مهندس ایرانی با استعداد، توانا، مبتکر، مبدع، خلاق، نخبه و نوآور است

به مهندس ایرانی نمی‌توان انتقاد کرد. مهندس ایرانی با استعداد، توانا، مبتکر، مبدع، خلاق، نخبه، نوآور و همۀ چیزهای خوب است. بهترین دانش آموزان کشور به رشته‌های فنی و مهندسی جذب می‌شوند. در دانشکده‌های فنی مهندسی هم اساتیدی هستند که با غرور از توانایی‌ها و دانسته‌های صنف خودشان می‌گویند، و راجع به موفقیت‌هایی که تنها جنبه ادعا دارد و مشکلاتی که مانعشان است مهملاتی را سر هم می‌کنند. محصول این دانشکده‌ها، مهندسین میان مایه و به شدت مخالف خوانی هستند که بیش از هر چیز «تکبر» دارند و احساس می‌کنند در هر جایی که وارد شوند می‌توانند آنجا را متحول کنند و کارهایی بکنند که دیگران به ذهنشان هم نمی‌رسیده است.

مهندس ایرانی در این گمان است که با استعداد است و در دانشگاه به چنان دانش و نگاه سیتماتیک عام و جهانشمولی دست پیدا کرده که می‌تواند هر عرصه‌ای را، از جمله عرصه‌های فرهنگ و سیاست و اجتماع و اقتصاد را، در صورتی که جلویش را نگیرند و هیچ مزاحمی وجود نداشته باشد از لوث هر گونه بدی و عقب ماندگی پاک کند. اما؛ محصول دانشکده‌های ایران پوزیتویست‌های خرده پا و خسته کننده‌ای هستند که گمان می‌کنند اُس دانش را به دست آورده‌اند و به مثابه پروفسور بالتازار کأنه ماشینی در اختیارشان است که هر‌گاه اراده کنند قطره‌ای تولید خواهد کرد که با کاربرد آن زندگی در ایران هم کاملا خوب خواهد شد؛ مثل خارج!

واحد مرکزی خبر مرتب می‌گوید که مهندسین ایرانی موفقیت‌های زیادی به دست آورده‌اند و چقدر از خروج ارز جلوگیری کرده‌اند، اما نمی‌گوید مهندس ایرانی چه کارهایی را نکرده و نمی‌گوید که ایران از نظر صنعتی کشوری عقب مانده است و بیشتر ماشین‌های تولیدی که در ایران کار می‌کنند ایرانی نیستند، حتی در حد دستگاه تراشکاری! نمی‌گوید که هفتاد درصد قطعات صنعت مثلا ملی نفتمان وارداتی است. نمی‌گوید که از راه اندازی ذوب آهن تا نیروگاه هسته‌ای وابسته به روس‌ها بوده و هستیم. واحد مرکزی خبر هرگز نمی‌گوید که چند هزار مهندس روس در بوشهر مشغول کار شده‌اند و چقدر در صنعت هسته‌ایمان ملی! شده‌ایم.

مهندس ایرانی هواپیما و بالگرد قابل قبول که هیچ، حتی لوکوموتیو و کامیون هم در حد کامیون چینی نمی‌تواند تولید کند، و صنعت به شدت پردرآمد خودرویش همچنان وابسته به فرانسه و کره است و خوشبختانه این اواخر هوای چین هم به سرش زده است! «مهندس ـ مدیران» صنعت خودروی ایران به پیکان و پراید قانع و معتاد شده‌اند، و هیچ وقت خواب این را هم ندیدند که هوندا و تویوتا در چه وضعی و از روی چه ویرانه‌ای هوندا و تویوتا شدند. به سراغ آلمان که نرویم اساسا بهتر است، آنجا قطعا بحث نژادی پیش می‌آید، حتی به سراغ روسیه و چین هم نباید برویم، چون آن‌ها هم از صفر بعضی کار‌ها را کرده‌اند که واقعا کارستان بوده است.

سقف کارهایی که مهندس ایرانی انجام داده «مهندسی معکوس» است، پخته خواری ‌‌نهایت هنری است که مهندس ایرانی می‌تواند از خودش نشان بدهد. همه‌اش به این دلیل که در ایران هیچ چیز آماده نیست، مخصوصا از نظر سیاسی! چون ایران اصلا دیکتاتوری است و نمی‌شود درش نفس کشید، یا حاکمان کسانی هستند که کار و مدیریت بلد نیستند، و ساختار اجازه خلاقیت و تولید نمی‌دهد. اما مهندس ایرانی هیچ‌گاه نمی‌تواند پاسخ بدهد که شوروی که ماهواره‌اش را قبل از آمریکا به فضا فرستاد یا کره شمالی، که بخشی از پیشرفت موشکیمان وامدار آنهاست، در چه وضعی خلاقیتشان شکوفا شد؟ و چرا ما تاتی تاتی هایمان هم پشت سر آنها بوده است؟

بیشتر موفقیت‌هایی که در سه دهه بعد از انقلاب به دست آمده مرهون حکومت مستقلی است که داعیه ایستادن جلوی همه زورگویی‌‌ها و قلدربازی‌ها را دارد. اگر اصرار می‌کند که با فناوری دست دوم هم چرخه سوخت هسته‌ای راه بیافتد و پا می‌فشرد که علیرغم همه تحریم‌ها و تهدید‌ها توان موشکی ایران به حدی برسد که در آینده نه چندان دور تهدیدهای اروپای غیرقاره‌ای را هم پاسخ بدهد به خاطر عزم جزمش برای مقاومت کردن است، که ایستاده مردن را بهتر از کوتاه آمدن با ذلت می‌داند. در صورت نبود این حکومت این امکان وجود داشت که مهندس ایرانی به جای خاورمیانه الان خودش را با بورکینافاسو یا چاد و نیجر مقایسه کند.

از نظر مهندس‌ها هر کس سواد خواندن و نوشتن دارد یا مهندس است یا علوم انسانی است و از این دو حال خارج نیست. پس چون وضع علوم انسانی‌ها از وضع مهندس‌ها بد‌تر است ـ که واقعا هم بد‌تر است ـ پس اصلا چرا باید به مهندس‌ها انتقاد کرد؟ بهتر است ما برویم علوم انسانی خودمان را درست کنیم و چه حقی داریم که درباره مهندس‌ها نظر بدهیم؟! این فقط مهندس‌ها هستند که حق دارند درباره همه چیز به شکل تخصصی وارد عرصه مدیریت شوند اما هیچ کس حق ندارد درباره آن‌ها سوال یا انتقادی را مطرح کند و یا درباره بازده دانشکده‌های مهندسی اندکی شک کند. مهندس ایرانی با استعداد، توانا، مبتکر، مبدع، خلاق، نخبه، نوآور و همۀ چیزهای خوب است.

مهندس ایرانی یا فرار می‌کند تا در دنیای دیگر به هیچ تبدیل شود و در دریای دیگران گم شود یا اگر می‌ماند برای توجیه کم کاری‌ها و عدم موفقیت‌هایش به بهانه متوسل می‌شود، و همچنان ادعایش سر جای خودش است. تنها عده کمی هستند که از سر علاقه، یا اعتقاد، به کارشان می‌چسبند و هر چه داریم هم مرهون‌‌‌ همان هاست. بیشتر فارغ التحصیلان رشته‌های مهندسی وقتی عقب ماندگی‌ها و کارهای نشده را کنار ادعاهای بزرگشان می‌گذارند به بهانه‌های بی‌ربطی متوسل می‌شوند که با هزار مثال نقض می‌توان ردشان کرد و یادآوری کرد که مهندس اصلا موجودی است که با موانع و محدودیت‌ها کارش را پیش می‌برد.

تتمه: کاش مهندس ایرانی در همان مهندسی معکوس بیش از اینها موفق بود، و حداقل در صنعت نفت که همه چیز (از پول زیاد گرفته تا تحریم) برای خلاقیت مهیا است اینقدر وابسته به واردات و چشم به راه قرارداد بستن با فرانسوی‌ها و هلندی‌ها نبودیم، که قطر در عقب ماندگی ایران اینطور ثروت مردم مان را غارت نکند و پول یامفت گاز ایران خرج خریدن هتل‌ در اروپا و جنگ رسانه‌ای یا رونق دادن به کار اسلحه سازها و فرستادن ابزار آدمکشی برای سلفی‌ها نشود. کاش اتفاقاتی مثل ساختن صفحه سوخت رآکتور تهران (که فقط فرانسه و آرژانتین از پس‌اش بر می‌آمدند) بیش از این‌ها تکرار می‌شد و مهندس ایرانی نصف ادعایش کار هم می‌کرد.

21 فکر می‌کنند “مهندس ایرانی با استعداد، توانا، مبتکر، مبدع، خلاق، نخبه و نوآور است”

  1. سلام
    در مورد توانایی های مهندس های ایرانی حداقل در بخش نفت و گاز ظاهرا اطلاعاتت قدیمیه. من خودم مهندس ابزاردقیق در صنایع نفت و گازم. به جرات میگم در بخش الکترونیک و ابزاردقیقی در حد 100 درصد و در بخش مکانیک و متالورژی در حد 60 درصد که به سرعت رو به بهبوده در حال خودکفایی هستیم. مشکلات مربوط به جاهای دیگه است که مثنوی هفتاد من کاغذه. از بحث مهندسی معکوس که بگذریم که الی ماشاالله زیاده ، ایرانی ها قطعاتی میسازن که خیلی بهتر و کامل تر از نمونه های خارجیه. یه سر به شرکت های مپنا ، توربوماشین ، چابکان صنعت و … بزن. قبلنا که تحریم نبودیم و دلار مفت بود دلال های آقازاده نمیزاشتن تولید داخل جون بگیره. دو سال دیگه ببین چه خبر میشه. البته اگه برادران قاچاقچی بزارن.
    در ضمن لزوما قرار نیست ما همه چیز رو در داخل تولید کنیم. آمریکا که غول بلامنازع اقتصاد جهان است طراز تجاریش منفیه. که این خودش یه بحث جداست.
    با این وجود قسمت هایی از بحثت رو هم قبول دارم.

  2. نکن برادر من!
    نکن
    وقتی با من بحث کردی همه انتقاداتی که به من وارد می‌دونی رو که نباید به ریش همه مهندسین ببندی

    باز هم تکرار می‌کنم که شما آن‌چنان از مهندسی و تکنولوژی و صنعت کشورمان و هم‌چنین اوضاع دانشکده‌های مهندسی مطلع نیستی و برای همین خیلی صلاحیت نقد نداری

    کما این که اگر این نقد بخواهد جدی و قابل قبول باشد باید همراه با مستنداتی باشد که به دلیلی که عرض کردم در اختیار شما نیست

    1. در بحث با شما نکاتی بدیهی مطرح شد که قبلا هم تکرار شده است. عموم مهندسین ایرانی روحیه نقدپذیری ندارند و اولین حربه شان هم در برابر نقد این است که بگویند شما «مطلع نیستی و برای همین خیلی صلاحیت نقد نداری»! که نتیجه اش می شود همان ممنوعیت نقد.

      نقد وقتی راجع به موضوعات عیان و بیش از حد آشکار است احتیاجی به استنادات تخصصی هم ندارد، همانطور که دیدن گل خوردن و باختن یک تیم احتیاجی به داشتن عکس با شرت ورزشی یا داشتن مدرک مربیگری ندارد، هر روزنامه خوانی هم می تواند بفهمد وضع مهندسین ایرانی در چه حدی است …

  3. مهندسین ایرانی البته گلی به سر کشور خود نزدند و مسلما مقصر هستند اما حداقل بخشی از این عقب افتادگی نیز مرهون دخالت‌های گاه و بی گاه کارشناسان عربی باستان در اموری نا مرتبط با آنها است.

  4. هوالحق؛ سلام بر شما؛

    نمی‌دانم از کجا عصبانی هستید ولی جمله معروف مهندسان را باز تکرار می‌کنم. باید اطلاعات کافی در اختیار باشد تا توانایی اظهار نظر یا به قول شما نقد یا همان غر خودمان باشد.

    نقد آن است که با اطلاعات کامل، مرحله به مرحله با استدلال باشد. البته که باید راه حلی هم بدهد تا نقد باشد که مال شما نداشت.

    تا جمع بلد نباشی نمیتوانی درباره منها(کم کردن) نظر دهی و تا ضرب بلد نباشی توانایی تقسیم نداری و این شرط نقد است. کما این‌که مهندسان نظرات علوم انسانی را نقد نمی‌کنند.

    یاحق؛

  5. یک مهندس از تبار مردمان پیش از انقلاب برای ما کافی است تا نشان دهیم که همه چیز به حکومتِ به قول دوستمان “کارشناسان عرب باستان” برمیگردد. مهندس مهدی بازرگان.

  6. تتمه: کاش مهندس ایرانی در همان مهندسی معکوس بیش از اینها موفق بود، و حداقل در صنعت نفت که همه چیز (از پول زیاد گرفته تا تحریم) برای خلاقیت مهیا است اینقدر وابسته به واردات و چشم به راه قرارداد بستن با فرانسوی‌ها و هلندی‌ها نبودیم، که قطر در عقب ماندگی ایران اینطور ثروت مردم مان را غارت نکند و پول یامفت گاز ایران خرج خریدن هتل‌ در اروپا و جنگ رسانه‌ای یا رونق دادن به کار اسلحه سازها و فرستادن ابزار آدمکشی برای سلفی‌ها نشود. کاش اتفاقاتی مثل ساختن صفحه سوخت رآکتور تهران (که فقط فرانسه و آرژانتین از پس‌اش بر می‌آمدند) بیش از این‌ها تکرار می‌شد و مهندس ایرانی نصف ادعایش کار هم می‌کرد.
    موافقم
    چون خودم یه مهندس بیکارم که هم تو مهندسی معکوس هم تو ساختن از اول واردم اما نمی تونم کاری برای خودم دست و پا کنم و باید برم تو مترو شورت بفروشم
    اونم شورت چینی

  7. مشکل اصلی تو ایران دو تا چیزه:

    یکی اینکه رو مدیر خوب سرمایه‌گذاری کافی نداریم. در زمینه‌ی مهندسی هدایت توان مناسب نیست. وگرنه مدیر خوب بهترین مهندس‌های کشور رو برای کار جمع می‌کنه و اگه حتی کسی تو ایران بلد نباشه لازم بشه از همون کره‌ی شمالی یکی رو میاره آموزش بده.

    دوم اینکه حتی مدیریت خوب داشته باشیم تو تلاطم‌های سیاست به گند کشیده میشه. هر وقت یک مدیر جدید میاد خطر زیر و رو شدن همه‌ی مسایل هست. چند نفر هستن که عزت نفس کافی دارن که بگن آقایی که قبل از ما کار کرد درست کار کرد و یا حتی حاضر بشن بیان و ازش مشورت بخوان؟

    حالا مشکلات فرهنگی رو می‌ذاریم از نژادپرستی که باعث میشه یک عده فکر کنن به هر چی دست بزنن طلا میشه چون ایرانی هستند. تا نیروهای کار چموش و حرف گوش نکن. شما همون چینی و افغانی رو که تو فرهنگ عمومی ایران فحش تلقی میشه رو مقایسه کن با یک ایرانی و ببین چقدر زحمت می‌کشن!

    1. یک بنده خدا :
      مشکل اصلی تو ایران دو تا چیزه:
      یکی اینکه رو مدیر خوب سرمایه‌گذاری کافی نداریم. در زمینه‌ی مهندسی هدایت توان مناسب نیست. وگرنه مدیر خوب بهترین مهندس‌های کشور رو برای کار جمع می‌کنه و اگه حتی کسی تو ایران بلد نباشه لازم بشه از همون کره‌ی شمالی یکی رو میاره آموزش بده.
      دوم اینکه حتی مدیریت خوب داشته باشیم تو تلاطم‌های سیاست به گند کشیده میشه. هر وقت یک مدیر جدید میاد خطر زیر و رو شدن همه‌ی مسایل هست. چند نفر هستن که عزت نفس کافی دارن که بگن آقایی که قبل از ما کار کرد درست کار کرد و یا حتی حاضر بشن بیان و ازش مشورت بخوان؟
      حالا مشکلات فرهنگی رو می‌ذاریم از نژادپرستی که باعث میشه یک عده فکر کنن به هر چی دست بزنن طلا میشه چون ایرانی هستند. تا نیروهای کار چموش و حرف گوش نکن. شما همون چینی و افغانی رو که تو فرهنگ عمومی ایران فحش تلقی میشه رو مقایسه کن با یک ایرانی و ببین چقدر زحمت می‌کشن!

      در ادامه‌ی همون نظر، البته من همه جا رو ندیدم که مشکل هدایت مهندس و یا مشکل تلاطم مدیریتی رو دقیقا خبر داشته باشم. ولی این چیزیه که به نظر من خیلی مشکل ایجاد می‌کنه.

  8. سلام
    يه جوري نوشتي كه هرچي مهندس رو خلع سلاح كردي. هر جوابي كه بخواهيم بديم متهم به توجيه گري ميشويم. پس من فقط همين بيت رو مي آورم:
    به راه باديه رفتن به از نشستن بي حاصل اگر مراد نيابم به قدر وسع بكوشم

  9. اينقدر به اين مهندس جماعت گير نده . آخه علم و توانايي اونا به مخيليه جنابعالي و امثالهم قد نميده
    نمونش اون جرثقيله بود در موردش نوشتي – كه توي ساختمون گير كرده بود و نمي تونستند خارجش كنن.
    چون از نظر شوما علوم انساني ها (كه آقا فرمودند علمتون مفت نمي ارزه ) امكان وارد و يا خارج نمودن چيز بزرگي به يك جاي كوچيكي نيست ولي ديدي كه ما كرديم و شد اصولا مغزتون در همين حده

  10. مهندس ایرانی باهوش
    مهندس ایرانی با استعداد
    مهندس ایرانی با بن بن بن!

    دوست عزیز! اگر پشرفت های در مراکز مخفی یا توسط اساتید وابسته و همکار صنایع نظامی در کشور انجام می شود آن را نباید به حساب پیشرفت مهندسی در کشور کذاشت. به کارخانه ها و معادن عادی بروید و ببینید چگونه مهندسان ما فقط تکرار کننده نسخه های خارجی هسند و چگونه از تحریم می نالند.
    در کارخانه صنایع مس سر چشمه سالها است که ایران قادر به وارد کردن کامیون های مخصوص معدنی – مشهور به وابکو- نیست ولی کسی حاضر نیست روی ساخت این ماشینها سرمایه گذاری کند. با اینکه تعمیرکاران این شرکت افرادی بسیار زبده و با تجربه هستند اما اصلا هیچ جایی برای روحیه مقاومتی و خودکفایی خارج از صنایع نفتی – وابسته به سپاه- و یا صنایه نظامی دیگر تعریف نشده است.

  11. حق با شماست ما توی پارس جنوبی داریم علف می کاریم!!
    عمه من هم هست که با جون کندن در آب و هوای وحشتناک عسلویه فازهای 15 و 16 رو به اینجا رسونده و بقیه فازهای 22، 23، 24، 19، 13 رو هم قطری ها دارن واسه ما انجام میدن!!
    واسه همه ی مردم عیان است که وضعیت علوم مهندسی و مهندسان ایرانی در کشور خیلی مطلوب تر و با اعتماد به نفس بیشتر و امیدوارانه تر از علوم انسانی است که طلایه دارشان یا غرب زده اند و یا متحجر

  12. آقای دانشطلب
    با برخی از قسمت‌های صحبت‌های شما موافقم اما چند نکته وجود دارد:
    اول) شاخه‌های مهندسی و کارهایی که یک مهندس انجام می‌دهد گستردگی زیادی دارد. در همه جا وضع این طور نیست و به نظرم این طور همه را با یک تیغ بریدن درست نیست.

    دوم) همه چیز هم تقصیر مهندس نیست. خیلی وقت‌ها مهندس می‌گوید می‌توانم کار را انجام دهم. اما مدیر به او اعتماد نمی‌کند.

    سوم ) اینکه گفتید «سقف کارهایی که مهندس ایرانی انجام داده «مهندسی معکوس» است» نشان از عدم اطلاع شما نسبت به اقداماتی است که در حوزه مهندسی در داخل کشور انجام می‌شود. اگرچه غالب کارها مهندسی معکوس است.

    چهارم) مشکلات ما در مهندسی خیلی عمیق تر از این حرفاست که شما زدی. این‌ها شاید نمودی بوده است که در جامعه دیده‌ یا شنیده‌اید. مسئله اصلی هویت است. هویت. رجوع کنید به
    http://www.pishani.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=47:1388-10-10-16-52-21&catid=20:1388-07-02-08-03-50&Itemid=15
    مقاله مهندسی ایرانی

  13. کسی نداند با خواندن این نوشته به این نتیجه خواهد رسید که وضعیت علوم انسانی (و احتمالاً پزشکی) کشور ما واویلاست! بگذریم…
    سالیان سال است که شهید علوم انسانی نداشته‌ایم، اما شهید احمدی روشن‌ها و شهید شهریاری‌ها و شهید علی محمدی‌ها نمونه‌های نه تنها برای مهندسین، بلکه برای تمامی مردم کشورمان افتخاری فراموش نشدنی‌اند.
    بار دیگر هم نوشته بودم، این بار هم باید تذکر بدهم که قبیله‌ای نگاه نکنید. کشور هم به پزشک و هم به مهندس و هم به آخوند نیاز دارد.

  14. من خودم در فیلد مهندسی نرم افزار کار میکنم کاری ندارم که قطعات را خودمان میسازیم یا نه اما تا جایی که تجربه یه دهه کار تخصصی دارم میتونم بگم اگه مهندسین ما موفق نیستند و واقعا ما به خودکفایی نمیرسیم از مدیریت بی سواد و ضعیف و البته مغرض است. مدیریتی که یا نمی تواند کار را هدایت کند و به احسن برساند یا نمیخواهد چون به ضرر بعضی منافعشان است. و این را واقعا حس کردم . وقتی داری خیلی مستقل و علمی پیش می روی اما همچین تو سرت میزنن که نتونی دیگه بلند شی و …. . جای تاسف داره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *