مجازات شلاق از جرایم سیاسی حذف شود

قانون جدید مجازات اسلامی در بخش کلیات، حدود و قصاص در دی ماه ۹۰ از شورای نگهبان گذشت اما برای انجام اصلاحاتی از دولت پس گرفته شد و فعلا ابلاغ نشده است. چون لازم است لایحه جداگانه‌ای هم درباره جرایم سیاسی از طرف قوه قضائیه تدوین و به مجلس ارائه شود در مورد اتهامات سیاسی همچنان طبق قوانین موجود عمل خواهد شد. با وجود تأکید اصل ۱۶۸ قانون اساسی بر تعریف جرم سیاسی، جرم سیاسی هنوز در قوانین جزایی ایران تعریف نشده! و در قوانین فعلی هم برای جرایم مربوط به سیاست (مثل نشر اکاذیب، تبلیغ علیه نظام، توهین به مسئولین و…) مجازات‌های سنگینی در نظر گرفته شده است. با استناد به موادی از قانون مجازات اسلامی و قانون مطبوعات، مجرم سیاسی ممکن است به مجازاتی مثل شلاق نیز محکوم شود.

همواره گفته شده است که ماهیت جرایم سیاسی اقتضا می‌کند که در مورد این جرایم مجازات‌های ترهیبی و ترذیلی (ترساننده و خوارکننده) به کار گرفته نشود. تنها بخشی از جرایم مربوط به سیاست هستند که چنین مجازات‌هایی در مورد آن‌ها سزاوار است. به عقیده بعضی حقوقدانان هم جرایمی از جنس جاسوسی، اقدام علیه امنیت ملی و محاربه را نمی‌توان به واقع «جرم سیاسی» به حساب آورد. بعضی حقوقدانان بین جرم عمومی و جرم سیاسی تفکیک قائل شده‌اند و به طور خلاصه جرمی که مرتکب آن هدفی خودخواهانه، جاه طلبانه و علیه منافع عمومی داشته باشد را اساسا سیاسی تلقی نمی‌کنند. اگر تعریف دقیق و قانونی از جرم سیاسی ارائه شود آنگاه می‌توان این موضوع را نیز مطرح نمود که مجازاتی مثل شلاق به طور کلی از جرایم سیاسی کنار گذاشته شود.

حتی اگر نامتناسب بودن مجازات شلاق با جرایم سیاسی را در نظر نگیریم، مصلحت نیز به حذف مجازات شلاق از جرایم سیاسی حکم می‌کند. هر چه مجازات‌هایی مثل شلاق کمتر در نظر گرفته شود و کمتر به مرحله اجرا برسند إن قلت‌ها و اشکال‌های کمتری نیز متوجه نظام قضایی کشور خواهد شد. حتی می‌توان گفت خالی از مصلحت نیست که در مورد کلیه جرایم مربوط به سیاست، از مجازات شلاق صرف نظر شود و به مجازات‌هایی مثل حبس، جریمه مالی، تبعید، محرومیت از حقوق اجتماعی و موارد اینچنینی اکتفا گردد. شلاق خوردن مجرمان سیاسی به هر حال هزینه‌هایی را برای نظام سیاسی در پی دارد، این هزینه‌ها که عمدتا رسانه‌ای و آبرویی هستند گاهی ممکن است بهانه‌هایی را هم برای تبلیغ علیه دین و نظام دینی فراهم کنند.

در برخی موارد سیاسی، مجازات شلاق حتی اگر اجرا نشود نیز می‌تواند بازتاب‌های ناخوشایندی به دنبال داشته باشد. بنابراین در جایی که با حذف مجازات شلاق هیچ خلاف شرعی اتفاق نمی‌افتد می‌توان به آسانی نوع مجازات‌ها را تغییر داد. به نظر می‌رسد تنها حالت غیرقابل تغییر در مورد بعضی توهین‌های خاص باشد. در جایی که توهین مستوجب حد شرعی (قذف) باشد نمی‌توان مجازات شلاق را تغییر داد، اما در غیر آن بهتر است مرتکب اهانت با تعزیری مثل شلاق مواجه نشود. با نگاهی کلی می‌توان گفت که مجازات شلاق اگر به جرایم منکراتی محدود شود (که در شرع حد مشخصی دارند یا برای آن‌ها تعزیر شرعی پیش بینی شده است) زمینه بسیاری از سوء تبلیغ‌ها هم از بین می‌رود، افکار عمومی نیز مجازات شلاق درباره منکرات را با سادگی بیشتری می‌پذیرد.

15 فکر می‌کنند “مجازات شلاق از جرایم سیاسی حذف شود”

  1. هوالحق؛ سلام؛

    من قانون نمیدانم ولی حال مردم گویای این است که خواستار اجرای شلاق در انظار برای مجرمان بزرگ هستند. یعنی میگویند تا این گونه اجرا نشود فقط شعار اسلام داده اند و نه اسلام است.

    این نظر مردم به حقیقت نزدیک تر است تا این چرت و پرت ها در مورد عدم اجرای حکم برای سیاسی ها.

    یاحق؛

    1. سلام برادر!

      اگر حرف مردم است که هیچ، اما اگر حرف از اسلام است دین فقط اجرای بعضی جرام خاص را منحصر به مجازات شلاق و اجرای علنی می داند.

      تفاوت جرم سیاسی با امنیتی هم چرت و پرت نیست :)

      مثلا کسی که از یک نماینده مجلس کاریکاتور می کشد با فرض اینکه مجرم هم باشد چرا باید به 25 ضربه شلاق محکوم شود؟

      1. هوالحق؛ باز سلام؛

        در یک جمله شما خرده گیر درشت ول کن هستید. هر زمان بزرگان را آوردند در انظار شلاق زدند و یا چه بهتر اعدام کردند آن موقع در مورد این مسائل ریز نظر دهید.

        یادتان نرود که مردم اسلام را میخواهند نه شخص و چه زود هم از اشخاص میبرند یادتان نرود این جمله را.

        سخنرانی خمینی هیچ گاه یادم نخواهد رفت که گفت مردم اسلام را میخواهند و اگر من هم کلامی غیر اسلام بگویند در دهانم میزنند.(البته نقل به مضموم).

        آیت الهی هم اگر با عمل نباشد از دید مردم با سلطان عربستان تفاوتی تمیکند.

        یاحق؛

        1. علیک السلام

          سعی کنید به جای اینکه راجع به گوینده نظر بدهید راجع به متن نظر بدهید.

          اینجا اساسا مسئله اصلی قانون است و نه نحوه اجرای عادلانه یا غیرعادلانه احکام در زمان فعلی.

          مردم اسلام را می خواهند یعنی مردم می خواهند جرم سیاسی حتما مجازات شلاق داشته باشد؟

          این دیگر چه مصادره ای است؟ :)

  2. دوست عزیز سلام

    در مملکت اسلامی ما اصولا سیاسی بودن به هر نحوی جرم نیست و جرم سیاسی نداریم و این ترکیب در کشور ما مفهومی خودمتناقضه.

    اما اگر منظور شما جرائم امنیتیه با نظر شما موافق نیستم امثال موسوی و کروبی و تاج زاده . خزعلی و نوری زاد ( و امثالهم ) بر علیه امنیت ملی قیام کردن و بایستی شلاق بخورند. البته اگر مصلحت سنجی حضرت آقا صلاح دیدن فعلا برخورد نشود ما کی باشیم که نظر بدیم؟

    در ضمن در این ضمینه شما کارشناس نیستی و حق اظهار نظر نداری. عالیترین مقام قضایی ایران یک مجتهد کامل و باسواد است که منصوب حضرت آقا می باشند و حتی اگه ایشون هم تشخیص ندهند حضرت آقا که هستند نیازی نیست شما خودت رو به زحمت بیندازی.

    با تشکر

    1. سلام دوست عزیز

      اینکه جرم سیاسی نداریم بیشتر به دلیل اینست که جرم سیاسی هنوز به شکل قانونی تعریف نشده است، اما در مقام نظریه جرم سیاسی با جرم امنیتی دو مقوله کاملا متفاوت هستند

      اگر دقیق می خواندید در خود متن هم آمده است که؛

      به عقیده بعضی حقوقدانان هم جرایمی از جنس جاسوسی، اقدام علیه امنیت ملی و محاربه را نمی‌توان به واقع «جرم سیاسی» به حساب آورد. بعضی حقوقدانان بین جرم عمومی و جرم سیاسی تفکیک قائل شده‌اند و به طور خلاصه جرمی که مرتکب آن هدفی خودخواهانه، جاه طلبانه و علیه منافع عمومی داشته باشد را اساسا سیاسی تلقی نمی‌کنند.

      چرا حق اظهار نظر نداریم؟ :) هیچکدام از مقامات عالی نظام هم در امر قانونگذاری یا کار دادگاه ها دخالت نمی کنند، شأن شان بالاتر از این حرفهاست! شما کلا قضیه را اشتباه گرفته ای و کورکورانه به خیال خودت دفاع می کنی!

      1. ببخشید دوست عزیز

        عفو و تخفیف مجازات مجرمان ، حکم حکومتی در مورد قوانین (من جمله قانون مطبوعات که با بصیرت حضرت آقا ریشه فساد در مجلس ششم خشکانده شد) و موارد دیگه … چیه انوقت؟

        شان حضرت آقا بالاست ولی هر جا لازم ببینن دخالت میفرمایند. شما هم عقبه همون تیم جریان انحرافی هستید که در لفافه حرفای قشنگ دنبال ضربه زدن به ولایت هستید ولی کور خوندید.

        تیغی که آسمانش از فیض خود دهد آب / تنها جهان بگیرد بی منت سپاهی

        1. عفو و تخفیف مجرمان چه ربطی به «تغییر قانون» یا نحوه «تصمیم گیری» دادگاه ها دارد؟

          شما اول متن را خوب و دقیق بخوان! بعد دنبال غیب گویی سیاسی باش! برای آخرتت هم بهتر است!

  3. اما جرم سیاسی و اقدام علیه امنیت ملی تفاوتش چیست . به نظر بنده برای آن که سوء تفاهم برای خانم ها آقایون ایجاد نشه ، شما این را روشن کنید . وقتی تفاوت مشخص شد بنده گمان می کنم که مولانا و محسن پریژه با شما همنوا بشوند.

    1. تفاوتش در خود متن هم به طور خلاصه آمده است، جرمی که پیامدهایی علیه منافع عمومی و امنیت ملی داشته باشد نمی تواند صرفا جرم سیاسی تلقی شود چون هدف مجرم سیاسی باید آشکارا خیرخواهانه باشد، نه جاه طلبانه و صرفا برای کسب قدرت.

  4. غیب گویی سیاسی هم هیچ بد نیست جناب دانشطلب . اگر آرمان ها و ایده آل های ما رو ازمون بگیرید دیگه زندگی غیر قابل تحمل است

  5. اینهم شاهدی که بعد از این نوشته رسید؛

    شلاق،حبس و نفي بلد احكام سه طلبه ناهي از منكر! / تحصن طلاب در حوزه امام صادق(ع)بروجرد‎

    …طلاب و روحانيون پس از آن كه پاسخي به اين نامه از سوي مقامات مسئول دريافت نكردند، در مقابل یکی از کلانتری‌های شهر بروجرد اقدام به تجمعي آرام و مسالمت‌آمیز كرده و از نیروی انتظامی خواستند تا با مظاهر فساد و بی‌بندوباری در بروجرد برخورد كنند. پس از اين تجمع مسئولان نهادهاي امنيتي و انتظامي به جای پاسخ‌گويی مناسب و منطقی به مطالبات قانونی طلاب، در برخوردي توهين آميز سه تن از آنها را احضار و به مدت 6 روز بازداشت کردند و بعد از آن نيز دادگاه وي‍ژه روحانيت در حكمي عجيب متهم رديف اول را به تحمل 6 ماه حبس، 30 ضربه شلاق، پرداخت يك ميليون ريال جزاي نقدي و 5 سال اخراج از شهر بروجرد و متهم رديف دوم و سوم را هر كدام به ترتيب به تحمل يكصد روز حبس، 20 ضربه شلاق و پرداخت پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم كرد…

    حالا کسانی که مخالف برداشتن مجازات شلاق هستند آیا راضی اند که این طلبه ها (بر فرض که به خاطر تجمع غیرقانونی یا هر چیز دیگری مجرم باشند) شلاق بخورند؟

  6. تحلیل جامعه شناختی جریان های معارض با انقلاب اسلامی و نقش قالیباف در این روند در یادداشت “انقلاب اسلامی گذار از تکنوکرات ها به پراگماتیستها”

  7. محسن پریژه :
    این درست که مردم اسلام را می خواهند اما اسلام می گوید که باید منافع نظام جمهوری اسلامی هم در شرایط خاص تاریخی خودش لحاظ شود. داریم که امام معصوم (ع) فرمودند (نقل به مضمون) اگر به خاطر اذهان عمومی نبود عده ی زیادی را دستور قتلشان را صادر می کردم. یعنی به لحاظ شرعی مجازات عده ای در زمان امام معصوم حکم قتل بوده اما به خاطر مصلحت بالاتری که در میان بوده ،آن حد شرعی زده نشده است. آن جا که مسئله ی شرع هم بوده احکام حکومتی در اولویت قرار گرفته ، در این مسئله ی شلاق زدن نویسنده با هوشیاری تحلیل خود را معطوف به مصادیقی کرده که شرع راجع به آن ها اظهار نظر نکرده است و صرفا مصلحت اجتماع در میان است. چطور شما قاطعانه به مسئله ی شلاق مصر هستید! فتأمل.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *