنیده ام, رویکردی به اسلام است که دست کم از برخی جهات درست به نظر میرسد. ما اکنون در این مرحله از انقلاب باید از زاویه بازتری به اسلام بنگریم. یعنی در ارتباط با شرایطی عینی که در آن به سر میبریم. در واقع میتوانم بگویم که انقلاب یک مرحله خود را پشت سر گذاشته است, و در حال ورود به مرحله دیگری است. این مرحله نیاز به گفتمان سازیهای گستاخانه دارد. یادتان باشد که همین چند روز پیش مقام معظم رهبری درست در باره همین گفتمان سازی سخن گفتند. و به راستی ایشان انگشت را روی نکته بسیار مهمی نهادند. به نظرم بنده این نکته ای که مقام رهبری مطرح کردند, تاریخ ساز است. تاریخ کشور و انقلاب ما بسته گی به همین گفتمان سازی دارد. در غیر این صورت فسیل میشویم. نمیتوانم بیش از این توضیح دهم.
    آشکار است که در این گفتمان سازی مسائل درست و نادرست فراوان مطرح میشوند. این مهم نیست. نادرست بودن یک نظر نباید عامل تکفیر بشود. وگرنه ما پیوسته در همین جا درجا خواهیم زد.
    آقای مشایی و آقای احمدی نژاد و برخی از همراهانشان دارند به همین گفتمان سازی دست میزنند. و مسلما این گفتمان سازی در آغاز کار لنگان لنگان پیش میرود و دارای سستی هایی است. و این طبیعی است.
    ولی به نظر بنده رویکرد آقای مشایی و احمدی نژاد راهگشای مرحله بعدی انقلاب است. این نظر من است, و اصلا مهم نیست. ولی مهم آن است که هر آیینه در حال گفتمان سازی هستند. و این کار یک ریسک است و به گستاخی نیاز دارد, و در ضمن لازم است.
    پس مشایی را صرفا به دلیل این گفتمان سازی و احتمالا خطاهایی که دارد (که نمیدانم) نباید مورد عتاب قرار داد. زیرا صرف گفتمان سازی, با نیت خیر, کاری مثبت است.
    ولی نکته ای را که میخواهم گوشزد کنم این است که من پیش از هر چیز مشایی را از دشمنانش میشناسم. با توجه به هزاران تهمت دروغ, اهانت, و موضعگیریهای غیر منطقی که علیه ایشان شده, دست کم, و با همه بی اطلاعی از ریز مواضع ایشان, به این نتیجه میرسم که دشمنانش بی تقوا هستند, و هر چیز را در مرحله اول, از راه اضدادش میشناسند. دست کم همین رهیافت برای بنده نسبت به مشایی, کافی است, تا بتوانم روزی دیدگاههای ایشان را به دقت مطالعه کنم.
    کامیاب باشید.

  4. دوست عزیزم، اگر کمی فکر کنید و روی علت اینکه “تتمه” را نوشتید متمرکز شوید درمی یابید که ترس از ملامت دوستان و همراهان تان شما را وادار به نوشتن آن نمود! در حالیکه اگر واقعاً بدان مطلب معتقد بودید چه لزومی داشت که بیان شود!؟
    دوست عزیزم، همین ترس از ملامت دوستان و همراهان قطعاً روی مواضع شما اثرگذار خواهد بود و راه را بر آزادی اندیشه تان خواهد بست. همانگونه که ترس از ملامت دوستان نگذاشت دوستمان حسین قدیانی پس از بازگشت از نیویورک و چندین روز کلنجار با عقل و دل و وجدان خویش، سرانجام به حقیقت اعتراف کند.

  5. بسیار زیبا و درست و البته نکته بینانه
    دکتر هم میتونست مث… یدوره 8شاله جیبه خودشو دوروبریاشو برکنه و باغشو اباد اما مرامه علی وارش نذاشت و خواست تیشه بزنه به ریشه هرچی مفتخوره
    انصاف نیس ما رفتنشو به اوین تماشا کنیم
    منکه شخصا اوینو رو سرشون خراب میکنم اگه بتونم
    رسم مردی باید بمونه اونم با مهندس مشایی
    زنده باد بهار….

  6. بسیار عالی .. بسیار تکته بینانه نوشتین و خب مستند.
    راستی من یک عذرخواهی بدهکارم. حلال کنین. بابت یک بحث بیهوده.
    موفق باشین.
    زنده باد بهار.

  7. اينكه گفتيد به خاطر كنار نگذاشتن مشايي و الهام در سال 88 به احمدي نژاد راي نداده ايد برايم جالب بود . ميشه مقدار توضيح بديد چون مشايي و الهام هيچ ربطي به هم ندارن

    1. مشایی و الهام ظاهرا ربطی به هم ندارند، ولی یک اشتراک خیلی مهم دارند و آنهم ملکوک کردن شخصیت و اعتبار دولت است

      یکی با حاشیه ها و حرف های عجیب و غریب، و دیگری با ولع مسئولیت و ابوالمشاغلی اش

      1. مشايي را قبول دارم اما الهام ابولمشاغلي بود كه توان داشت و از عهده بر مي آمد. همين حالا به درد بخور ترين فرد بعد از احمدي نژاد در دولت دكتر الهامه

        حالا برادر به كي راي دادي؟ محسن رضايي كه نبوده انشاء الله سفيد انداختي شايد.

        اسمايلي تفتيش عقايد

        1. اینکه توان داشت یا از عهده بر می آمد یا نه فرع بر مسئله ای است که با ابوالمشاغلی اش به دولت تحمیل کرد

          انتخابات 88 به هیچ کس رأی نداده ام.

      2. بعضی نوشته ها رو آدم باید بعد از یک سال مرور کنه.
        الان که به ابوالمشاغلی الهام و حاشیه های مشایی نگاه می کنی، چه حسی بهت دست می ده؟
        الانی که ابوالمشاغلها تا 10 شغل بیشتر از الهام دارند؛ و حاشیه سازها به صورت هفتگی و با برنامه فعالیت می کنن؛ از لزوم رعایت آداب زیارت در تخت جمشید، آوازخوانی زنان، تا چرخش های روزانه در سیاست ارزی، خودرو، مسکن و غیرهم.
        تمامی این حاشیه سازی ها و ابوالمشاغل ها در دولت جدید، شاید کمتر از 1 دهم نسبت به دولت قبلی عکس العمل ایجاد کرد.

        اصولگرایان ما رو بازی دادن برادر….

  8. عمرا احمدی نژاد به اوین نمی ره چون مخالفین احمدی نژاد تا قیام قیامت هم اگر تلاش کنن ، هیچ سندی علیه او نمی تونن پیدا کنند. راز این که احمدی نژاد با این شجاعت در مقابل مفت خورا ایستاده همینه که هیچ جرمی مرتکب نشده لذا با خیال آسوده مفتخورا رو نقد می کنه.

  9. دانشطلب ، چطور نتونستی فتنه ی 88 رو تحلیل کنی و جبهه ی حق رو از باطل در انتخابات 88 تشخیص بدی ؟ بر فرض که مخالف حضور بعضی ها در کابینه ی دولت باشی ، اصلا ملاکت برای انتخاب رئیس جمهور در انتخابات 88 چی بوده که به این دلایل فرعی و جزئی نخواهی به دکتر رأی بدی ؟ لطفا ملاکت رو برای فرد مورد نظر در انتخابات 88 که پیداش نکردی بگو.

  10. در ادامه تیترسازی‌ها و تاریخ‌سازی‌های سایت رفسنجانی:

    خاطره روز 13 فروردین سال 1360
    تاکید امام بر تعقیب قضایی مسئولان حتی رئیس جمهور/ موافقت با حضور محمد یزدی در هیات حکمیت
    http://hashemirafsanjani.ir/content/تاکید-امام-بر-تعقیب-قضایی-مسئولان-حتی-رئیس-جمهور-موافقت-با-حضور-محمد-یزدی-در-هیات-حکمیت

    نکتۀ جالب در این نوشتار ساختگی این است که جناب مدعی است امام و احمد آقا متوجه نبودند، ولی او متوجه کارهای قطب‌زاده بوده!

  11. .. این را می دانم که تیم او فکر اینجای کار را را هم کرده و برای هر ساعتی از زندان او “سناریو” نوشته است. هر ساعت، یکی از اسناد مهم آنها ،که روی سایتهای مختلف در دنیا آپلود شده، روی اینترنت خواهد آمد و کاسه کوزه همه را بر هم خواهد ریخت… اللهم اشغل الظالمین بالظالمین!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *