نقدی بر تحلیل‌های مبتنی بر توطئه

عده‌ای برای علت یابی مشکلات همواره با نگاهی امنیتی به دنبال «دشمن» و «عوامل نفوذی دشمن» می‌گردند، و نزدیک‌ترین عامل نادلخواهی را که پیدا کنند مشکلات را به همو نسبت می‌دهند. به نظر می‌رسد در مورد بسیاری از نابسامانی‌های داخلی، منجمله در مورد گرانی‌هایی که در چند ماه اخیر دامنگیر اقتصاد کشور شده است، همین اتفاق به صورت تکراری رخ می‌دهد. وقتی بازار‌ها بهم می‌ریزد و افزایش قیمت‌ها مردم را آزار می‌دهد تحلیل عده‌ای از محافظه کاران همواره به سویی می‌رود که ادعا می‌کنند تنش‌های ایجاد شده تعمدی و برنامه ریزی شده است، بی‌ثباتی‌ها اهداف سیاسی دارند، و «دشمن» یا «عوامل همسو با دشمن» در حال بهم ریختن بازار‌ها هستند. در بعضی مواقع نابسامانی‌هایِ کاملا ریشه دار داخلی از منشأ اصلیشان فرافکنی می‌شوند.

سال گذشته در موج افزایش قیمت سکه و ارز چنین تحلیل‌هایی عینا از رسانه‌های محافظه کار منتشر شد و اکنون که موج دیگری از گرانی‌ها در بازارهای مصرفی (لبنیات و گوشت و مرغ و تخم مرغ و…) رخ می‌دهد مجددا‌‌‌ همان تحلیل‌ها با ادبیاتی مشابه منتشر می‌شوند. ناگفته پیداست که پیشتاز و سردمدار این نوع تحلیل‌ها «روزنامه کیهان» به مدیر مسئولی «حسین شریعتمداری» است. این تحلیل هایِ عمدتا تکراری و قابل پیش بینی، بیشتر اوقات در حد گمانه زنی باقی می‌مانند و تا وقتی که مستند قابل دفاعی برای آن‌ها ارائه نشود (که در بسیاری از اوقات هم نمی‌شود) ناپذیرفتنی و مبتنی بر علم غیب به نظر می‌رسند. جهت گیری سیاسی بر بیشتر این تحلیل‌ها حاکم است و گاهی مستقیما به وضعیت تقابل سیاسی و به میزان صراحت در رویارویی سیاسی وابسته هستند؛

۱ ـ پس از تلاطم در بازار سکه و ارز حسین شریعتمداری در یادداشتی نوشت که «جریانی همسو با اصحاب فتنه که چندان هم ناشناخته نیست» با ملتهب کردن بازار‌ قصد دارد شرایط کنونی کشور را با دوران «شعب ابی‌طالب» مقایسه کرده و راه برون رفت از آن را گشودن باب مذاکره با آمریکا معرفی کند. رسانه‌هایی دیگری هم عینا همین خط تحلیلی را دنبال کردند و به این گمانه دامن زدند. به عنوان مثال سایت الف پس از روزنامه کیهان تحلیلی ارائه کرد و افزایش نرخ سکه و ارز در بازار‌های ایران را تعمدی از سوی دولت به منظور اثبات قرار داشتن جمهوری اسلامی در شرایط شعب ابی‌طالب اعلام نمود. این اصطلاح در موارد متعددی و به صراحت علیه دولت استفاده شد.

۲ ـ در روزهای اخیر نیز حسین شریعتمداری در یادداشتی با عنوان «مانور موش‌ها» مدعی شده است «جریان مرموزی» در داخل کشور اصرار دارد که تحریم‌های اقتصادی دشمنان را فلج کننده و راه برون رفت از آن را، تن دادن به خواسته‌های غیرقانونی و باج خواهانه حریف قلمداد کند. این یادداشت نیز از سوی بعضی رسانه‌ها استقبال شده است. پس از آنکه روزنامه ایران با یک طنز به این تحلیل واکنش نشان داد شریعتمداری با اشاره به «نفوذی‌های خزیده در روزنامه ایران» از تحلیل خود دفاع کرد. در این دفاعیه که در سایت هایی مثل الف نیز منتشر شد شریعتمداری مسئولیت‌های رئیس قوه قضائیه و رئیس مجلس را هم درباره تحلیل خود یادآوری کرده است.

اما دفاع از تحلیل مبتنی بر توطئه و اشاره همزمان به مسئولیت قوه قضائیه سوالات ساده‌ای را پررنگ می‌کند؛ آیا نفوذی‌های اخلالگر تنها در دولت هستند؟ و یا اگر در قوه قضائیه هم نفوذی‌هایی وجود دارند آیا اتهام اخلال به قصد هموارسازی رابطه با آمریکا به سوی آن‌ها هم نشانه گرفته می‌شود؟! شریعتمداری برای تحلیل گرانی مرغ به یک مصداق هم اشاره می‌کند که «م» و «الف»، دو سرمایه دار کلان که انحصار واردات نهاده‌های دامی را برعهده دارند، تخلیه محموله کشتی را با انگیزه فروش گران‌تر تا ۷ ماه به تأخیر انداخته‌اند! سوالی که بلافاصله به ذهن می‌آید اینست که با همکاری و هماهنگی کدام عوامل اجرایی و قضایی چنین انحصاری به وجود آمده و اگر کیهان به تحلیل خود مطمئن است چرا به جای پرده پوشی از شفافیت و صراحت استفاده نمی‌کند؟

سرمایه داران مورد نظر یا جرمی مرتکب شده‌اند و یا طبق حقوق قانونیشان عمل کرده‌اند. در صورت وقوع جرم، طبیعی است که شریعتمداری باید مستقیما این سوال را مطرح کند که چرا قوه قضائیه وارد موضوع نشده و به صورت اضطراری به آن رسیدگی نمی‌کند؟ آیا در قوه قضائیه هم دست‌های نفوذی در کار است؟ که آن‌ها هم به دنبال برقراری رابطه با آمریکا هستند؟ در اینصورت حروف مقطعه آن‌ها چیست؟! و اگر جرمی اتفاق نیافتاده و سرمایه دارن مزبور تخلفی نداشته‌اند چگونه است که شریعتمداری نام آن‌ها را به صورت کامل نیاورده است؟ آیا مدیر مسئول کیهان که همواره شجاعانه از خود دفاع می‌کند و از بیشتر دادگاه‌ها و محاکمات هم موفق بیرون می‌آید توان افشای نام چند سرمایه دار سودجو را، آنهم فقط به خاطر دفاع از حقوق مردم، ندارد؟

کسانی که در تحلیل‌های مبتنی بر توطئه صراحتا به دست اندازی و بحران سازی دولت در اقتصاد ـ آنهم به هدف هموار کردن مذاکره با آمریکا! ـ اشاره می‌کنند در مواجهه با واقع گرایی سیاسی با تناقض بزرگ تری مواجه می‌شوند. دولت پس از بحران‌های سیاسی افتان و خیزان به کار خود ادامه می‌دهد و به نظر نمی‌رسد که امیدی به بازیابی موقیعت سیاسی‌اش داشته باشد، اما در اقتصاد ولع فراوانی برای بهبود کارنامه‌اش دارد. خیز دولت برای به جا گذاشتن چهره مطلوب از خود با اصرار فراوان بر «مرحله دوم هدفمندی» یا پیگیری مصرانه طرح‌های «مهر ماندگار» آشکار شده است. دولت تلاش می‌کند در ماه‌های پایانی موجی از موفقیت‌های اقتصادی را به مردم نمایش بدهد. منطقا نیز نمی‌توان توطئه گران را اینقدر نادان دانست که به فکر تصویر نهایی خودشان نباشند.

علاقمندان به طرح توطئه برای آسان کردن تحلیل‌هایشان به اصطلاح «لایه‌های میانی» پناه می‌برند و ترجیح می‌دهند مسئولیت سران قوا را مبهم و مسکوت بگذارند. در این تلقی دشمنی که در همین نزدیکی است، اما از سران نظام نیست، و در لایه‌های میانی نفوذ کرده، اختیارات وسیعی دارد، و به سطح بالایی از تأثیر گذاری، تا حد تنش زایی در مسائل کلان و ملی، دست پیدا کرده است! کشف و تحلیل تقصیر اخلالگران آسان است، اما افشای نام یا پیگیرد قضایی آن‌ها با موانعی روبرو است! این تناقض واضحی است که ذائقه خاص محافظه کاری (دفاع از عملکرد نظام) هنگام برخورد با مشکلات آشکار و دامنه دار با آن مواجه می‌شود. ظاهر این رویکرد فرافکنانه دفاع از نظام است اما باطن آن با تضعیف نظام، و تبلیغ ناتوانی نظام از برخورد با دستهای پشت پرده، پیوند خورده است.

تحلیل مبتنی بر توطئه، خود به خود توطئه کنندگان را بزرگ و قدرتمند و اصلاحگران را کوچک و ضعیف نشان می‌دهد. طرفی که توطئه گر معرفی می‌شود ناکارآمد و بی‌کفایت و به درد نخور جلوه نمی کند، بلکه قدرتش را ـ در وجهی غیراخلاقی ـ به اثبات می‌رساند. وقتی بسیاری از بدی‌ها زیر سر نیروهای پنهان و نفوذی تحلیل می‌شود خود به خود نسبت به هوش، توانایی و نفوذ بدکاران ترس ایجاد شده و عجز از پاکسازی آن‌ها تبلیغ می‌شود. اگر تنش‌های مکرر اقتصادی حاصل عملیات نفوذی‌ها باشد، و در درازمدت هم نسبت به قطع ید آن‌ها اقدام موثری صورت نگیرد، ساختار و ساز و کاری که باید با آن‌ها مقابله کند به شکل منطقی «ناتوان» و «ناکارآمد» جلوه می‌کند. وقتی نیروهای اصلاحگر حتی توان افشای نام مفسدین را هم ندارند این تلقین وجه عمیق‌تر و منفی تری هم پیدا می‌کند.

تحلیلگران توطئه به نقاط هراس احتیاج دارند و در موضوع تنش‌های اقتصادی «رابطه با آمریکا» به تابو تبدیل شده است. با این تحلیل عدم رابطه با آمریکا به یک اصل در سیاست خارجی و یکی از اهداف اصلی (!) نظام تبدیل می‌شود. در نگاه بعضی محافظه کاران به هیچ وجه نباید رابطه‌ای با آمریکا برقرار شود و حتی اگر قرار است این رابطه (به اقتضای شرایط و به صلاحدید رهبری) رو به بهبود برود این کار نباید توسط کسانی اتفاق بیافتد که محافظه کاران با آن‌ها اختلاف نظر دارند. گویی تغییر رابطه با آمریکا، با یقین به مضر بودنش، می‌تواند افتخاری برای بعضی گروه‌های سیاسی باشد! این نگرانی مفرط سیاسی علاوه بر مخدوش کردن انگاره‌های تبلیغی (قدرتمندی ایران و بی‌اعتنایی به چند و چون وضعیت رابطه با آمریکا) اصولی نبودن مواضع سیاسی محافظه کاران را نیز نشان می‌دهد.

اما اصلیترین پیام التزامی تحلیل‌های توطئه اینست که سیستم (در اینجا اقتصاد ایران) به طور کلی سالم است. تحلیلگران توطئه چنین تلقین می‌کنند که اقتصاد ایران اصولا اقتصاد پویا و سالمی است و بنابراین اگر کسی در آن سنگ اندازی نکند به حال طبیعی خودش خواهد بود و با مشکلی مواجه نخواهد شد! این معنای مضمری است که با تحلیل‌های مبتنی بر توطئه پیوند خورده، اما اقتصاد ایران هر چقدر هم که بزرگ شده باشد به درجات نگران کننده‌ای فاسد، ناسالم و بیمار است. تأکیدات متوالی مقام معظم رهبری در مبارزه با مفاسد و نیز در جهت دهی‌های اقتصادی و نامگذاری سال‌ها می‌تواند تنبیه خوبی بر وضعیت نامطلوب اقتصادی و ضرورت اصلاح و تغییرات فوری در آن باشد، امری که با فرافکنی تحلیلگران توطئه به دخالت عوامل یا دوستانِ دشمن همخوانی ندارد.

تتمه: یک احتمال واقعی برای مخالفین «تحلیل توطئه» اینست که خودشان به همسویی با دشمن متهم شوند! آسان‌ترین مفر یک تحلیلگر توطئه متهم کردن انتقاد کننده به همکاری با دشمن و کمترین اتهام ممکن هم همسویی فکری با دشمن است. | ناروا بودن تحلیل‌های توطئه هرگز به معنای انکار دشمن نیست، بلکه به معنای وضوح دشمنی‌ها و بی‌نیازی از عملیات کشف دشمن است! دشمن آشکارا با هجمه رسانه‌ای، تحریم، جاسوسی، ترور، ساخت بدافزار، تهدید نظامی و… در وضعیت ثبات ایران اخلال ایجاد می‌کند. شواهد عیان را هم نمی‌توان انکار کرد. مشکل واقعی تحلیل‌های توطئه متمرکز در عادت به توسعه نقش دشمن به ساحت‌های ضعف خودی، و کشیدن آن به اختلافات صرفا داخلی است. |

| تحلیل گران توطئه حتی توجه کافی به رویکرد صحیح به نقش آفرینی دشمن (کمین گرفتن در پس مشکلات و اختلافات داخلی) که از زبان رهبر انقلاب هم بیان شده است ندارند: «ما همه مشکلات را به گردن امریکا نمى‌اندازیم – مشکلات ما از خودمان است – منتها دشمن مى‌خواهد از این مشکلات حدّاکثر استفاده را بکند و پدر کشور و ملت را دربیاورد؛ این را هم نگوییم؟! ما نمى‌گوییم اگر تورّم هست، تقصیر امریکاست؛ نه، اگر تورّم و کاهش قدرت خرید و کمبود اشتغال هست، چه کسى گفته تقصیر امریکاست؟ این تقصیر خود ماست، تقصیر مسؤولان است؛ اما اگر اسم امریکا را مى‌آوریم، مى‌خواهیم بگوییم گرگى کمین گرفته و پشت خم کرده تا به شما حمله کند؛ از این غافل نباشید.» |

8 فکر می‌کنند “نقدی بر تحلیل‌های مبتنی بر توطئه”

  1. خوب البته کاملا معلومه که سیستم اقتصادی ناکارآمده ، اما شما چه دلیلی دارید که توطئه وجود ندارد ؟ توطئه چیزی است که تا کسی مستقیما آن را درک نکرده باشد نمی تواند باورش کند .( افسانه وار به نظر می آید ، نمی دانم چرا ) ، و وقتی کسی با تمام وجود آن را دید و درک کرد ،اونوقت باوراندنش به دیگران بسیار مشکل است . فقط باید اون ناباور خودش با توطئه دست به گریبان شود تا به از وسعت و عمقش حیرت کند .

  2. سلام. وبلاگ شما به زودی فیلتر خواهد شد! می پرسید چرا؟ به این دلیل که جناب حسین شریعتمداری نماینده ی ولی فقیه است و [از نظر بعضی ها] نقد ایشان مساوی نقد ولی فقیه است و ولی فقیه نماینده ی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و نقد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مساوی نقد خداست و مطابق قوانین فیلترینگ کشور نقد خدا مساوی فیلتر شدن است!!عزت عالی مستدام!!!!!!!!!!!!!!!! راستی تا فراموش نکردم این را هم بگویم که شما نقد نکردید بلکه عیب جویی کردید! نقد خوب است اما به شرط آنکه حاوی عیب جویی نباشد بلکه سراسر حسن گویی باشد!! پس باز هم فیلتر حقتس حقتس حقتس!!!
    تتمه: نمردیم و معنای نقد را هم فهمیدیم!!!

  3. مطالب وبلاگ از دو جنبه جالب است:
    1- وجود حجم عظیمی از تناقضات البته حتما خواهی پرسید: ” کو کجا نشون بده!”
    2- انتقاد یک تندرو با روش شناسی تندروی از تندروهای دیگر

    به عنوان بخشی از مطالعات میدانی قابل استفاده خواهی بود برادر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *