موج های فضای مجازی، دور از واقعیت، پر از هیجان

هر چند وقتی یک موجی در فضای مجازی راه می‌افتد که خیلی‌ها احساس تکلیف می‌کنند حتما درش مشارکت داشته باشند. حکم‌های کلی و اشک و آه و اعتراض است که فراوان تولید می‌شود و مهر تأیید می‌گیرد. مثلا در فلان شهرستان چون در محل تجمع خانواده‌ها جمعیت زیادی از افغان‌ها (جوان‌های مجرد) رفت و آمد می‌کنند نیروی انتظامی بدسلیقگی می‌کند و می‌خواهد با اطلاعیه مشکلات را پیشگیری کند، وقتی خبرش منتشر می‌شود انگار فاجعه اتفاق افتاده! آن کار که قطعا اشتباه است اما علم کردنش و زدن انگ نژادپرستی و گرفتن ژست مبارزه با نژادپرستی دیگر حال آدم را تغییر می‌دهد. آدم را یاد «احمد شهید» می‌اندازند که به خاطر یک اتفاق در زمین فوتبال می‌خواست از حقوق همجنسبازان دفاع کند.

بنده قائل به نژادپرستی در بین ایرانی‌ها نیستم، ایرانی‌ها حداکثر قومیت گرا و آلوده به نگاه اشرافی هستند. همین نگاه اشرافی بین تازه به دوران رسیده هاست که در مورد افغان‌های مهاجر ـ که متأسفانه فقیر و جنگ زده هستند ـ مشکل ایجاد می‌کند. اثباتش هم ساده است؛ مثلا افغانستان اگر به حد ژاپن ثروتمند می‌بود آیا باز هم ایرانی‌ها همین نگاه تحقیرآمیز را داشتند؟ معلوم است که نه! و اصلا مگر افغان‌ها از چه نژادی هستند؟ یا هزاره‌های ترک‌نژاد و شیعه‌اند، که در کشورمان ترک کم نداریم که بد‌ترین توهین‌ها را به افغان‌ها می‌کنند، یا ترکمن هستند (که باز داریمشان) و یا تاجیک (که از خیلی‌ها ایرانی ترند) و یا پشتون (که کمابیش شبیه بلوچ‌های خودمان‌اند).

کسانی که قائل به نژادپرستی ایرانی‌ها هستند خوب است از پدر مادر‌هایشان بپرسند که مردم شهرشان با جنگ زده‌های خودمان چطور رفتار می‌کرده‌اند (که هم فارس بین شان بوده و هم عرب و هم کرد)، شاید یک چیزهایی دستگیرشان شود و کمتر گریبان چاک بدهند. شکر خدا حافظه تاریخی ایرانی‌ها در حد ارزن هم نیست.

حرف زدن علیه نژادپرستی برای بعضی‌ها پرستیژ می‌آورد، فکر می‌کنند با این پُزها شبیه غربی‌ها می‌شوند (که اساسا در فرهنگشان مشکل نژادپرستی دارند) و همین راضیشان می‌کند. اما اینهایی که خودشان را برای مظلومیت افغان‌ها به در و دیوار می‌زنند آیا حاضرند مثلا با یک افغان ازدواج کنند؟ بعضی‌هایشان یک جوری از داشتن دوست افغان و رفت و آمد با آن‌ها می‌گویند انگار مثلا با جزامی‌ها رفت و آمد کرده‌اند! افتخار می‌کنند که با افغان‌ها دوست هستند و همین «رضایت از خود» و «به رخ دیگران کشیدن» نشان می‌دهد که نگاه از بالا به پایین در ذهن خودشان هم وجود دارد.

یک موج دیگر موج مبارزه با توهین به مقدسات است. مسلمان‌ها چند سال است ـ مخصوصا بعد از حرفهای قرون وسطایی پاپ ـ با مشکل توهین به مقدسات مواجه شده‌اند. آن‌ها که حرف از رواداری و گفتگو می‌زدند وقتی جلوی انتشار اسلام کم آوردند توهین را انتخاب کرده‌اند، از اسلام عصبانی هستند و این کار خالیشان می‌کند. در این دو سه ساله مشکل داخلی هم شده است، قبلا گفته بودیم که فحاش‌هایی که توی سیاست پلاس‌اند وقتی کم می‌آورند می‌روند سراغ مقدسات؛ یعنی بعد از هر شکست یا ضدحال سیاسی چون دیگر فحش دادن به احمدی‌نژاد و خامنه‌ای ارضایشان نمی‌کند احساسات مخالفشان را با توهین به مقدسات انگولک می‌کنند.

آخوند‌ها می‌گویند «الباطل یموت بترک ذکره»، این می‌تواند سیاست خوبی برای بی‌اثر کردن توهین باشد، اما تقریبا عکس‌اش اتفاق می‌افتد. ملت منتظرند یک کسی یک غلطی بکند و زود کشفش کنند و جار بزنند. وقتی هم که همه گیر می‌شود معلوم است که همه باید درباره‌اش موضع گیری کنند. بنده از مراجع هم تعجب می‌کنم، اگر توهینی خیلی آشکار و خیلی مهم نیست بهتر است حکم و فتوای علنی هم ندهند. مثلا اگر قرار بود برای کشتن کسروی طبل و دهل می‌زدند شاید بیشتر برای حفاظت خودش تمهید می‌کرد، بهتر است آقایان خصوصی جواب بدهند که اگر کسی هست، که او کار خودش را می‌کند و بعد هم… ادامه درس و بحث!

جوانهای احساس تکلیف، منتظرند اتفاقی بیافتد تا اعلام هویت کنند، اسم و آواتار تغییر بدهند و صفحه و گروه جدید بسازند، که چه بشود؟ با اینکار‌ها کسی از فحاشی عقب نشینی نمی‌کند، تازه تحریک هم می‌شود. با سیدسجاد گپ می‌زدیم و حرف از آنهایی شد که می‌گویند «نقی زیبا‌ترین نام جهان است»! می‌گفت مثلا خود اینها حاضرند اسم بچه‌شان را نقی بگذارند؟ بنده که فکر نمی‌کنم! تازه اسم امام هم «علی» بوده و علی قطعا زیبا‌ترین نام جهان است. بنابراین موج مبارزه با اهانت هم بیشتر احساسی است، و در مملکتی که سروش و گنجی‌اش هم مخالف توهین به مقدسات‌اند (و حداکثر تقصیر را گردن حاکمیت می‌اندازند) توهین کننده‌ها هر روز منزوی‌تر می‌شوند.

2 فکر می‌کنند “موج های فضای مجازی، دور از واقعیت، پر از هیجان”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *