نگاهی به یک پدیده پنهان؛ واسطه‌های خود خواندۀ رهبری

رهبری مقامی مردمی است و برای سخن گفتن و ارتباط گرفتن با مردم احتیاجی به واسطه ندارد. بنابراین نیازی نیست کسی یا کسانی با ادعای ارتباط با شخص ولی فقیه، یا به وسیله اغراق و اظهار ارادت خاصه، خودشان را به نوعی واسطۀ رابطه مردم با رهبرشان معرفی کنند. با این حال، عده‌ای نسبت به فهم سخنان و مواضع ولی فقیه خود را از سایر مردم جدا می‌گیرند تا به هر طریق رتبه بالاتری در این رابطه دست و پا کنند. آن‌ها از جایگاه خاص رهبری و ارادت بی‌شائبه مردم به این مقام استفاده ناروا و نامطلوب می‌کنند تا خودشان را واسطه معرفت و واسطه فیض! مردم نسبت به جایگاه و سخنان رهبری جا بزنند.

در خطاب رهبری همه مردم مساوی هستند، رهبری به زبان مردم و برای مردم سخن می‌گویند و کلامشان نیازی به معبّر و تأویل کننده ندارد. اما اهمیت این مقام برای کسانی که گاهی به دنبال اعتبار شخصی هستند فرصتی پدید می‌آورد تا خودشان را زبان و سخنگوی رهبری (کسی که بصیرت والاتری در درک منظور رهبری دارد و مردم برای فهم درست باید به او رجوع کنند!) معرفی کنند. این واسطه‌گری خودخوانده در دو مرحله اتفاق می‌افتد: اولی اغراق در شأن و مقام رهبری (که کاملا صریح است)، و دومی جا زدن خود به عنوان عالم، تفسیر کننده، و واسطه معرفت مردم نسبت به آن مقام (که مضمر و ناخودآگاه اتفاق می‌افتد).

اگر کسانی ‌‌‌نهایت تملق را درباره رهبری به کار می‌برند منظور همه‌شان تکریم رهبری نیست. بسیاری می‌خواهند نشان بدهند که در بصیرت به مقام والای ولایت فقیه، یا در معرفت به شخص ولی فقیه، از دیگران پیشی گرفته‌اند. و به مخاطبینشان تلقین می‌کنند که اگر می‌خواهند حق مطلب را درباره رهبری ادا کنند باید به امثال او مراجعه کنند! با پیشی گرفتن در تعظیم هر چه بیشتر، اغراق کنندگان خود را واسطه بزرگ‌تر و مقرب تری نشان می‌دهند. این عده یا به دنبال اثبات رابطه خاص با مقام رهبری هستند (که صاحب مقام نقل قول شوند)، یا مدعی فهم خاص از جایگاه ولایت فقیه (و صاحب مقام تعبیر و تأویل).

واسطه‌های خود خواندۀ رهبریبا اینکه واسطه‌ها در عرض مردم هستند و باید مثل مردم و به عنوان مکلف عادی با سخنان رهبری مواجه شوند اما به این مقدار راضی نیستند و می‌خواهند جای بالاتری در این رابطه داشته باشند. شاید پیش خودشان چنین احساس می‌کنند که توان مدیریت و هدایت مردم را دارا هستند و استعدادشان را به این نحو بروز می‌دهند! آن‌ها تلاش می‌کنند تفاسیر آنچنانی از سخنان رهبری ارائه کنند یا با استدلال‌های ویژه‌ای منظور رهبری را از لابه لای سخنانشان «کشف» کنند! ناخودآگاه امر بر خودشان هم مشتبه می‌شود و حرفۀ تفسیر و کشف باطن سخنان رهبری را امری کاملا تخصصی و منحصر به خودشان تصور می‌کنند.

واسطه‌ها طور رفتار می‌کنند که گویی رهبری زبانی رمزگونه دارند (که باید با روش‌ها و دقت‌های تفسیری معنایش فهمیده شود) و فقط هم خودشان به این وادی راه دارند. باب افراط‌های مستند به سخنان رهبری از همین طریق باز می‌شود؛ «رهبری چنین گفتند، پس منظورشان چنان است»، «رهبری چنین کردند، پس ما باید چنان کنیم»! به جای اینکه به تصریحات رهبری پایبند باشند به وهم خودشان تکیه می‌کنند، و به جای اینکه پیش زمینه‌های فکریشان را کنار بگذارند تا مواجهه درست تری با سخنان رهبری داشته باشند هر کدام «از ظن خود» یار ولی فقیه می‌شوند و تصورات شخصیشان را به جای منظور ایشان جا می‌زنند.

ناصواب‌تر اینکه واسطه‌ها وظیفه‌شان را حفاظت از رهبری (و خط دهی به حافظان و سربازان رهبری) هم تلقی می‌کنند، و به وکلای خود خوانده و دایه‌های مهربان‌تر از مادر تبدیل می‌شوند. واسطه‌ها نسبت به رهبری (و در واقع نسبت به نفس متکبر خودشان) چنان حسّاس می‌شوند که کوچک‌ترین مواجهه‌ای با رهبری که به مذاقشان خوش نیاید مستند اتهام زدن، کشف دشمن و اقدام به اجرای عملیات حفاظت از رهبری می‌شود. در این فقره حتی تصریحات رهبری را (چه در معنای سخنان و چه در تذکر به نداشتن واسطه) نادیده می‌گیرند و با افراط هر چه تمام‌تر درباره کسانی که سلیقه‌ای شبیه خودشان ندارند قضاوت و برخورد می‌کنند.

تکثیر واسطه‌ها مزاحم ارتباط صحیح و مستقیم مردم و رهبری است. واسطه‌ها همواره پیروانی را گرد خود جمع می‌کنند که با تکرار سخنان غریب و با نمایش ارادت خاصه به رهبری باعث تفاوت میان مردم می‌شوند. همیشه ساده دلانی هستند که مرعوب مبالغه‌گری و افراط ‌شوند. آن‌ها که ارادت خالصانه‌ای دارند اما از فهم ضعیف تری برخوردارند یا با هر شخص و کلامی با حسن ظن برخورد می‌کنند به سادگی گرفتار خودنمایی واسطه‌ها می‌شوند. طیفی از جامعه که مفتون واسطه‌ها می‌شوند اغلب ذهنیت فرقه‌ای و هویت طلبانه دارند (و می‌خواهند بی‌هیچ زحمت و مزیتی، و با متصل نشان دادن خود به رهبری، خودشان را بر‌تر از سایر مردم نشان بدهند).

این پدیده (واسطه‌های تقلبی) در تاریخ و فرهنگ ما ریشه‌هایی دارد. واسطه‌های خودخوانده دقیقا شبیه مدعیانی هستند که در تمام قرون گذشته خود را واسطه ارتباط با امام زمان (عج) یا صاحب فهم خاصه از مقام ایشان معرفی کرده‌اند. این‌ها هر چه می‌توانند در مقام امام زمان و تأثیرشان در حال و روز جهان مبالغه می‌کنند و حرفهایی به زبان می‌آورند که مردم برای تقرب به امام زمان به آن‌ها مراجعه کنند. کسانی که تاب اعتدال را ندارند و همواره به دنبال اعجاب‌اند طبیعتا به سمت آن‌ها کشیده می‌شوند. در نتیجه فرقه‌هایی شکل می‌گیرند که اعضایشان دیگرانی را که درگیر این توهمات نشده‌اند بی‌خبرانی می‌بینند که معرفت کافی به امام زمانشان پیدا نکرده‌اند!

14 فکر می‌کنند “نگاهی به یک پدیده پنهان؛ واسطه‌های خود خواندۀ رهبری”

  1. البته یک دسته از افراط گران در جایگاه ولی فقیه را نادیده گرفته اید. آنها که برای جانشینی آیت الله خامنه ای دندان تیز کرده اند و چون فکر می کنند ممکن است خودشان زمانی به جایگاه ولایت فقیه برسند، این جایگاه را تعظیم می کنند. وگرنه دو ریال پیرو ولی فقیه حاضر نیستند. افسوس که منصب زعامت شیعه، تدبیر بردار نیست و با برنامه ریزی و طمع کاری به دست نمی آید.

  2. سلام
    بعد از مدتها پیدات کردم اخوی
    یک بار سراغ […] رفتیم گفتیم […] مخالفت صریح با فرمایشات مقام معظم رهبری دارد برگشت گفت ما روی پله ها نشسته بودیم ایشان تلویحا با سرشان اشاره کردند که این کار اشکالی ندارد!!!!!
    رهبری میفرمایند من با کسی حرف در گوشی ندارم یا رهبری دروغ میگوید یا این آقایون دروغ گویند.

  3. این جماعت سالوس نان به نرخ روز خور تداوم وتکیه خودر ا بر تخت قدرت وثروت در تحمیق مردم می دانند! اگر نه امام جامعه خورشیدی است که می تابد واحنیاجی به تفسیر از ما بهتران ندارد!

  4. خوب ولی قبول دارید که فرقه ها اغلب مشمول مرور زمان می شوندو این که مشخص می شود ادعاهایشان نادرست بوده یا این که فکر می کنید این ها در طول زمان ها رسم و راهشان حفظ می شود و ضربه به اصول اعتقادی یک دین می زنند ؟

  5. رفیق پیشنهاد میکنی برای انتخاب رشته برم مدرسه عالی … چون شما محصل اونجا بودی می پرسم .راست می گویند با ورود به اونجا و اتمام تحصیل شغل برات مهیا می شود?

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *