نگاه خارجی‌ها به قانون حجاب، و فراموش کردن امر و نهی

حاج آقای زائری مجددا حرفهایی راجع به حجاب زده‌اند که بخشی‌هایی از آن درست است، اما بخش‌هایی هم واقعا قابل انتقاد به نظر می‌رسد: «من از نزدیک در لبنان [شاهد بودم] زمانی که عکس‌های برخورد نیروی انتظامی ایران با باتوم برای خانم‌های مسیحی و اهل سنت پخش می‌شد، چه اثری روی آن‌ها می‌گذاشت و چه ضربه‌هایی به حزب الله می‌زده است و جریان‌های مخالف ایران و لبنان از این عکس‌ها سوء استفاده می‌کردند و می‌گفتند اگر این افراد بر جهان [!] حاکم شوند چنین کارهایی را انجام می‌دهند.» این حرف‌ها ـ که متأسفانه زیاد هم تکرار می‌شوند ـ می‌تواند نشانه‌ای سیاسی شدن، غیردینی شدن و منحرف شدن قانون حجاب اسلامی از یک مسئله داخلی و فرهنگی باشد.

فرض کنیم بعضی خارجی‌های طرفدار ایران از موضوع قانون حجاب ناراحت باشند و در هواداری از جمهوری اسلامی در خارج از کشور سُست شوند، یا موضعشان ضعیف شود. از آن طرف ایرانی‌هایی هم باشند که اگر وضع حجاب در خیابان‌ها از این هم بد‌تر بشود اصلا اعتقاد و تعهدشان را به «جمهوری اسلامی» از دست می‌دهند یا لفظ اسلامی را در این ترکیب فاقد معنا به حساب می‌آورند. در واقع مذهبی‌هایی هم هستند که از بی‌تفاوتی دولت یا اشتباهات نیروی انتظامی در نظارت بر پوشش و فضای فرهنگی جامعه، و رواج «ابتذال» و «هرزه پوشی»، شدیدا ناراحت و معترض هستند. حال کدام مهم‌تر هستند؟ و به کدام دسته باید بیشتر اهمیت داد؟ و نظر کدام را باید ملاک عمل گرفت؟

از نظر صاحبان نگاه سیاسی، معتقدان به «کار فرهنگی»، و کسانی مثل حاج آقای زائری ـ که بیشتر نگران پیامدهای برخورد ناصحیح هستند تا پیامدهای ابتذال و هرزه پوشی ـ آن خارجی‌ها مهم‌تر به نظر می‌رسند، چون چهره بیرونی و سیاسی جمهوری اسلامی به آن‌ها وابسته است، و مخصوصا شیعه‌های لبنان بسیار مهم‌اند، لابد چون حاج آقا زائری از نزدیک شرایط آن‌ها را هم درک کرده‌اند! اما شاید بهتر باشد که امثال ایشان بپذیرند که حجاب مسئله داخلی ماست، و کار مردم مذهبی ایران هم با مسئله حجاب قابل مسامحه به نظر نمی‌رسد. با اتکا به ژست‌های تبشیری و تبلیغ عشق و محبت هم (بدون اشاره به الزام و تکیه بر اختیار محض) وضع هیچ جامعه‌ای بهبود پیدا نکرده است.

سیاسی شدن حجاب ممکن است به از دست دادن اعتماد به نفس، اهمیت یافتن شرایط دیگران، و اولویت پیدا کردن «جذب» بیانجامد. کسانی که (مثلا تحت تاثیر تبلیغات زرد حزب الله) خیلی به جذب لخت و پتی‌ها اهمیت می‌دهند، یا به نوع نگاه آنهایی که پایبندی به حجاب ندارند حساسیت پیدا می‌کنند، تدریجا به نادیده گرفتن مذهبی‌ها و به حساب نیاوردن خواسته‌های آن‌ها، و نهایتا به فراموش کردن هویت خود می‌رسند. آن‌ها در این تصور مضمر گرفتار می‌شوند که اکثریت مذهبی جامعه به نظام (یا دین) متعهد هستند، و طبیعتا وظیفه آنهاست که به فکر «جذب دیگران» یا حداقل نراندن آن‌ها باشند. هر چه هم در این راه مانعی ایجاد کند تبدیل به نقطه تمرکز انتقادات می‌شود. (در حالی که نقطه تمرکز انتقادات باید وضع نابسامان پوشش باشد).

معتقدان به «کار فرهنگی» با مسئلۀ «تعطیلی امر و نهی» روبرو هستند و از این رو به نگاه سیاسی و خارجی اهمیت می‌دهند. در حالی که با نگاه سیاسی هم ناامید نشدن کسانی که آماده هزینه دادن برای کشور هستند اهمیت بیشتری نسبت به نظر کسانی دارد که تعهدی به انقلاب و ارزش‌هایش ندارند. با اینحال، اشکالات روند موجود قابل کتمان نیست، نیروی انتظامی باید از این عرصه کنار گذاشته شود و اساسا شروع امر و نهی هم نباید از خیابان، که باید از نهاد‌ها، ادارات و اماکنی باشد که از مجوز‌ها و امکانات دولتی استفاده می‌کنند. همانطور که حاج آقای زائری هم اشاره داشته‌اند از علل اصلی ترویج بدحجابی صدا و سیما و سینمایی است که با آنکه به پول دولتی وابسته‌اند اما پایبندی روشنی به ارزش‌های اسلامی ندارند.

شاید نظر هیچ کدام از آن دو دسته (نه خانم‌های هراسان لبنانی، و نه مذهبی‌های معترض ایرانی) نباید ملاک عمل قرار بگیرد و یک نظر تعادلی اما متعهد باید بر اجرای این امر حساس حاکم شود. اگر جامعه‌ای می‌خواهد وضع پوشش رو به بهبود برود ابتدا دولتش باید مسئولانه وظیفه منطقی و قانونی‌اش را بپذیرد و سپس برای اجرای آن اراده داشته باشد. لزوم امر و نهی را نمی‌توان نادیده گرفت و دولت (در دنباله برنامه‌های ایجابی‌اش برای سامان دادن وضع پوشش) باید در مورد امر و نهی هم هزینه و برنامه ریزی داشته باشد. دولت باید با آموزش و نظارت بر امر و نهی بسیار مراقب باشد تا هیچ خلاف شرعی در تذکر‌ها و برخورد‌ها اتفاق نیافتد، و سپس به پیامدهای اقداماتش فکر کند.

کسانی که نظراتی مثل آقای زائری دارند ترجیح می‌دهند در مورد کیفیت امر و نهی سکوت کنند، یا آن را آنقدر دشوار کنند که با تعطیلی‌اش مساوی شود! به طور کلی راهکار مشخص و عینی هم برای چگونگی اجرای آن در همین شرایط موجود ارائه نمی‌کنند و در عوض به کارهای فرهنگی، تبلیغی و ارشادی (برگزاری دعا، مراسم اعتکاف و…) برای افزایش ایمان جوان‌ها اشاره می‌کنند! در عمل اما کفایت به این رویکردهای تبشیری ممکن نیست. ایران و مسائل داخلی‌اش هم ویترین امیدواری خارجی‌ها نیست. غیرایرانیانی که به جمهوری اسلامی علاقه‌مند اند باید خودشان را با مسائل ایران تطبیق بدهند، والا ما ایرانی‌ها در مسائل داخلیمان نباید برای نظر هیچ خارجی محترمی ارزشی قائل باشیم!

شاید اگر قرار بود به نظر مخالفان اهمیت داده شود باید به برادر‌ها و خواهرهای ایرانی و اقلیت خودمان ـ که خیلی هم مخالف هستند ـ اهمیت می‌دادیم و از اجرای بسیاری از قوانین اسلامی که پیامدهای بیرونی مطلوبی برای آن‌ها ـ و سپس خارجی‌ها ـ ندارد منصرف می‌شدیم (و یا اصلا از خیر حکومت اسلامی می‌گذشتیم!) در آنصورت دیگر همه در رفتار اجتماعیشان آزاد می‌بودند و هیچ لزومی در نهی و برخورد با روزه خواری، هرزه پوشی، تن فروشی و… احساس نمی‌شد. اما این پنبه را باید از گوش درآورد! ایران کشوری شبیه یا دنباله رو کشورهایی مثل لبنان یا ترکیه نیست. همچنین باید به خاطر داشت که نمی‌توان امر به معروف و نهی از منکر را با اشاره به کارهای فرهنگی تعطیل کرد.

گروه خاصی از ایرانی‌ها دائما نگرانِ نظر خارجی‌ها هستند، اما به جای این رویکرد ضعیف بهتر است نگاهی به حساسیت‌های فرهنگی خود اروپایی‌ها بیاندازیم: برای غربی‌ها وقتی پای مسائل هویتیشان به میان می‌آید نظر هیچ بنی بشری اهمیتی ندارد! اگر آن‌ها نسبت به رواج ساخت مسجد یا استفاده از حجاب در اروپا احساس خطری کنند بی‌هیچ تعارفی مانع گسترش این پدیده‌ها می‌شوند. سیاستمداران غربی البته به دروغگویی و فریبکاری هم عادت دارند و برایشان قبیح نیست که از آزادی بیان و اختیار در پوشش بگویند، و بعد با اجبار مسلمان‌ها را از این حقوق استثنا کنند! اما ایرانی‌ها احتیاجی به فریبکاری ندارند، چون اساسا اعتقادی به شعار آزادی بیان و پوشش و… به معنای اروپایی‌اش ندارند.

7 فکر می‌کنند “نگاه خارجی‌ها به قانون حجاب، و فراموش کردن امر و نهی”

  1. بله چه مطلب خوبی و یک مطلب دیگر هم هست . بین خانم های باحجاب برای مثال حجاب اون هنرپیشه ی مصری تر گل ورگل یا مدل آمریکایی تازه مسلمان با آن که کامل نیست و هنوز با خود نمایی و جلوه گری فراوان توام است ( و گویی یک مد جدید برای خودنمایی است )، بسیار با اهمیت تر و با ارزش تر از حجاب یک زن سنتی ایرانی تلقی می شود که در گیر و دار این همه مسئله و غائله و گرفت و گیر و تمسخر و طرد و غیره _ که یکصد سال است در مورد حجاب برپاست _ به سادگی حجابش را حفظ کرده و دم بر نیاورده است . گویی اون خانم هنرپیشه یا آن زن تازه مسلمان ، دقیقا به دلیل زندگی بی پروای قبلیش ارزش والاتر و بالاتری دارد .

  2. کامنت بالا رو که نوشتم یادم افتاد به شعری که راننده کامیونی پشت کامیونش نوشته بود :

    دختری از ملت عیسی گرفتارش شدم همتی فرما خدایا تا مسلمانش کنم!

  3. سلام علیکم
    بنده هم با نظر جنابعالی کاملا موافقم.سال ها به نام کار فرهنگی ، فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر را تعطیل کردند.سری به ما بزنید:

    “امر به‏ معروف‏ و نهى از منكر يك واجب است كه رودربايستى و خجالت برنمى‏دارد. ما گفتيم: اگر ديديد كسى مرتكب خلافى مى‏شود، امر كنيد به معروف و نهى كنيد از منكر. يعنى به زبان بگوييد. نگفتيم مشت و سلاح و قوت به كار ببريد. اين‏ها لازم نيست. خداى متعال كه اين واجب را بر ما مسلمانان نازل فرموده است، خودش مى‏داند مصلحت چگونه است. بزرگترين حربه در مقابل گناهكار، گفتن و تكرار كردن است. اينكه يك نفر بگويد اما ده نفر ساكت بنشينند و تماشا كنند، نمى‏شود. اگر يكى دچار ضعف نفس بشود، يكى خجالت بكشد و يكى بترسد، اينكه نهى از منكر نخواهد شد. ”
    امام خامنه ای /سال ۷۱

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    جمعی دانشجو و طلبه هستیم
    برآنیم با مدد خدای متعال این واجب فراموش شده را احیا کنیم.
    منتظر پیوستن شما به جمع آمران به معروف و ناهیان از منکر هستیم…
    التماس دعا

    http://ehya.blog.ir
    http://hayauni.ir/wp/

  4. خوبه این حاج آقای زائری اون یک جمله رو گفت که شما حرفی برای گفتن داشته باشید. این نوشتتون بر خلاف اغلب نوشته هاتون سطحی بود و بی جهت طولش داده بودید. اتفاقا راهکارهای زیادی که عملی هم هست خیلی ها برای بهبود وضع پوشش ارائه کردند که اتفاقا هم نگاه با حاج آقای زائری هم هستند.
    مسئله ای که دولت و حاج آقای زائری و خیلی های دیگه باهاش مخالفن این نحوه ی عملکرد “گشت ارشاد” است که با زد و خورد و ایجاد رعب و وحشت در دل مردم می خوان مردم رو باحجاب کنند. از اسمش هم معلومه که گشت “ارشاده” . نه گشت ” ایجاد رعب و وحشت” . امیدوارم که شیوه های عملیاتی زشت و غیر انسانی گشت ارشاد رو تکذیب نکنید که بنده برای شما مصداق خواهم آورد.
    مسئله این است که اگر واقعا قصد مبارزه با بدحجابی را دارند به جای تصویب قانون های مزخرفی که مثلا به ازای ناخن لاک زده و فلان و فیسال ، جریمه ی نقدی می کنند به جایش بیان مثلا قوانینی تصویب کنند که استخدام خانم های منشی با آرایش و حجاب غیر اسلامی در ادارات ممنوع باشد. یا بر فرض مانتوهای آستین کوتاه یا شلوارهای پاچه کوتاه و زانو سوراخ رو از مغازه ها جمع کنند. و خیلی از کارهای دیگه که می شه انجام داد. مثلا گشت ارشاد به جای ضرب و شتم مردم و دیگر جرایمی که تاکنون داشته دو تا کتاب بده دست مردم.
    مخالفت احمدی نژآد و هم چنین برخی حاج آقاها با این وضعیت گشت ارشاد به این دلیل است که آن ها خود را در مقابل مردم قرار داده اند . حتی مردم باحجاب هم از این وضعیت تهاجمی گشت ارشاد ابراز ناراحتی کرده اند. در کل باید گفت که شیوه ی عملکرد گشت ارشاد اشتباه است و به قول آقا باید با شفقت برخورد کنند نه این که اصلا برخورد نکنند. شیوه ی عملکرد اشتباه است نه اصل گشت ارشاد.
    شدیدا شما رو به دیدن مستند “نقص ظاهر” دعوت می کنم تا ضمن روشن شدن راجع به مسئله ی حجاب ، متوجه شوید که این مسئله یکی از مسائلی است که علی مطهری در آن به لحاظ فکری نقطه مقابل رهبری ایستاده است و نفرمایید که علی مطهری بیش از هر کسی به پدرش نزدیک است. او هیج نسبتی با شهید مطهری بزرگوار ندارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *