در مذمت آن قشر ایراد گیر، تکه پران، و عقل کل

یک قشر ایراد گیر، مریض احوال، تکه پران و گزک گیری در جامعه ما وجود دارد که به خاطر سطح پایین درک تحلیلی، و سطح بالای اعتماد به نفسشان طعمه افراد فرصت طلبی می‌شوند که امکان مطرح شدن در رسانه‌های عمومی را پیدا می‌کنند. چهره‌های رسانه‌ای که پیش خودشان احساس زرنگی می‌کنند و در نفس خودشان تعهدی به راستی و درستی ندارند سعی می‌کنند حمایت این قشر را به دست بیاورند. آن‌ها خودشان را نماینده و سخنگوی همه جا می‌زنند و با کشف ایراد‌های دیگران، و بزرگ و جدی نشان دادنشان، تلاش می‌کنند توجه و تأیید مردم را با روکش مطالبه خواسته‌های آن‌ها (و نه کسب شهرت و محبوبیت برای خودشان) به دست بیاورند.

چون محیط تحلیلی این قشر از جامعه کوچک است تبدیل به کمال گرایانی می‌شوند که به دنبال «یک گزک» می‌گردند تا کل سیاست یا کل یک جریان یا تمام شخصیت یک نفر را به وسیله‌‌ همان یک ایراد زیر سوال ببرند. اشکالی اگر پیدا کنند فکر می‌کنند کشف بزرگی کرده‌اند و با‌‌ همان شهود ارشمیدسی‌شان کل یک پدیده یا شخصیت را تحلیل و منکوب می‌کنند. این «شهوت کشف و افشای ایراد» باعث می‌شود به تدریج این گمان در آن‌ها پیدا شود که آنهایی که جنجالی و عجیب و غریب حرف می‌زنند حتما راست می‌گویند، و دیگرانی که بی‌بند و بست و متناقض حرف نمی‌زنند و تکه هم نمی‌پرانند لابد دروغ می‌گویند، یا دارند چیزی را پنهان می‌کنند.

درک این آدم‌ها بر باورهایی استوار است که احتیاج به اثبات دارد اما غالبا مدرکی برای اثبات آن‌ها وجود ندارد. مدرک همیشه در حد شایعه و درک سطحی از رویۀ ماجرا است. استدلال‌هایشان در رد یا اثبات دیگران در حد یک جمله است، آنهم نه جمله‌هایی که قطعی یا حامل نتیجه خاصی باشند، بلکه جملاتی که تنها در وهم خودشان و در دنیای کوچک ذهنیشان معنی می‌دهد. مثلا؛ احمدی‌نژاد با حجاب مخالفت کرده، پس احمدی‌نژاد حتما لیبرال است و می‌خواهد کاباره هم باز کند. یا مثلا سپاه از احمدی‌نژاد حمایت کرده، پس حتما تقلب شده و احمدی‌نژاد اصلا رئیس جمهور واقعی نیست. یا مجتبی خامنه‌ای پسر رهبری است، پس حتما طراح کودتا بوده و می‌خواهد رهبر هم بشود!

ایرادگیری و تکه پرانی برای این قشر به ارزش تبدیل می‌شود و خیلی از برنامه‌های زرد و عامه پسند تلویزیونی همین سلیقه از این قشر را ـ که کم هم نیستند ـ هدف می‌گیرند و تکیه‌شان را روی تخریب جریان‌ها و شخصیت‌ها می‌گذارند. این گفته‌ها احتمالا برنامه‌هایی مثل نود را تداعی می‌کند، که تداعی درستی هم هست. مثلا اگر یک مهمان تلفنی به فردوسی‌پور بگوید چرا شما فقط ایراد‌ها را می‌بینید؟ او فورا می‌گوید: «باشه! از این به بعد فقط از شما تعریف می‌کنیم» و همین تکه می‌تواند ذائقه قشری را که نود آن‌ها را هدف گرفته است نشان بدهد. ایرادگیری برای آن‌ها ارزش است، و نشانه راست گویی و شفافیت! و نداشتن چنین روشی، معادل دروغگویی و پنهان کاری.

بروز این پدیده در فوتبال چندان مهم نیست، بیشتر تماشاچیان فوتبال آدمهای سطحی هستند که با یک غوره سردیشان می‌شود و با یک مویز گرمیشان. با خوردن گل اول برای مدیر عامل «حیا کن،‌‌ رها کن» سر می‌دهند، نیمه دوم برای یکی از بازیکن‌ها، و آخر بازی برای سرمربی! تکلیفشان با خودشان هم مشخص نیست، چون ظرفیت تحلیلیشان کم است و بیش از حد درگیر احساسات‌اند؛ خراب کردن یک توپ می‌تواند دلیل بر نابودی مهره کلیدی تیمشان باشد، باختن یک بازی می‌تواند دلیلی بر اخراج سرمربی شود، و بُرد اتفاقی یک بازی مدرک موفقیت یک مدیرعامل!

کمی احساس زرنگی و فرصت طلبی لازم است تا آنهایی که امکان حضور رسانه‌ای دارند توجه این قشر را جلب کنند. این فرصت طلبی و احساس زرنگی را بنده مثلا در علی مطهری و احمد توکلی می‌بینم، در موسوی هم می‌دیدم، فوتبالی پیشرفته ترش را در فردوسی‌پور و عقب مانده ترش را در امثال شاه حسینی می‌بینم. مثلا موسوی می‌گفت غربی‌ها داشتند از حمایت اسرائیل دست بر می‌داشتند اما حرفهای احمدی‌نژاد باعث شد دوباره از اسرائیل حمایت کنند. مطهری هم می‌گوید حرفهای احمدی‌نژاد باعث بدحجابی و ابتذال شده، و مشایی لابد باید دنبال باز کردن کاباره هم باشد. یعنی یک گزک کافی است تا کل یک جریان به چیزی صد در صد خلاف واقعیت تعبیر شود.

احمدی‌نژاد به مرتضوی (که سابقه قضایی خوبی ندارد) پست و مقام می‌دهد، عقل کل‌های تکه پران به میدان می‌آیند که حتما این دو با هم سر و سری داشته‌اند، و در کهریزک و باقی قضایا هم! منشأ این تلقی‌‌ سطحی همان «ایراد و افشا» است، و اصلا به ذهنشان خطور نمی‌کند که احتمالا احمدی‌نژاد با مرتضوی بازی می‌کند تا راست سنتی را دق بدهد. مرتضوی هر چه هست دست پرورده راست سنتی بوده و بروزش به احمدی‌نژاد ربطی ندارد. اما چون مرتضوی از آن‌ها زخم خورده مهره قابل استفاده‌ای برای احمدی‌نژاد است. او هوچی‌های مجلس را هم خوب می‌شناسد و می‌داند با یک انتصاب جنجالی می‌تواند مجلس را حسابی سرکار بگذارد و کلی از انرژی و وقتشان را هدر بدهد. اما تکه‌پران ها فقط رویۀ ماجرا را می‌بینند.

قشر ایرادگیر، افشاکننده، تکه پران، عقل کل و کمال گرا همیشه در سطح باقی می‌مانند، و همیشه با تکه تحلیل‌هایشان سرگرم تناقض می‌شوند. بعضی‌ها (مثل علی مطهری) آنقدر زرنگ هستند که از هر دو سوی این طیف سواری بگیرند (او در یک نطق هم به سپاه می‌زند تا توجه اپوزیسون را جلب کند و هم به بی‌حجابی تا توجه پوزیسیون را جلب کند!) او از حماقت هر دو سوی این قشر سطحی برای شهرت و سر زبان افتادن اسم خودش استفاده می‌کند. با اینکه این نوع زرنگی‌ها دوام و عمقی ندارد اما متأسفانه در سیاست کار می‌کند. به هر حال بزرگ زادگی هم یک تاریخ مصرفی دارد، و بعضی‌ها برای بقا مجبور می‌شوند به چیزهای دیگری هم متوسل شوند.

تتمه: به نظر شما چرا  بی بی سی حرفهای جنجالی مطهری درباره حجاب را حذف کرده؟ و چرا فقط روی ادعای دخالت سپاه و موضع گیری‌اش علیه حداد عادل تکیه کرده است؟ | اگر می‌خواهید این قشر تکه پران عقل کل را خوب بشناسید مرور سایت‌هایی که «کامنت باز» دارند را از دست ندهید، سایت‌هایی مثل تابناک و الف و… که اصلا محتوایشان را روی سلایق همین کامنت باز‌ها تولید می‌کنند نمونه‌های خوبی برای درک و شناخت این قشر هستند.

14 فکر می‌کنند “در مذمت آن قشر ایراد گیر، تکه پران، و عقل کل”

  1. آره دیگه. مملکت شده بازیچه. کار سیاست شده خاله بازی. که یک آدم […] رو بذاره رئیس مرکز مهمی بنام ستاد مبارزه با قاچاق کالا. بعد هم سازمان ثروتمندی بنام تامین اجتماعی. که چی؟ راست سنتی رو دق بده! بذارشون سر کار که از امور مهم تر غافل بشن لابد. حالا عواقب این انتصاب و فساد مالی احتمالی و غیره هم لابد خیلی مهم نیست.

    1. اون فقط یک مثال برای توضیح متن بود! و اگر دقت کنید می بینید که هیچ قضاوتی هم درباره خوب و بدش انجام نشده. متن به طور کلی در مذمت رفتار کسانی است که فقط سطح ماجرا را می بینند و با همین دید سطحی به تکه پرانی مشغول می شوند، یک مصداقش هم همین قضیه مرتضوی است.

  2. سلام بر شما
    بی بی سی همین امشب در برنامه صفحه دوی سه شنبه مفصل به همین موضوع پرداخت که شما میگید بی بی سی ازش ابا داره!
    ای کاش یک ذره تحقیق میکردید و حالا با سایتی دشمنید دستکم حرفی نمی زدید
    این قدر سست بنیاد. انصاف آدم در برخوردش با دشمنان و مخالفان محک می خوره

  3. …سایت‌هایی مثل تابناک و الف و… که اصلا محتوایشان را روی سلایق همین کامنت باز‌ها تولید می‌کنند…

    اینو خیلی قبول دارم

  4. مدت های مدیدی بود که سایت الف رو میخوندم وهمیشه با کامنت گذاران اون مشکل داشتم و هرچی استدلال میکردیم کانه یاسینی بود که ….میخوانیم و همیشه دنبال علت این ماجرا بودم که الحمد للله با این مطلب بسیار عالی تون باعث شدید جوابم رو بگیرم
    احسنت به این متن زیبا و بسیار دقیقتون
    قلمتون مستدام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *