ویژگی مناسکی در تحلیل رفتار مردم ایران

توجه به مناسک در بسیاری از فرهنگ‌ها دیده می‌شود. حتی فرهنگ مدرن با همه تکیه‌ای که بر فردیت و «ایندیویجوالیسم» دارد بی‌سابقه‌ترین مناسک را در درون خودش پرورده و این در سینما‌ها و ورزشگاه‌ها و کلوپ‌ها و… فراوان دیده می‌شود. استادیوم‌ها و سالن‌ها جای معابد و مقدسات قدیم را و ستاره‌ها جای قدیسان را گرفته‌اند. اما ویژگی مناسکی در فرهنگ ایرانی رنگ و بوی خاص خودش را دارد و خصوصیات خانوادگی، خیابانی بودن، و حتی قرابت به طبیعت و… در آن مشاهده می‌شود. به نظر می‌رسد که در تحلیل رفتار مردم ایران به خصوص نباید از ویژگی مناسکی غفلت کنیم. مردم ما به شدت مناسکی هستند، یعنی آماده‌اند تا حرکات مناسکی را به خصوص به شکل دستجمعی انجام بدهند، یا زمینه فرهنگی‌اش را دارند که تن به مناسک تازه‌ای بدهند و یا رفتارهایی را که اساسا مناسکی نیستند به شکل مناسکی دربیاورند.

برای بعضی ابهام شده که چرا انتخابات ایران با اینکه برای عده‌ای ناراحتی به دنبال داشت یا با اینکه در زندگی اکثر مردم تأثیر خاصی نداشته و رضایت چندانی هم از عملکرد مجلس وجود ندارد باز هم درصد قابل توجهی در انتخابات شرکت می‌کنند؟ طبیعتا بخشی از علت آن سیاسی است و مردم به انگیزه دفاع از کشور یا حمایت از گرایش سیاسیشان در آن شرکت می‌کنند، اما غیر از این درصد ثابت، باقی مردم آنقدر‌ها سیاسی نیستند، دستکم نه آنقدر که در صندوق‌های پرت هم تا دیروقت در صف بایستند! شاید پاسخ این ابهام در «مناسکی شدن انتخابات» باشد، انتخابات به خاطر رویکرد خاص تبلیغی به آن تبدیل به مناسک اجتماعی شده و بخشی از مردم ناخودآگاه به شکل یک مراسم جمعی به آن نگاه می‌کنند و حتما دیده شده که بسیاری هم خانوادگی و دستجمعی در پای صندوق‌ها حاضر می‌شوند، و فهرستی هم رأی می‌دهند.

وقتی انتخابات وجه مناسکی پیدا می‌کند این احساس به بعضی از مردم دست می‌دهد که اگر در آن شرکت نکنند از کار خوبی که همه در آن شرکت کرده‌اند عقب افتاده‌اند. این تنها نمونه ورود مناسک به حوزه سیاست نیست. سالهاست که تظاهرات سیاسی برای بعضی ها (به خصوص تظاهرات ۲۲ بهمن) شکل یک مناسک همگانی و تجمع خانواده‌ها برای یک حرکت دستجمعی را به خود گرفته است. عادی و تکراری شدن تهدیدهای خارجی و رویکرد خاص صدا و سیما و کارهایی مثل جمع کردن ستاره‌ها و چهره‌های محبوب و آوردن آن‌ها به خیابان باعث شده که تظاهرات تا حدود زیادی از شکل «عمل سیاسی و اعلامی» فاصله بگیرد و حتی نشانه‌هایی از جمع شدن برای گردش دستجمعی و تفریح و شادی همگانی در آن به چشم بخورد. این به معنای این نیست که مردم گرایش سیاسی به تظاهرات و اهدافش ندارند، بلکه به این معناست که وقتی تظاهرات یک عمل ثابت یا مناسبتی می‌شود ویژگی مناسکی هم در آن تقویت می‌شود.

در چند ساله اخیر پدیده تازه‌ای در جامعه ایرانی دیده می‌شود که به نحوی می‌تواند شاهدی بر ویژگی مناسکی رفتار مردم ایران باشد؛ راهپیمایی‌های خانوادگی آخر هفته که چند سال پیش شروع شده و به سرعت رشد و سرایت داشته است. در اولین راهپیمایی خانوادگی در شهر قزوین مسئولی خارجی از فدراسیون جهانی ورزشهای همگانی هم حاضر بود و در مصاحبه با تلویزیون از میزان حضور مردم اظهار حیرت می‌کرد و می‌گفت که در هیچ جای جهان شاهد چنین استقبالی نبوده است. علت چیست؟ مردم ایران خیلی به ورزش اهمیت می‌دهند، یا پاسخ چیز دیگری است؟ به نظر می‌رسد که راهپیمایی خانوادگی آخر هفته به جز قرعه کشی و جایزه و… یک ویژگی خاص دارد که نمی‌توان از آن چشم پوشید، و آنهم ویژگی مناسکی است که شرایطی کمابیش شبیه به همایش تظاهرات در آن اتفاق می‌افتد.

نمونه دیگر از رفتار مناسکی که با سیاست آمیخته است استقبال مردم از سفرهای استانی است. اوضاع سیاسی و اقتصادی با اینکه بسیار سریع تغییر می‌کند و ممکن است نارضایتی بخش‌هایی از جامعه را هم به دنبال داشه باشد اما تأثیر چندانی بر سفرهای استانی نداشته است، شاید از آن جهت که سفرهای استانی هم ویژگی مناسکی پیدا کرده است. در هنگام سفرهای استانی شهرهای کوچک تقریبا تعطیل می‌شوند و زمینه‌ای آماده می‌شود تا مردم یک واکنش خیابانی و همگانی نشان بدهند. مردم مشتاق هستند که به خیابان بیایند و از رئیس جمهورشان استقبال کنند، یا در ورزشگاه حاضر شوند و به سخنرانی او گوش بدهند و هر جا که از دفاع از حقوق آن‌ها می‌گوید یا وعده اعطای امکاناتی به شهر و منطقه آن‌ها را می‌دهد به شدت او را تشویق و تحریض کنند، یعنی مناسکی که کاملا با تجدید روحیه و شادی اجین شده است.

شاید تصور شود که این ویژگی در طبقات پایین‌تر مردم وجود دارد، اما اقشاری که خودشان را از اکثریت مردم (و تعبیر خودشان، عوام مردم) جدا می‌گیرند، و بسیار اشتیاق دارند که از طبقه بالاتری به حساب بیایند، آنها هم میل خاص خودشان را به مناسک دارند. مثلا در مدت زمان اندکی مناسکی مثل «ولنتاین» و «دروغ آوریل» از غرب سرایت می‌کند و در بخش هایی از جامعه فراگیر می‌شود. عده‌ای برای تشخّص خودشان به چنین مناسکی، حتی اگر غریبه و وارداتی باشد، احتیاج دارند. «شمال روی» هم از مناسکی است که با آسان شدن مسافرت به شمال باب شده، مردم تهران ـ نه فقط کسانی که از طبقه بالا به حساب می‌آیند ـ منتظر تعطیلی هستند تا به شمال حمله کنند(!) و حاضرند در تعطیلی میانه خرداد هفت ـ هشت ساعت هم ترافیک را تحمل کنند اما از آنچه بعضی آن را نوعی دهن کجی سیاسی تفسیر می‌کنند عقب نمانند.

می‌توان گفت که یک وجه بارز ویژگی مناسکی خیابانی بودنش است. قدیم‌تر در اعیادی که شهر چراغانی می‌شد ترافیک گردی تفریح خانواده‌هایی بود که امکانات کمتری برای تفریح بچه‌هایشان داشتند. کمی پس از افتتاح تونل رسالت رادیو از مردم خواهش می‌کرد که به سمت تونل رانندگی نکنند، چون از شدت استقبال ترافیک کاملا قفل شده بود! این نشان می‌دهد که بعضی از مردم منتظر فرصت حضور خیابانی هستند تا اشتیاق نشان بدهند و نوع خاصی از تبلیغ هم می‌تواند ملاقات با تونل را هم به مناسک تبدیل کند. روزهایی مثل اول مهر نیز مانند یک مناسک خیابانی برگزار می‌شود و بیرون آمدن مردم شمایل یک هجوم خیابانی را دارد. مراسمی مثل روز مادر هم تصویر خیابانی خودشان را پیدا می‌کنند، که شلوغی خاص خودشان را دارند، و جوانهای گل به دست یا مردان میانسال شیرینی به دست در خیابان فراوان دیده می‌شوند.

مناسبت در فرهنگ ایرانی فراوان است و مناسبت و مناسک هم با هم پیوند خورده‌اند چون مناسبت‌ها زمینه مناسک را مهیا می‌کنند. علاوه بر مناسبت‌های مذهبی ـ که مناسک ریشه دار خودشان را دارند ـ مناسک جدیدی هم که نهادهایی مثل شهرداری یا صدا و سیما در اعیاد مذهبی برگزار می‌کنند با استقبال فراوان روبرو می‌شود. مناسبت اگر غیرمذهبی یا غیرسیاسی (و مثلا طبیعی) هم باشد باز هم مردم اشتیاق زیادی به آن دارند. خانواده‌های ایرانی از کمتر چیزی مثل «سیزده به در»، با وجود خرافی و پردردسر بودنش، استقبال می‌کنند، چون ویژگی مناسکی در آن پررنگ است. علاوه بر این سنت قدیمی مناسک و مناسبت طبیعی جدید مثل «گلاب گیران» کاشان نیز با سرعت مرسوم می‌شود و نشان می‌دهد که مردم برای انجام مناسک ابایی از ازدحام و شلوغی هم ندارند. به طور کلی کافیست چیزی مُد و عادت بشود تا عده زیادی از مردم به شکل یک مناسک به آن پایبند شوند.

5 فکر می‌کنند “ویژگی مناسکی در تحلیل رفتار مردم ایران”

  1. خوب این مناسکی شدن رو میشه تا ابد ادامه داد عزاداری امام حسین هم مناسکی است اما جامعه شناسان قرتی وقتی از این واژه استفاده می کنند غرض شان نوعی تقلیل دادن وجوه آگاهانه و نیت مند افراد است. منکر مناسک نمی توانیم باشیم اما مناسک را به معنای منفی نیز در نظر نباید گرفت. مثلا همین راه پیمایی بیست و دو بهمن مناسکی است برای پوز زدن امریکا. اگر مناسکی بودن مردم ایران را قبول داری باید مخالف خوانی آنها را هم لحاظ کنی مردم ایران لج باز اند. برای پوز زنی و رو کم کنی خیلی کارها می کنند.

    1. تا ابد که نمی شه ادامه داد ولی مناسک به خودی خودش قسمتی از زندگی اجتماعی است، و البته شادی ها و عزاداری های مذهبی هم مناسکی هستند و اصلا فرهنگی که مناسبت و مناسک بیشتری داشته باشد می تواند ادعای غنای بیشتری هم بکند.

      توی متن هم اگر چیزی منفی انگاشته شده باشد فقط آن قستمی است که نوشته ام: «… زمینه فرهنگی‌اش را دارند که تن به مناسک تازه‌ای بدهند و یا رفتارهایی را که اساسا مناسکی نیستند به شکل مناسکی دربیاورند» و ادعای اصلی هم همین است. نمونه هایی هم که آورده ام سعی کرده ام موید همین معنا باشد.

      وقتی ویژگی مناسکی در رفتار مردمانی پررنگ می شود چیزهایی هم که مناسکی نیست را به شکل مناسکی در می آورند، مناسک در جای خودش ممکن است خیلی هم معقول و ارزشمند باشد، اما وقتی سرایت بی دلیل پیدا می کند محل نقد می شود.

      بله، لجبازی هم از خصوصیات ایرانی هاست و فکر می کنم قبلا درباره اش نوشته ام، اما فرض من در مورد تظاهرات مناسکی در شرایط عادی و تکراری شدن تهدیدهاست، اگر تهدیدها از حالت عادی و تکراری خارج شود و صورت تازه ای بگیرد به نظرم واکنش مردم هم جدی تر و غیرمناسکی تر خواهد بود.

  2. الان راه پیمایی نه دی رو چگونه تحلیل می کنی؟ به نظر من که نه دی نشون داد که راه پیمایی هایی از جنس بیست و دو بهمن از سر عادت و تفریح نیستند و کاملا هدفمند و آگاهانه برگزار میشن و الا اگر قرار بود صرف مناسک مردم رو به خیابون می کشوند نه دی هم نباید اتفاق می افتاد
    http://www.teribon.ir/archives/86741

    1. توی متن هم آمده که: … عادی و تکراری شدن تهدیدهای خارجی و رویکرد خاص صدا و سیما و کارهایی مثل جمع کردن ستاره‌ها و چهره‌های محبوب و آوردن آن‌ها به خیابان باعث شده که تظاهرات تا حدود زیادی از شکل «عمل سیاسی و اعلامی» فاصله بگیرد

      یعنی مناسکی شدن را کاملا تعلیل کرده ام و به «عادی شدن» و «شیوه تبلیغ» ربط داده ام

      حالا این چه ربطی دارد به «نه دی» که اساسا یک اتفاق خاص بود و ویژگی عمل سیاسی و اعلامی اش به اوج رسیده بود!؟ توی نظر قبلی هم نوشتم که: اگر تهدیدها از حالت عادی و تکراری خارج شود و صورت تازه ای بگیرد به نظرم واکنش مردم هم جدی تر و غیرمناسکی تر خواهد بود. (مثل نه دی).

      اینکه ویژگی مناسکی را در ارتباط با تظاهرات هم تحلیل کنیم ربطی به این ندارد که «هر تظاهراتی» را مناسکی بدانیم! به نظرم جا دارد روی این نکته دقت بیشتری خرج شود. اینکه یک نوع تظاهرات واجد ویژگی مناسکی دانسته شود معنی اش این نیست که هر تظاهراتی مناسکی است.

      از خود متن هم مشخص است که اصلا چنین ادعایی در کار نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *